ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو , عروس ومادر شوهر 10

کیمیا پشت به اون دو نفر قرار داشت . ماریا وسط قرار گرفته و مهوش هم  نفر آخر بود که در یه حالت تقریبا پهلو به پهلو قرار داشتن .. مهوش یه لحظه دستشو گذاشت رو سر عروسش و اونم سرشو بر گردوند و مادر شوهر در حالی که عروسشو می بوسید به این فکر می کرد که اگه یه سفارش دیگه هم به ماریا بکنه بد نیست .  کیمیا برای لحظاتی کارینا رو به جای ماریا تصور کرد . این که این کاریناست که داره بهش لذت میده بهترین و محجوب ترین دانشجوی کلاسش .. شایدم ناز ترین و زیباترین و ساده ترین اونا .. اگه کارینا  بتونه با من باشه .. اگه بتونه به من لذت بده من بی خیال این میشم که اون از یه خونواده پایینه . اصلا به وضع اقتصادی اون اهمیت نمیدم .  حتی حاضرم جهیزشو خودم ردیف کنم . ماریا لبشو گذاشته بود پس گردن کیمیا و خیلی آروم اون لبارو به طرف پایین می کشید . می خواست با تمام وجودش به اون زن لذت بده . بهش نشون بده که داره باهاش عشق می کنه . اونم از این که بالاخره یکی غیر مادر شوهرش پیدا شده که داره به اون حال میده خیلی لذت می برد .ماریا شورت کیمیا رو از همون پشت پایین کشید .. .. آروم آروم اونو از پاش درآورد .. مهوش هم همگام با حرکت ماریا شورت اونو از پاش در اورد .. ماریا دستاشو گذاشت رو وسط پاهای کیمیا اونو کمی به سمت عقب کشیده زاویه بدنشو تند تر کرد تا تسلط بیشتری بر چاک وسط کونش داشته باشه . کیمیا نرمی دستای ماریا رو روی کونش حس می کرد .. ماریا چهار تا انگشتشو روی شکاف کون کیمیا قرار داده و اونو از روی نوکشون و از سوراخ کون به طرف پایین و تا انتهای کس کیمیا می کشید . این حرکتو مرتب و به نرمی از مقعد به کس و از کس به مقعد انجام می داد و پس از چند بار و تکرار اون خیسی کس کیمیا رو به خوبی حس می کرد ..
کیمیا : اوووووففففف اوووووووووففففف ماریا جون .. فدات شم .. فدای اون انگشتای طلایی ات شم ..
 حالا ماریا چهار تا انگشتو در همون شرایط گذاشته بود روی شکاف کس دوست مادر شوهرش .. این جای کار که رسید سرعتشو زیاد  تر کرد . و چهار تا انگشتو با سرعتی زیاد از این سر کس به اون سرش و داخل کس حرکت می داد ..
 کیمیا : وووووووییییی ووووووووووییی ماریا عزیزم عشق من .. بکن .. این دیگه چه جورشه ..
اون جوری که کیمیا دراز کشیده بود کس به صورت خوابیده قرار داشت ولی حرکت انگشتا  برای کس در یه وضعیت از بالا به پایین بود . مهوش هم واسه این که بیکار نباشه و هم این که به عروسش حالی داده باشه دست به کارشد  . اونم از سر تا به پای عروسشو می بوسید و بعد با کف دستش از همون پشت تنش از بالا تا کف دستشو به آرومی لمس می کرد . طوری که ماریا کاملا سست شده بود ولی به خاطر این که وقفه ای در کارش نیفته بتونه به خوبی کیمیا رو سر حالش کنه به کارش ادامه می داد . در طرف دیگه هم مهوش با این که کیمیا رو دوست داشت و از عروسش خواسته بود که اونوسر حالش کنه و یه حال درست و حسابی بهش بده ولی یه کمی هم حسادت می کرد از این که نکنه  دیگه تنوعی واسه ماریا نداشته باشه .. در حالی که اون دختر علاوه بر لذتی که از این عمل می برد بیشتر سعیش بر این بود که مادر شوهرشو هم راضی نگه داشته باشه .. مهوش کون عروسشو به دو سمت بازش کرد . اون لباشو غنچه کرده اونو گذاشت روی سوراخ کون عروسش ..
ماریا : اووووووهههههه مامان مامان جونم . چیکار می کنی ..
 ولی مهوش ول کنش نبود .. غنچه لباشو آورد پایین تر . اونو حالا قرار داده بود روی کس ماریا .. اون کس غنچه ای رو میکش می زد . چوچوله ها و لبه هاشو می ذاشت توی دهنش . با هاشون بازی می کرد .. طوری میک می زد که انگشتای ماریا روی کس کیمیا سست می شد .. کیمیا هم از هوس زیاد دستاشو گذاشته بود رو سینه هاش و با هاشون بازی می کرد .
ماریا : خاله جون خوشت میاد ؟
 کیمیا  لباشو به شدت گاز می گرفت . خیسی کسشو حس می کرد که لحظه به لحظه داره بیشتر میشه .. یه بند انگشتای ماریا رفته بود توی کس  کیمیا ..
کیمیا : بیشتر فرو کن بذار بره . ولم نکنه .. تا آخر بفرست و بکش بیرون .. خوب تونستی آتیشم بدی . خیلی خوب تونستی سرحالم کنی . خیلی عالیه .
 ماریا حرکات افقی انگشتاشو به صورت عمود در آورده چهار تا انگشتاشو تا به انتها توی کس کیمیا فرو کرد ..
 کیمیا : بکن دخترم .. بکن عروس خوشگلم ..
در یه حالتی که انگشتای ماریا تا به انتها رفته بود توی کسش ..کیمیا پاهاشو به هم جفت کرد تا لبه های کسش به هم بچسبه و انگشتای ماریا رو توی کس قفل کنه . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی