ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 130

سینا با لذت به صحنه حرکت دو کیر در دو سوراخ تمنا نگاه می کرد . یکی کیر خودش و یکی دیگه هم کیر کامران شوهر تمنا که کس زنشو شکافته و با حرکتی متوسط به طرف بالا و پایین حرکت می کرد .
 تمنا :سینا جون .. فکر کون من نباش .. بهم آرامش میده .من خیلی خوشم میاد .. عزیزم کامی جون .. هوای سینا رو داشته باش ..
 کامی : تویی که باید هواشو داشته باشی تمنا جون . اون که نمی خواد منو بکنه .. می بینی چه طوری دو تایی مونو ساخته . اصلا باورم نمیشه ..
تمنا به صورت کامران نگاه می کرد ولی فکرش بود پیش کیر سینا که با چه لذتی از حفره کونش رد شده بهش حال میده . مرتب اون لحظه ای رو تصور می کرد که سینا دستاشو گذاشته رو کونش و داره کیف می کنه از این که تنه کیرشو می بینه که داره توی سوراخ کون حرکت می کنه مدام میره جلو بر می گرده عقب .. با احساس و دید سینا کون خودشو تصور می کرد و اون لذتی رو که  سینا از سکس با اون می بره ..
کامی : تمنا به چی فکر می کنی . حواست کجاست .
 تمنا :  دارم به تو فکر می کنم عزیزم . به لحظه های قشنگی که با هم داریم . به این که هر دو تا مون حالمون خوب شده حس می کنیم کاملا داغ شدیم ..
کامی : آره دست سینا جون درد نکنه ..
تمنا : کیرشم درد نکنه . خیلی خسته اش کردیم . به روغن سوزی نیفته خوبه ..
کامران : این چه حرفیه از اولش طوری تقویت شده و به اندازه ای روغن داشتی که  گیرپاچ نکنه ... سینا جون زنمو هر جور راحتی بکن . وقتی که خودش میگه از کون دادن به تو حال می کنه تو هم امونش نده تا می تونی بزنش .. بکنش ..
 سینا : داش کامی دوست داری یه کاری بکنیم ؟ هیجانش خیلی زیاده
کامی : من عاشق هیجانم . همش فیلمای اکشن می بینم ..
تمنا : دراماتیک و اروتیک هم خیلی دوست داری ..
کامی : خب از هر دو تا خوشم میاد .
سینا : ما که برادری خودمونو ثابت کردیم و شراکت خودمونو . همین که زنت رو آوردی این جا و از این  که دادی دست من واسم کلی ارزش داره ..
-فدای مرامت . حالا چه کار می خوای بکنی ؟
سینا : کامی جون می خوام نشون بدم که کیر من و تو در نقطه مشترکی به نام کس تمنا پیمان برادری خودشونو جشن می گیرن ..
کامران به هیجان اومده بود .. و بیش از اون  تمنا ذوق زده شده بود. سینا ادامه داد ..
-در این جا باید نظر تمنا جون رو هم پرسید . همون جوری که عروس می خواد ازدواج کنه بله رو باید بگه در این جا هم همین شرایط برقراره ..
 تمنا : یعنی من یک جفت کیر بهترین مردای دنبا رو توی کسم حس کنم ؟ من و این همه خوشبختی محاله ..
سینا : دردت نمیاد ؟
تمنا : در راه عشق باید سختی هر چیزی  رو به خاطر شیرینی و لذت اون باید که به جان خرید ..
 کامی : جانت بی بلا تمنا . می دونی که چقدر دوستت دارم ..
 تمنا : آره عزیزم . اگه شور و عشق و حال ما نسبت به هم نبود که این تلاشها رو برای گرم نگه داشتن روابط و تحکیم پیوندمون نمی کردیم .
سینا کیرشو از کنار کیر کامی وارد کس تمنا کرد .. کامی راحت تر کیرشو توی کس زنش حرکت می داد ولی کیر سینا اون داخل کمی قفل کرده اگه می خواست حرکت کنه حلقه ورودی کس از پشت و پوسته خارجی اون دچار درد و سوزش می شد .. تمنا جفت کیر و حرکت کیر شوهرشو به خوبی حس می کرد ..
-عزیزم کامی خوشگله من .. یه خورده کیرت رو بکش عقب تر که آقا سینا هم بتونه راحت تر کیرشو حرکت بده .. اصلا دو تایی تون این کارو بکنین ..
 تمنا احساس درد می کرد ولی هیجان دو مرد  به اون لذت می بخشید . یه نگاهی به شوهرش انداخت و خیلی دلش می خواست سرش رو به عقب بر گردونه و  یه ماچ چسبون از لبای سینا بر داره و با یه بوسه لب به لب بیشتر حال بده و حال کنه .. کونشو ببینه و  یه نگاهی به کیرسینا  بندازه که البته در این صورت فقط می تونست قسمتای آخر کیرو بیرون از بدنش  ببینه . کامی که متوجه التهاب و حرکات خاص زنش شده بود و دلشم می خواست که هیجان و عطش اون نسبت به سینا رو ببینه  طوری که سینا نفهمه یه چشمکی به زنش زد که یعنی هوای پسره رو داشته باش و به اونم حال بده .. زن بازم از این درک و منش شوهرش به هیجان اومد و خودشو رو اون خم کرده و در حالی که لباشو می بوسید خیلی آروم بهش گفت خیلی دوستت دارم . خیلی آقایی .. و کامی هیجان زده تر از قبل در کنار کیر سینا کیرشو توی کس زنش حرکت می داد .. تمنا لباشو از رو لبای شوهرش بر داشت وسرشو به عقب بر گردوند تا قالب کون و حرکات اون دو مرد و قسمتی از کیر رو ببینه .. لباشو باز کرد و با سکوت لباش بازم سینا رو صدا زد .. پسر انگشتشو توی کون تمنا فرو کرده لباشو به لبای اون نزدیک کرد . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی