ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 114

با یه دنیا خاطره اون جا رو ترک کردم . لحظات شیرین و فراموش نشدنی با دنیا و دنیای اطرافش بودنو هر گز فراموش نمی کردم . و جباری رو که اطمینان داشتم تا هفته دیگه میاد سراغم .. بعد ازاین که همون یکی دوروز اول رو با جبار و مظفر بودم  بقیه سفرمو یا به اتفاق دنیا و شوهرش در گردش بودیم یا من و دنیا دو تایی مون لحظات خوشی رو با هم گذروندیم .. هر چند با هم لز می کردیم ولی  حال و هوای این که با یک مرد باشم بیشتر منو به هیجان می آورد و طالب اون بودم . حس اینو داشتم که فضای سوراخ کونم بازه و یه چیزی باید داخلش قرار بگیره .. با کلی سوغات برای فک و فامیل رسیدم تهرون .. همه رو راضی نگه داشتم . شوهرم خیلی دلش واسم تنگ شده بود .
-عزیزم امشب از خجالتت در میام . دوستت دارم ..
نگاه شوهرمو خیلی شهوانی می دیدم .. چشاش برق عجیبی می زد . خیلی آقا بود . اگه منو میون صد ها مرد می دید و پامو می ذاشتم به یه مجلسی که تنها زن اون جا می بودم به من اعتماد  داشت . و همین کاراش بود که دیوونه ام کرده بود ..
شب .. قبل از این که پیشش بخوابم اول رفتم به حموم .. خوب خودمو برق انداختم . یه نگاهی هم به لاپا و باسن و کمر و گلو و پشت گردن و شونه ها و بازوهام کرده که ببینم اثر لک و کبودی نباشه . یه جا هایی رو هم با آینه ور انداز کردم .  آخه این مردا به جای خود .. این دنیا رو بگو که اونم تا تقی به توقی می خورد شروع می کرد به میک زدن بدنم .. منم لذت می بردم ولی در جا خودمو جمع می کردم که یه وقتی اثر جرم رو من نمونه.  سوراخ کون و داخل مقعدم احساس نیاز می کرد .. یه موز کلفت و درازبا خودم بردم حموم . اونو با روغن زیتون آغشته اش کردم . رفتم جلو آینه تا بتونم کونموبه خوبی ببینم . پژمان بی بخار که دیگه کاری ازش ساخته نبود اون حتما بازم در جا می کرد توی کسم . ولی خیلی علاقه مند بود به این که از پشت بکنه توی کسم . بازم جای شکرش باقی بود که قالب کونم اونو به هیجان می آورد و با دو تا برش های کونم خوب ور می رفت  .  با توجه به این که من کیر کلفت خورده جبار بودم دیگه فرو کردن این موز توی کون واسم خیلی عادی می نمود .
 -اووووووووووهههههه وووووووییییییی نههههههه  .نهههههه .. کونم ..آخخخخخ کیر می خواد .. جبار کجایی ..
کف دستمو گذاشته بودم روی کسم و با حرکات موز توی کون لحظه به لحظه خیسی کسم بیشتر می شد .. به درد سر افتاده بودم خودمو کشتم تا تونستم کون روغن زیتونی خودمو تمیزش کنم و از اون حالت چربی درش بیارم .. دیگه بی خیالش شدم . پژمان که نمی خواست بکنه توی سوراخ کون من که این قدر نگران روغن زیتونی بودم که رفته بود توی کونم . به اندازه کافی با خودم حال کرده بودم ولی سوراخ کونم همچنان تشنه کیر بود .. وقتی با دکلته قرمزی که اون زیر هیچی نبود جلوی پژمان دراز کشیدم چشاش گرد شده بود . اونم یه شورت پاش بود . می دونستم چی دوست داره . اول لبامو گذاشتم رو لباش .. بعد بهش گفتم
-عزیزم دلم واست یه ذره شده بود . کاش تو با هام میومدی ..
-نشددیگه .
اون قدر ازت تعریف کردم پیش دنیا که گفت بالاخره باید یه روزی شوهرت رو ببینم که این همه ازش تعریف می کنی چیه .. اگه بدونی چقدر هوس تو رو داشتم .
یه پهلو و پشت به اون قرار گرفتم تا کارشو بکنه . می دونستم که اون لذت می بره از این که کون منو بینه و با سایر  اعضای بدنم ور بره .. حتی گاهی هم با سوراخ کونم بازی می کرد ولی از این که کیرشو بکنه توش فراری بود .. طبق معمول کف دستشو گذاشت روی کسم . دوست داشت حس کنه که زنش  از این حرکتش خوشش میاد .. خیس می کنه به خاطر اون و لذت می بره . منم حواسمو جفت می کردم که خوب حال کنم . کسم خیس کنه و به اون اعتماد به نفس بدم . همیشه هم از این حرف می زد که اگه زن یا مرد نیاز های جنسی دارن و گاه شهوت در اونا اوج می گیره باید به همسرشون بگن و همسر اگه در اون لحظه تمایلی نداره باید با اونا مدارا کنه و واسه لذت بردن اونا سنگ تموم بذاره .. این جوری اساس زندگیشون شکل دیگه ای گرفته و رابطه شون بهتر و محکم تر میشه .. خیلی هم خیس کرده بودم . وقتی انگشتشو گذاشت روی سوراخ کونم و اونو توی کون فرو کرد  متوجه یه لغزندگی خاصی بودم که در اثر حرکت انگشتش توی کونم به وجود اومده .. امید واربودم که متوجه نشده باشه .. خیلی خوشم میومد .
 -چقدر ناز میشی وقتی این دکلته خوشگلو می پوشی ..
 شورتشو در آورد و منو لختم کرد .. با کف دستش لاپامو حسابی ماساژ و مالش داد .. حالا دیگه باید منتظر کیرش می بودم . خیلی آروم کیرشو رو سوراخ کسم گذاشت ..توی عالم خودم بودم .. حس کردم کیرش یهو پریده و یه حرکت رو به هوایی داشته .. چهار پنج سانتی رو فرو کرده بود ولی به راحتی دفعات حرکت نمی کرد ... واااااااااوووووو نهههههههه امکان نداره .. اون کرده بود توی کونم ...... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی