ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 109

مظفر کاری کرد که من فوق العاده  هیجان زده شدم اون کیرشو مالوند به آبی که در حال خارج شدن از کسم بود و اونو به سمت بالا کشوند و با همون سر کیر آبو فرستاد توی کون . چقدر خوشم میومد از این لغزندگی و حالتی که درست کرده بود .
 -واخخخخخخ آتنا جیگرتو بخورم . عجب کون مشتی داری . یک بار دیگه کیرشو مثل یک جک گذاشت زیر کسم  و آبی رو که در حال بر گشت لز کسم بود به سمت سوراخ کونم فرستاد . با این کارش هم کس منو آتیش می داد و هم کون منو .
-مظی جون .. کونم به اندازه کافی خیس خورده . حالا منتظره که تو اونو با کیر خودت لیفش بزنی . اونو که آب بندیش کردی حالا واسه کیر تو کاملا آماده هست . 
-می میرم واسه این کون . جبار کوفتت بشه . تو می خواستی من این کون ناب و آبدار و تپلی رو نکنم ؟ حتی اگه شده از این به بعد روی تو وایسم نمی ذارم دیگه منو از این خوشگل خوش کون محروم کنی ..
 داشتم فکر می کردم که منظور این مظفر خان چی می تونه باشه . دیگه دیگه ای وجود نداشت . من چند روز دیگه باید بر می گشتم به تهران به نزد شوهرم . اون معلوم نبود از چی داره میگه و چه آشی برای من پخته . بازم صد رحمت به جبار خان که قول و قرار ها رو کرده بود که بیاد تهرون و هر وقت که اومد اون جا منو ببره به آپار تمانی که داره .. خیلی رویایی میشه . کسی هم نمی دونه چی به چیه . هر چند وقت در میون از این کارا واسه تنوع لازمه . حالا باید می فهمیدم که منظور مظفر چی می تونه باشه
-آقا مظفر من شوهر دارم و تا چند روز دیگه باید بر گردم به شهرم .
 -خب منم اینو. می دونم . تا چند روز دیگه که نمی خوای بازم بیکار بشینی ..
 -عزیزم حالا امروزو عشق است این قدر خودت رو ناراحت نکن . ببین کونم چقدر ورم داره ؟ کونم مثل کس می مونه . کس وقتی که به هوس میاد روش باد می کنه .. حالا کون منم قمبل می شه .
داشتم خالی بندی می کردم و فکر می کردم که اون متوجه میشه ولی در عالم خودش بود فقط به این فکر می کرد که منم دارم کیف می کنم . کیرشو فشار داد به کونم ..
-آخخخخخخخخخخ .. ووووووووییییییی ..
دردم گرفته بود . شاید واسه این بود که این بار دیگه از بی حسی استفاده نکرده بودم و هم این که فشار کیر کلفت جبار یواش یواش داشت اثرشو نشون می داد . فکر نمی کردم تا این حد در من اثر کنه .. با این حال لذت هم می بردم ولی بیشتر از اون که از درد ناراحت باشم این ترس در من به وجود اومده بود که نکنه کونم مجبور باشه یه چند روزی رو استراحت کنه . من باید مثل یک ورزشکار آمادگی خودمو حفظ می کردم و همیشه واسه فعالیت حاضر می بودم . حس کردم یه چیز روغنی ریخته رو کیرش .. فکر کنم اینو ریخت تا خودش لذت بیشتری ببره از این که کیرش روون تر توی کون من حرکت کنه وگرنه دلش که واسه من نمی سوخت . همین به نفع من تموم شد و حالا دیگه درد کمتری رو حس می کردم . سرمو گذاشتم رو دو تا دستام و به این فکر می کردم که هیشکی نمی تونه به خاطر این شور و هیجانی که واسه کون دادن نشون میدم به من بگه یک زن بد . چون این یک لذته که آدم یه شی خارجی رو توی کونش حس کنه و مخصوصا اگه اون شیء یک جنس طبیعی داغ و گوشتی باشه که حرارت رو به تمام نقاط بدن آدم برسونه .. .
 -آخخخخخخخخ آتنا جون .. داری این کیرو ؟ خوب باهاش حال کن .. با این که کیرش در حد کیر جبار نبود ولی از این نظر که تا چه اندازه وارد کونم شده باشه برابری می کرد .. و اختلاف این دو تا کیر در اون میزانی قرار داشت که بیرون از فضای کونم بود . پس اونم می تونست همون حالو به من بده .. چه چسبندگی و تماس با حالی بین کیر اون و داخل مقعد من بر قرار شده بود ! طوری که وقتی کیرشو می کشید بیرون دلم می خواست درجا رو به جلو حرکت کنه و یک بار دیگه کیرشو بکنه توی کونم .
 -بکن بکن آقا مظفر .. هرچی بیشتر می کنی بیشتر خوشم میاد .. بازش کن . کونمو بازش کن ..
 داشتم با خودم زمزمه می کردم و زندگی تکرار تکرار هاست .. چقدر از این تکرار  خوشم میاد که همیشه کیری رو توی کونم احساس کنم . یه سنگینی خاصی که با منه و به من انرژی میده . انگار اون کیر شور و حال و توانشو به من منتقل می کنه . تمام وجودمو داغ  می کنه ..مظفر به من حال می داد ..منم این حال دادنشو با شور و نشاط و عشوه گری جواب داده سر حال ترش می کردم . همه چی دست به دست هم می داد تا از این لحظه هامون نهایت لذت رو ببریم . دستامو به پشت سرم رسونده با کف دو تا دستام  با روی کونم بازی می کردم ..
 -می بینی مظفر جون ؟ خوب ببین که چند روز دیگه پرواز می کنه ..
 -کونت چقدر ناز می کنه ..
سرشو رو شونه هام دراز کرد و شروع کرد به بوسیدن و میک زدنش ..
 -ووووووییییییی مظی جون .. خیلی خوشم میاد ولی کبودش نکن که شوهرم دعوام می کنه اون وقت دیگه اجازه نمیده بهم که بیام سفر ..
-دلم می خواد تو رو جلوی چشای اون بکنم .
 -منم دلم می خواد جلو چشاش به یکی دیگه کون بدم ولی تو که می دونی نمیشه .. ..... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی