ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 242

هر چهار تامون دیگه کاملا بر هنه شده و رفتیم به سمت اتاق خواب که اگه تونستیم رو تخت ولو شیم . سعید نگاهشو از تن من بر نمی داشت . خیلی به هیجان اومده بود . با این که مونا ازمن جذاب تر بود ولی اندام سکسی تری داشتم تپل تر با باسنی بر جسته تر . مونا صورتش جذاب تر بود کمی یه نموره ای پوست بدنش سفید تر بود .
 سعید : آقا مهران اگه سختته و به این فضا عادت نداری می تونیم که من و تو جامونوعوض کنیم  اول بریم سراغ همسرامون .. بعد که عادت کردیم می تونیم بریم رو خط ضربدر ..
مهران : داداش ما تازه داریم عادت می کنیم . نذار که این عادت از سر ما بیفته . ظاهرا از اون جایی که سعید می دونست در هر حال مونا قبلا زیر کیر شوهرش بوده و این جا این من هستم که حکم آکبند رو براش دارم دوست داشت که با من حال کنه و فکر می کرد که داره سرش کلاه میره . منم حسابی خنده ام گرفته بود . با خودم گفتم تا دیگه هستی این قدر پر طمع نباش . حالا در واقع دو تایی شون دوست داشتن  اول با من حال کنن . هر چند حال و روز مهران نشون می داد که نیم نگاهی به سعید و مونا داشته و از این که زنشو زیر کیر یکی دیگه ببینه خیلی حال می کنه ..
سعید : ما که رفتیم . مونا جون سختت که نیست ..
 مونا : برای چی سختم باشه سعید جون . شوهرم داره جلو چشای من با یکی دیگه حال می کنه . اگه اون می تونه این کارو انجام بده چرا من نتونم این کارو انجام بدم .
خوشم میومد سعید داشت حرص می خورد طوری رفتار می کرد که نشون می داد که اگه زن می داشت و راستی راستی می رفت زیر کیر مهران این قدر حرص نمی خورد ... من نمی دونم چرا این جور داشت با اعصاب خودش بازی می کرد . ما هر دو تا رو برای اولین بار بود که می خواست داشته باشه .  مهران و سعید هر دو تا شون خوش اندام بودن . ولی نمی دونم چرا من مهرانو بیشتر قبول داشتم .
-مهران جون
-جون نادیا خوشگله
-یه جوری به من حال بده که سعید جون ازت راضی باشه . آخه اون خبری خودش همش به من میگه  من قوی ترین مرد جنسی دنیا هستم و  باید شکر گزار باشی که شوهری مث من به گیرت افتاده .. اینو هم میگه کاش  یه مرد قوی دیگه ای پیدا می شد ومی تونستم قدرتشو ببینم
.. دستمو گذاشتم رو صورت مهران و اونو به سمت خودم بر گردوندم .. سعید مونا رو طاقباز خوابونده بود . پاهاشو به دو طرف و تا اون جا که می تونست باز کرده بود . نوک زبونشو گذاشته بود رو سوراخ کون مونا اونو از پایین به بالا و به طرف کس میکش می زد . چون اون حالتی که مونا دراز کش شده بود سوراخ کونش زیر کس قرار داشت .. من به دمر افتاده و همون کارو مهران داشت از پشتم رومن پیاده می کرد . سرمو یه پهلو کرده به خوبی می دیدم که سعید و مونا دارن چیکار می کنن . مونا  به طرز عجیبی نگام می کرد . فکر کنم با این که زیر کیر سعید قرار داشت ولی از این که یه زن دیگه داره به شوهرش حال میده کمی عصبی به نظر می رسید .. سعید هم ظاهرا خودشو قانع کرده بود که باید تایه چند دقیقه ای رو بی خیال  من شه . منم واسه این که یه کلاسی گذاشته , خودی نشون بدم از همون جا فریاد زدم .
-مونا جون به شوهرم سعید خوب حال بدی ها . طوری که از این بر نامه ها رو همیشه و با رغبت بر گزار کنیم . من سر تاپاشو لیس می زدم ..
 سعید : فدات نادیا . مونا جون به کارش وارده . حالا من دارم اول اونو سر حالش می کنم .
-هرکی شوهر منو دوست داره و بهش حال میده انگار منو دوس داره و به من حال میده ..
 کونمو به دو طرف بازش کرده و مهران با لذت داشت رو چاک وسط کونم زبون می کشید . کف دستمو می ذاشتم زیر باسنم و باسن گوشتی رو به این طرف و اون طرف حرکتش می دادم .. ظاهرا مونا  هم واسه این که به شوهرش نشون بده داره حال می کنه خیلی ناله می کرد و می خواست نشون بده که داره از سکسش لذت می بره .. 
مونا : اوخی جوووووووون جووووووون بخورش .. سعید جون .. هر طرفشو بذار وسط دو تا لبت اونو از زیر بکشش به طرف دهنت تا اون جایی که توی دهنت جا میشه بکشش بالا ..
  کس مونا رو نمی تونستم به خوبی ببینم ولی قبل از این که ولو بشه یه نگاهی بهش انداختم و از قرار معلوم مونا تا می تونست ازش کار کشیده بود و اگه بهش رسیدگی نمی کرد از اون کس هایی بود که خیلی زود پلاسیده می شد ولی در حال حاضر واسه تنوع بد نبود . البته نه این که زیادی آب افتاده باشه ولی به طنازی مونا میومد که کس ظریفی داشته باشه . حالا معلوم نبود که مونا راست میگه یا نه ولی جیغ می کشید و می گفت که داره ارگاسم میشه .. شایدم می خواست به رخ من بکشه ..
-آفرین سعید جون . دمت گرم . خوب داری به مونا جون حال میدی .. حالا اقا مهران می خواد به من مزه بده .. حال بده .. نرم نرم .. بمالون مهران جون . سینه هامو .. اووووووفففففف ... بکنش تو .. آفرین پسر خوب .. چقدرم کلفته ..
 مهران سینه هامو گرفت توی دستش و از همون پشت کرد توی کسم ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی