ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 72

دستای متین  رسیده بود به پشت ماندانا .. خیلی آروم سوتینشو باز کرد ولی به تندی اونو به سویی پرتش کرد . 
-چقدر با هیجان داری این کارو انجام میدی . هر کی ندونه فکر می کنه تازه داری یه زنو لختش می کنی .
-تو از کجا می دونی که من قبلا این کارو کردم ..
 -من پسرای شیطونو که ببینم می شناسمشون ..
-فکر نمی کنی من زنای شیطونو بشناسم ؟
 -به نظرت من غیراز وحید و تو با مرد دیگه ای هم بودم ؟ زن شیطنتشو نگه میداره واسه اونایی که دوستشون داره . ما زنا مث شما مردا نیستیم که به هر کی که از راه رسید بله رو بگیم .
 متین حرفای ماندانا رو پذیرفت چون نمی تونست دلیلی برای نپذیرفتنش داشته باشه ..
-حالا دیگه جای این حرفا نیست مانی جون ..
 -پس جای چیه ..
متین رفت به سمت سینه های ماندانا ..
متین : وقت خوردن ایناست . خیلی تشنمه ..
 -مگه این شیر آبه ؟
 -پر از آبه .. از اونایی که باید خوب میکشون زد و آبشو کشید ..
 ماندانا : اگه من تشنه ام باشه چی ؟
 -هر وقت که من سیراب شدم بهت می رسونم ..
 متین سرشو گذاشت وسط سینه های ماندانا .. و همراه با میک زدن سینه اش دستشو از لای شورت رسوند به کس گرم ماندانا و با کف دستش روشو می مالوند .. از این که  کس  زن کف دستشو خیس کرده بود احساس رضایت می کرد .. و اعتماد به نفسی که اونو وادار می کرد برای به دست آوردن ویدا تلاش بیشتری کنه .
-جوووووووون وحید عجب زنی داره . واقعا که داره اسراف می کنه . من اگه جای اون بودم نصف روز میومدم پیش تو و اون قدر سیرت می کردم تا دیگه هوس گردش به سرت نزنه .
-اگه اون از این کارا می کرد کجا بود که من به تو برسم ..
- ولی خب شایدم هر گلی به بویی داشته باشه خانوم خوشگله ..
-متین بخورش .. بخورش ..کوسمو بخورش .. مگه تشنه ات نبود .. اون جا حالا آبش بیشتره .
 مرد شورت زنو پایین کشید ..
 -آهههههه .. با لبات میکش بزن .. خوبه .. همین جوری ..
و متین لذت می برد از این که لقمه چرب و نرم متعلق به وحیدو داشت می خورد .. لذت می برد از این که داره زن یکی دیگه رو می کنه و لحظه ای رو تصور می کرد که رو در روی شوهر ماندانا با هم دارن در مورد دارو ها و موجودی های داروخانه و قیمت بازار و دارو های ایرانی و خارجی حرف می زنن بدون این که وحید بدونه که زنش ماندانا زیر کیر متین حال کرده . با هیجان این افکار و با لذت هر چه تمام تر کس ماندانا رو لیس می زد .. متین با یه دست شورتشو کشید پایین . ماندانا رو بغلش کرد و برد به طرف تخت ... نزدیک بود از زبون ماندانا بپره که شما جوونا عادت دارین که در آپار تمانهای مجردی خودتون از تخت دو نفره استفاده کنین که فوری زیپ دهنشو کشید .. اون وقت  پسر می گفت تو از کجا اینا رو می دونی ..
 -متین جون چقدر درشته ..
-اگه بدونی وقتی که وارد دهن نقلی تو شه چه حالی میده .. ببین هنوز یه خورده واسه شق شدن بیشتر جا داره ... هوس دهن تو رو کرده .. تمیز تمیزه .. شسته و برق انداخته ..
-مث کس من . 
 متین  کیرشو به لبای ماندانا مالید .. زن دهنشو باز کرد و کیر رو به نرمی توی دهنش جای داد ..
 -اوووووففففففف نههههههههه .. ماندانا متوجه حرکت خود جوش کیر متین توی دهنش شده بود . و کیر حالا دیگه کاملا شق شده بود . ماندانا کف دستشو روی کسش مالیده و به متین نگاه می کرد ..
 -چیه کست داغ کرده ؟ کیر می خواد ؟
 زن سرشو به طرف پایین حرکت داد ..
- ببینم مال من درشت تر و بهتر از مال وحید داداشمونه ؟
ماندانا در حالی که خنده اش گرفته به این فکر می کرد که بعضی مردا واسه چه چیزا که غرور ندارن سرشو به علامت مثبت تکون داد ..
 -یه کیری بهت بزنم که دیگه  ازشوهرت فراری شی و همش بیای توی بغل خودم ..
مرد اینو گفت و کیرشو آروم آروم از دهن ماندانا بیرون کشیده اونو به سمت کس نقلی زن فرستاد ..
-متین ..متین .. می دونی این چه لحظه تاریخی و با شکوهی در زندگی منه ؟ 
-چرا خانومی ؟ مگه چی شده ؟!
-اولین کیری که به غیر از کیر شوهرم می خواد وارد کسم شه .. کسمو می خوام تقدیم  متین دوست داشتنی خودم بکنم . کیرت خیلی درشت و داغه .. نههههههه ..
- پس باید بهم شیرینی بدی ماندانا
-اینی که دارم بهت میدم شیرینی نیست ؟
 -چرا عزیز دلم . این عسل منه .. شکر منه ..
 متین احساس غرور می کرد از این که فکر می کرد یک زن متاهلو برای اولین باره که به انحراف می کشونه .. کیرشو پس از چند بار حرکت روی کس  ماندانا یواش یواش با یه حرکت رو به جلو فرستادش که بره توی کس ..
 -آههههههه ..پسر .. منوکشتی .. سوختم.. حالا دیگه این لحظه  در فکر و خیال من ثبت شد . من عسل خودمو دادم بهت .. حالا  بده به من اون لبای شیرین شکرتو .. می خوامش .. .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی