ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 132

سینا فقط سه چهار سانت از کیرشو فرو کرد توی کون تمنا تا جا برای جا گرفتن کیر کامی باشه .. کامی کاملا صحنه رو می دید ..
 سینا : تمنا جون ممکنه یه خورده درد بکشی ولی اون لب لباتو بده به من . سینه هاتو به سینه های من بچسبون . من کاری می کنم که زیاد بهت فشار نیاد . آخه کامی جون این جوری زیاد تحریک میشه و خیلی هم حال میده .. منم از هیجان خیلی خوشم میاد و لذت می برم .  تمنا همون کیر سینا که رفته بود توی کونش از درد نمی دونست چیکار کنه چه برسه به این که کیر شوهرشم ازبغل کیر سینا بره توی کونش . سینا شروع کرد به بوسیدن لبای تمنا و از پشت یه دستی تکون می داد که کامی زود تر کارو انجام بده . چون تا تنور گرم بود باید نونو می چسبوند . هرچه زمان می گذشت مقاومت زن کمتر می شد .. کامران کیرشو به کناره های کیر سینا رسوند . سینا حس کرد که تمنا از درد داره اونو به شدت گاز می گیره . یه سانت کیرشو آورد عقب تر . حالا کامی راحت تر تونست کیرشو فرو کنه توی کون  زنش .. ولی فقط تونسته بود سر کیر و لبه اونو بفرسته بره . وقتی  که تونست این کارو انجام بده ارخوشحالی فریادی کشید که تمنا که در حال درد کشیدن بود دردشو برای لحظاتی از یاد برد و از این که تونسته  باعث رضایت شوهرش شه احساس خوشحالی می کرد .
کامی : تمنا ..اگه بدونی این پشت چه خبره . چه حالی میده . دو تا کیر .. رفتن توی کونت . انگار دارن می ترکونن .. دارن می سوزونن . خیلی قشنگه . خیلی نازه . انگار دو تا تیر دو تا نیزه رفته توی کونت .. اووووووففففففف ..  
دست دراز کرد و موبایلشو که در نزدیکی اون قرار داشت بر داشت و  یه دقیقه ای رو از اون حالت فیلم گرفت . نمی تونست این لحظه پر شکوه رو فراموش کنه . اینم می تونست براش هیجان انگیز باشه که هر چند وقت در میون این صحنه رو ببینه .  کامی رو کمر همسرش خم شد .. حس کرد که  در هیچ لحظه ای از زندگی تا به این حد همسرشو دوست نداشته .  سینا میلیمتری و نرم کیرشو توی سوراخ کون تمنا حرکت می داد و کامی بیش از اون که کیرش توی کون زنش باشه با کیر سینا در تماس بود  .. سینا داغ کرده بود .. لباشو از رو لبای تمنا بر داشت و گفت عزیزم حالا آبم داره خالی میشه . آماده باش که تحویل بگیری ..
 -من همیشه آماده ام . آماده و تشنه ...
پسر با این که می دونست تمنا درد زیادی رو تحمل می کنه به خاطر این که آب کیرش سریع بر گشت نکنه .. یه فشاری به کیرش آورد که بیشتر توی کون جا بگیره .. 
-آخخخخخخخ آخخخخخخخخ دردم اومد ..
کامی : عزیزم .. تمنای من .. همسر گلم تحمل کن .. کیر سیناست که رفته توی کونت . شمشیر تیز که نیست ..
تمنا : از شمشیر هم تیز داره ..
 سینا : تمنا جون داره میاد .. چشاتو ببند حال کن . داغی آبمو حس کن .. 
-آخخخخخخخخ ..
 سینا پس از انزال کیرشو کشید بیرون و یه علامت دیگه به کامی داد که حالا که اون کیرشو از کون بیرون کشیده اون دیگه باید به تنهایی ادامه بده .. کامران شروع کرد به گاییدن زنش .. هم کیرش کوچیک تر بود هم آب کیر سینا که رفته بود توی سوراخ کون تمنا باعث شده بود که اون داخل حسابی خیس بخوره . سینا رو کرد به تمنا و گفت
-حالا لذت می بری ؟ این کیر دیگه الان استاندارد کونته ..
کامی : من مدیونتیم سینا جان . اگه بدونی چه لذتی داره حالا که دارم این جوری تمنا رو می کنم .. ..
 سینا خودشو کنار کشید ..
- من دوست دارم شما دو کبوتر عاشق دو تایی بدون من با هم حال کنین . همدیگه رو بغل بزنید . زیر گوش هم حرفای عاشقونه نجوا کنین ..
 تمنا : اگه آقام اجازه بده و هر چند وقت در میون بتونم با سینا جون حال کنم ممنونشم کامی : این که نهایت خواسته منم هست . هرچی استاد سینا بفر مایند .. .
پسر رفت یه گوشه ای و سرگرم دیدن کون دادن تمنا به شوهرش شد .. داشت به این فکر می کرد که در گوشه و کنار های بیشتر نقاط دنیا پول میدن تا زنا رو بکنن ولی بعضی زنا مثل این و در سیستم های خیلی کمی این زنا هستن که پول میدن تا پسرا اونا رو بکنن . کامی تازه موتورش گرم افتاده بود . حس می کرد روحیه اش شاد شده هرچی بیشتر تمنا رو می کرد توان و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کرد . ولی این تصور رو هم داشت که سینا داره زنشو می کنه .. و تمنا هم همین حسو داشت .. پسر حس کرد که وقت خدا حافظی نزدیکه .. دیگه سکس درمانی از این بالاتر و قوی تر چی می تونه باشه .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی