ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 217

زری به شدت هیجان زده شده بود .
-من می خوام . می خوام .. می خوام ببینم که شما دو نفری چه جوری به دختر عمو جونم حال میدین .. زود باش .. فرزان .. جاوید ! جون زود اون کیرو از دهنت در بیار اونو فروش کن به یه جای دیگه ..
 می خواستم به زری بگم ای ندید بدید! من که قبلا جلوی تو به اون دو تا پسر دادم  .. زری اومد جلوتر و دستشو گذاشت رو سینه های جاوید و در حال ور رفتن با اون کاری کرد که پسر یواش یواش کیرشو از توی دهن من کشید بیرون و  دو تاپسرا به جفت سوراخام حمله کردن .. زری حالا طوری شده بود که داشت با کس مالی خودش  لذت می برد . اون داشت بی اندازه کیف می کرد .
-پس می خواستی این جوری حال کنی .؟ خودت رو آماده کن که نوبتی  هم باشه نوبت توست .
اصلا ندوستم که اون دو تا چه جوری ارگاسمم کردن ..
 -زری آماده باش که این دو تا کیر آبدیده  شدن .. آب دیده و آب خالی کرده ..
یه دستی به زیر بیضه های اون دو نفر کشیده و آلتشونو به لرزه در آوردم .
 -زری جون خوب ببین هنوز جا دارن که  تو رو بتر کونن ؟
 زری : زری رو از کیر کلفت می ترسونین ؟ ..
 -زری جون مثل این که راست میگن یک زن اگه فقط برای یک بار کیر حرام بخوره روش باز میشه ...
 -پس تو خیلی خیلی و خیلی وقت پیشا روت باز شده ..
-آره عشق  من هم روم  باز شده هم آبروم ....
 -زری من انگشت بکنم توی کس و کونم و آب این بچه ها رو درش بیارم و بدم بخوری یا تو خودت این کارو می کنی ؟
 زری : من دوست دارم خودم زحمت بکشم و فیضشو ببرم ..
 -اووووووفففففففف زری جون فیضشو ببر. هنوز جفت سوراخام .. کس و کونمم روش لذت نشسته .. تو هم اگه انگشتتو فرو کنی انگاری داری پخشش می کنی ..
 زری  پا هامو رو به هوا گرفته تا سوراخ های کس و کونم طوری قرار بگیره که آب کیر باقی مونده پسرا  بر گشت نکنه .  انگشتاشو دو تا دو تا فرو می کرد توی سوراخ مربوطه .. اول اونا رو فرو کرد توی سوراخ کسم ..
 -زری چقدر آب کیر روی  انگشتات جمع شده .. نامرد می خوای  تنها بخوریش؟
 -بیا فرزانه جون .. عشق من .. دختر عموی نازم .. این انگشت کوچولو رو تو میکش بزن .. آخخخخخخخخ  حواست باشه  اون یه تیکه منی رو انگشت وسطی تو نیفته پایین   -زمینو لیسش می زنم ..
-باید تشکو لیسش بزنی ..
 بعدش زری انگشتاشو فرو کرد توی کونم  .. وقتی بهش گفتم  اگه رو هر دو تا انگشتت آب نشست می تونی هر دو تا رو بخوری قبل از این که انگشتو از توی کونم بیرون بکشه طوری ماچم داد که گویی دنیا رو بهش داده باشم ... دختر عموی دیوونه من  تازه فهمیده بود که دنیای آزاد و بی سر خر چه لذتی داره . پسرا افتادن روی  زری و حالا من شاهد اون بودم که دو تایی چه حالی دارن بهش میدن . وقتی آدم بدونه که سیر میشه دیدن صحنه های سکس دیگران هم بهش لذت میده .. دو تایی شون افتاده بودن روی کس و کون زری و من که صحنه حمله دو کیر به اون جفت سوراخا رو می دیدم حسابی هیجان زده شدم .. طوری که وقتی  پسرا آبشونو بعد از ار گاسم نثار کس و کون زری کردن و در جا کیرشونو بیرون کشیدن منم زرنگی کردم و درجا دستمو گذاشتم زیر کون زری و اول هرچی آب توی دستم جمع شده بودرو خوردم و بعد انگشتامو هم فرو کردم توی سوراخاش و خوب پاکسازیش کردم ..
زری : اوووووففففف خوشم میاد انگشت فوری می کنی توی کونم و کسم ولی خیلی بد جنسی ... من از سهم خودم بهت دادم ولی تو هیچی بهم ندادی ..
 کسمو  گذاشتم رو دهنش و گفتم بیا سهمیه تو این جاست خوب بخورش با این جیغ و داد هایی که کشیدی خوب تونستی کسمو خیسش کنی ..
 زری : اگه دوست داری من دست روش بمالم بدم بخوری ..
 -آدم مال خودشو میده به یه نفر دیگه بخوره بیشتر حال داره ...
وقتی پسرا رفتند و من و زری تنها شدیم کنار هم و در آغوش بر هنه هم دراز کشیده با هم درددل کردیم .  شادابی و نشاط رو در چهره زری به خوبی می دیدم . آب کیر نیما و فرزان و جاوید زیر پوستش نشسته بود و جوون تر و سر حال ترش کرده بود . زری رو تا به حال تا به این حد خوشحال و سرزنده ندیده بودم ..   دوست داشتم در مورد جدایی از کیوان توپو بندازم توی زمین اون ..
-دختر عمو خودت می دونی یه وقتی نگی من باعث شدم از شوهرت جدا شی ؟ پای یه بچه  وسطه ..خلاصه زندگی با گذشت قشنگ تر میشه ..
زری یه نگاه عجیب و غریبی بهم انداخت و گفت
-ببینم فرزانه مخت تکون خورده ها ... من اگه بر گردم سر خونه و زندگیم و کثافتکاری های کیوانو تحمل کنم چه تضمینی وجود داره که بتونم این قدر راحت با پسرای جوون و خوش تیپ حال کنم ...
-باشه زری از من گفتن بود .. خود دانی .. صلاح مملکت خویش خسروان دانند .. زری : صلاح کس و کون خویش زریان دانند ..
 -فرزانگان دانند .... ادامه دارد ... نویسنده .. ایرانی