ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 57

فیروزه به یاد سالها پیش افتاد و اصلا کل زندگیش تا حالا که از کون دادن گریزان بود . حالا این قدر راحت در مقابل پسری که تا حالا قدرت خودشو به رخ اون پسر کشیده تسلیم شده بود . . فیروزه .. فیروزه حالا وقت فکر کردن به این چیزا نیست . لذت ببر .. شاید کون دادن مثل کس دادن لذت نداشته باشه . درد هم داشته باشه . ولی حس کن اونی که داره تو رو می کنه و نیروی جوونی داره .. داره با تو حال می کنه  و همیشه هم به تو حال میده .. این کیر همیشه آماده و نزدیک تو قرار داره .. با این حال روغن زیتون هم بی اثر نبود .. عرفان کیرشو خیلی آروم توی کون مادرش حرکت می داد . سفتی عضلات مقعد و حفره تنگ کون مادرشو حس می کرد .. فیروزه دوست داشت صدای پسرشو بشنوه .. که بگه داره بی اندازه از کردن مامانش لذت می بره و عرفان هم دوست داشت حرفای دلشو بزنه از احساسش بگه .. از نیازش که حالا به بهترین صورت ممکن بر آورده شده بود . عرفان از کناره ها صورتشو به نزدیک صورت مادرش بود . فیروزه حس کرد که پسرش  از اون لب می خواد . سرشو کمی به سمت اون بر گردوند .. عرفان هم لباشو به لبای مادر نزدیک کرد . همین باعث شد که عرفان کمی به سمت جلو کشیده شه و کیرش یه حرکت دیگه ای توی کون فیروزه داشته باشه .. حرکتی که یکی دو سانتی رو باعث پیشروی کیر در کون شده بود .. نفسهای تند اون دو نفر و لبایی که روی هم قرار گرفته بود حکایت از این داشت که هر دو شون می خوان غرق در هوس و آرامش باشن . عرفان با تمام وجودش مادرشو دوست داشت و فیروزه یه حس دیگه ای نسبت به پسرش پیدا کرده بود . علاوه بر اون عرفان هم شوهر و هم معشوق اون شده بود . مردی که می تونست بهش تکیه کنه .. به هیجان اومده بود و کونشو  در جهت مخالف حرکت کیر عرفان و رو به عقب جرکت می داد . می دونست مردا از این سبک لذت می برن ..
 -اوووووووفففففف مامان مااااامااااان .. خوشت میاد ؟ من که خوشم میاد ..  این جوری زود آبم می ریزه .. نمی خوام حالا حالا ها خیس کنم .. بذار پشت قشنگت رو ببینم . کون تپل تو رو .. همه جای تو رو .. کمر خوش تراش .. کون خوش فرم تو رو مامان  دستاشو گذاشت زیر سینه های فیروزه اونا رو آورد بالا و ولشون کرد . چند بار به این طرف واون طرف حرکتشون داد .. حالا لباشو از رو لبای مادر بر داشته بود و به نوبت نوک سینه ها رو دو نه به دونه می ذاشت توی دهنش .. لحظاتیه که آدم می دونه داره گناه می کنه ولی از اون حالت لذت می بره .. و فیروزه هم حس می کرد که داره گناه شیرینی رو می چشه که می تونه آینده اونو از اینی هم که هست شیرین تر کنه .  بذار این یک گناه باشه ..ولی یه حس خوب و قشنگه حسی که منو به زندگی امید وار می کنه . به موندن به بودن .. و به فر دا ها نگاه کردن .. عرفان می دونست که باید چیکار کنه . هر وقت مادرو به اوج می رسوند فوری تغییر جهت می داد . دستشو از رو سینه های فیروزه رسوند به کس اون .. حالا به خوبی می تونست کس فیروزه رو هم ردیف با کف دستش کنه  .. کوسی که گاه کوچیک نشون می داد و گاه بزرگ . بستگی به وضعیت قرار گیری و دراز کشیدن یا نشستن فیروزه داشت ولی روی هم رفته می شد گفت که اون یک کس متوسطه ..
 -مامان من که تازه اینو کردمش.. چقدر آب داره ..
 فیروزه کمتر حرف می زد . هنوز در دنیای بهت و ناباوری و شرم سر گردان بود ..عرفان در حالی که چهار تا انگشتاشو روی کس مادر حرکت می داد گفت خوشت میاد ؟ اگه آره بگو ادامه بدم ..
 فیروزه : آرررررره ..خودت حس نمی کنی ؟
-دوست دارم از زبون تو بشنوم .
 انگشتاشو تا اون جایی که در این حالت می توست بفرسته داخل کس فروکرد همون جا .. و کیرشو هم خیلی روون تر از اول توی کون فیروزه حرکت می داد .. فیروزه با خودودرخیال  زمزمه می کرد چقدر کون دادن خوبه وقتی که آدم یا اون حس کنه که کیر محتاجشه و در مقابلش سر خم کرده .. ولی من که حس می کنم خودمم دارم حال می کنم تسلیم اون کیرم .. چقدر کیف داره وقتی کیر عرفان رو به جلو حرکت می کنه همون بر می گرده عقب ...
 -آهههههههه عرفان .. بگو هنوز دوستم داری .. بگو من مادر بد تو نیستم ..
-مامان دوستت دارم .. عاشقتم .. تو هم مامانمی هم دوست دخترمی هم زنمی ..
نزدیک بود بگه هم بابامی که دید این حرف بی خودیه .
-چی شده عزیزم عرفان من چرا این قدر ناله می کنی ؟
 -مامان حس ندارم . بی طاقتم ..
فیروزه : خالی کن ..من الان سبک شدم ..
تا اینو گفت عرفان استارتو زد .. فیروزه پرشهای کیر عرفانو توی کون خود حس می کرد . پسر کف دو تا دستشو گذاشته بود رو کون مادر تا با نگاه کردن به اون در اوج لذت و به میزان زیادی انزال شه . فیروزه از پرش و حرکت گاهی موجی شکل و تقریبا ناگهانی کیر لذت می برد .. گرمای منی رو حس می کرد .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

عالی بودداداش مرسی بقیه داستانهاهم عالی بودن

ایرانی گفت...

متشکرم دلفین جان .. دستت درد نکنه ... موفق باشی ...ایرانی