ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

دختر خوب خدا

سلامی دوباره به توکه  آرام خفته ای تا ما همچنان از بیداری تو بگوییم . فریاد تو جهان را گرفته است . زمین و آسمان را گرفته است . سلامی دوباره بر تو ای ملکه آزادی ! سلام برتو ای فریاد دلهای شکسته ! سلام بر توای شاه بانوی فرشتگان ! باز هم به جشن تولد تو می آیم . تو را که هنوز رفتنت را باور ندارم .. هنوز مرگت را باور ندارم . امروز روز تولد توست . آن کس که به آزادی نفس می بخشد و به سوی آسمان آزادی بال می گشاید هرگز نخواهد مرد . پرنده آزادی ماندنیست . تولدت مبارک ! امروز سی و دوسال است که متولد شده ای. و من چشمانم را به روز تو می گشایم .. نفسهایم را به صدای تو می سپارم و روح والای تو در هر جای این کره خاکی وجهان پاکی که باشد صدای مرا خواهد شنید که با تمام وجود فریادت می زنم که آنان که خواسته اند تو را قربانی کنند خود روزی قربانی اهداف پلید خود خواهند شد .. آن که چشمانش را به روی اسارت ها می بندد به سوی اصالت ها پر می کشد تا بگوید باید که از خود گذشت و گرسنه و تشنه عدالت  و آزادی درکنار  سفره خدا نشست تا که شاید خالق گیتی بر آدمیان دل بسوزاند وبه حرمت آنانی که برای رسیدن به این آرمان از خون و جان خود گذشته اند ما را ازاهریمنی که می خواهد در بندمان کشد رهایی بخشد . دختر گلها ! تولدت مبارک . هرگاه به سراغت می آیم دوست می دارم همراه با هدیه ای باشد . نمی دانم چه هدیه ای را نثار قدوم پاک  و مقدست نمایم . دستهایم تهیست . قلبم تو را فریاد می زند .. هنوز نگاه تو را به یاد دارم که چگونه شاهد پروازت به آسمان خدا بوده ای . به من بگو دختر خوب خدا ! چه هدیه ای می تواند برازنده تو باشد .. که تو بهترین هدیه خدا را در راه او برای او و برای اندیشه های الهی به او پس داده ای. تو از جانت گذشتی .. و خداوند جان تو را گرفت و آن را در کنار خود قرار داد تا به آرامش ابدی برسد .. و من امروز تولد تو دختر خوب و خاکی خدا را تبریک می گویم .. و تو امروز در دل آسمانها زمین را چه پست می بینی آخر هر آن چه که هست می بینی . تو از پرواز سروده ای و در ثانیه ای دانستی که پروازچیست . تولدت مبارک کوچولوی ناز دیروز ! وقتی که بی بال و پر.. بر کف آسمان دیده به جهان گشودی تنها او می دانست که روزی به سقف باز این زندان خواهی رسید . تو آزادی را دیده ای .. آن سوی میله هایی که دیده نمی شدند . و تو عشق را در آسمانها جسته ای . و او دانسته تو را با خود برده است .. تو را با خود برده تا هر روز تولدت را تبریک بگوید .. و خدای عشق تو را از جدایی ها جدا کرده است تا با آشنایی ها آشنا سازد .. و خدای خوب خاکی عشق تو را با خود برده است به آن جا که سزاوار تو بوده است . امروز روزی بوده است که خالق خوبی ها صدای گریه های تو را شنیده است ..صدای تو غنچه نوشکفته ای را که می پنداشتی از یگانه خالق جهان هستی به دور مانده ای ... و تو اینک به بلندای قله حقیقت رسیده ای .. غنچه ناز امروز گلی زیبا گشته است . گلی جاودانه که هر گز پر پر نخواهد شد .. و تو بر بلندای قله عشق آرمیده ای و ما دلسوختگان زمین ,  آغوش نیاز به آسمان الهی گشوده ایم .. تولدت مبارک نداجان ! می دانم که دوست می داری از خالقت بگویم . آن کس که به تو نفس داد .. عشق داد ..اندیشه و احساس داد .. توتنها,  قربانی راه آزادی نگشته ای .. توقربانی راه عشق نیز شده ای .. و آزادی را اوست که به ما بخشیده .. به خدا آزادم که بگویم دوستت می دارم تو را و آن نگاه مقدس تو را ..تو با قنداق گلهای پاکی و معصومیت دیده به جهان گشوده ای تا که روزی با دسته های گل به آسمانها پرکشی و دیده خاکی بر خاک ببندی .. تولدت مبارک ندا جان که جهانی با تولد تو متولد شده است . و زندگی و جان شیرین هدیه خداوند است . نمی دانم چه کس دیده است که کس جان دیگری را برای خود بر دارد .. چه کس جان تو را که به هزاران بی جان جان داده ای برای خود بر داشته است ؟! کدامین کس کدامین شیطان باجان ستانی و عروج تو دربهشت را به روی خود گشوده است ؟! چرا آدمیان نمی پذیرند که  عدالت خداوندی در حق آنان این است که جانی به آنان داده است . باز هم ستارگان حتی از آن سوی ابرهای اندوه به زمین می آیند تا تولدت را تبریک بگویند .. خورشید ماهش رادر آغوش می کشد .. شکارچی تفنگش را بر زمین می گذارد ..دیگر صدای گلوله ای به گوش نمی رسد . حتی شیطان سکوت کرده است .آخر می داند که در این روز مقدس هیچکس همراهش نخواهد بود . طوفان ها نسیم می شوند .. و تو فریاد زده ای که این نان من نیست که با تو قسمت می کنم .. این جان من است که با تو قسمتش کرده ام . امروز دیگر کسی از مرگ نمی گوید .. آخر دختر خوب خدا در این روز به دنیا امده است . و من امروز باز هم از تومی خوانم . باز هم از تو می گویم .  حتی واژگان افسون شده به من می گویند که امروز به خاطر توست که افسون من شده اند . باز هم کلمات را به خاطر تو به بازی گرفته ام اما من افسونگری نیستم که واژگان افسون شده را به سر زمین افسون ها که به نظرافسانه  می رسد برسانم .. امروز همه با هم تولدت را تبریک می گویند .. چه کسی ذوستت نمی دارد ؟! چه کسی می تواند دوستت نداشته باشد ؟! آخر گناه تو چه بود ؟! تولدت مبارک .. تولدت مبارک نداجان ! ای ان که به ظاهر در گنجینه زمین خفته ای اما این سینه اسمان است که آرامکده تو می باشد . تولدت مبارک ! آن کس که آخرین نگاه زمینی ات را در آغاز پرواز ملکوتی ات هرگز از یاد نخواهد بود , آن کس که هرگز فراموشت نخواهد نمود  : ایرانی دوبال شکسته و ریخته پر