ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نامردی بسه رفیق 7

چند روز گذشت .. راستی راستی سپهر کمی مشکوک هم شده بود . حرکات عجیبی ازش سر می زد . یهو غیبش می زد و یهو پیداش میشد . کمی رنگ پریده بود . انگار در مورد بعضی چیزا با دلسردی حرف می زد . فروزان هم دست کمی از اون نداشت . یه روزسپهر بهم گفت فر هوش من برای دو سه روزی دارم میرم تهران . فروزانو نمی خوام با خودم ببرم .
 -سپهر یه مدتیه مشکوک می زنی ها . چرا حقیقتشو نمیگی . پای زن دیگه ای در میونه ؟
-دیوونه ای رفیق .. آدم زنی مثل فروزان داشته باشه بخواد دنبال زن دیگه ای باشه ؟ فقط چند روزیه که حالش یه جوریه . نمی دونم چه چیزی اونو ناراحت کرده . تو در این مورد چیزی می دونی ؟
-نه راستش شایدم اون از این ناراحت باشه که این حرکاتت واسه چیه
-همین روزا بهت میگم . الان یکی از خارج اومده باید ببینمش .. نمی تونم حرفی بزنم  -چرا فروزانو با خودت نمی بری .
 -نمی خوام اون چیزی بدونه ...
 -یک عشق قدیمه ؟
 -بس کن پسر .. یک مسئله ایه که وقتی مطمئن شدم بهت میگم 
-پول خوبی توشه ؟
-بعدا بهت میگم .
 اون رفت و راستی راستی منو با معماش تنها گذاشت . راستش واسم زیاد مهم نبود .. من حرفای سپهرو طوری برای فروزان گفتم که بیشتر آتیشش بدم .
 -آشغال کثافت !رفته تهرون کاراشو پیش ببره . منو هم با خودش نبرده که موی دماغش نشم . می دونم چیکارش کنم . لعنتی .. یعنی مردا هر غلطی بکنن و ما زنا بیکار بشینیم ؟
-چیکار می خوای بکنی ؟
 -هیچی میرم لب دریا قدم می زنم .. یه آدامس می جوم و به هر کی که از کنارم رد میشه لبخند می زنم . اگه کسی ازم خواست سوار ماشینش شم سوار میشم .
 -فروزان تو اینو جدی نمیگی ..
 -نه خیلی هم جدی هستم .
 -ولی من به تو اجازه این کارو نمیدم
-چرا . چون دوست سپهری ؟ چون نمی خوای اون نامرد عذاب بکشه ؟
-نه فروزان به این دلیل نیست . من دوست ندارم تو عذاب بکشی .
 -تو واسه چی دوست نداری من رنج بکشم ؟ اصلا به تو چه ربطی داره که من چیکار می کنم ؟ من می خوام بیفتم توی چاه . می خوام برم ببینم دنیای زنای خیابونی چه حالی داره که سپهر عاشقشونه .
 -فروزان .. سپهر دنبال این چیزا نیست  اینا دیگه ارضاش نمی کنه . اون یکی رو می خواد که یه حس تعلق نسبت به اون داشته باشه .
-مگه من و اون مال هم نبودیم ؟ مگه نسبت به هم احساس تعلق نمی کردیم ؟
 -نمی دونم . نمی دونم ..
-من بهت اجازه نمیدم که بری و به خاطر این که تلافی کرده باشی و خودت رو به آرامش برسونی با هر کی که از راه رسید و بهت پیشنهاد داد بری .
 -فر هوش من اون آدمش نیستم ولی نمی تونم آروم بگیرم . نمی تونم . نمی تونم .. چرا درکم نمی کنی .. ولم کن .. دستتو بکش فر هوش . به من دست نزن .. برو کنار . چطور به خودت اجازه میدی به من دست بزنی .
-تو چطور به خودت اجازه میدی خودت رو در اختیار آدمایی قرار بدی که هیچ تناسبی باهات ندارن . نا محرمتن . اصلا از نظر عرف و شرع درست نیست  . با شخصیتت سنخیت ندارن و اصلا چی دارم میگم .. چرا حالیت نیست فروزان من دوستت دارم . عاشقتم . تو که اینو خوب می دونی .. ولی همه اینا رو توی دلم نگه داشتم . ابرازش نمی کنم .چون در حق رفیقم نا مردی نمی کنم . چون تو منوانتخاب نکردی..
-یک زن به هر حال وقتی یکی رو انتخاب می کنه و یا یک مردکه  نمی تونه تمام آدمای جنس مخالف دنیا رو بر رسی کنه و بفهمه که کدومشون بهترینن . پس اگه ادعا می کنی دوستم داری ولم کن .. اصلا نمی دونم چیکار  کنم نمی دونم چی بگم فر هوش . من یک زن هرزه نیستم . تو خودت اینو بهتر از هر کسی می دونی ..
خودشو انداخت روی کاناپه .. دستاشو گذاشت جلو صورتش .. طوری می گریست که واسه چند لحظه داشت از خودم بدم میومد ولی به نتیجه اون و عذابی که در این چند ماه کشیده بودم فکر می کردم لذت می بردم از این که دارم به هدفم  نزدیک میشم .
-به من بگو فر هوش گناه من چی بوده ؟ میگن خوشگلا شانس دارن .. پس کوش .. من چه بدی در حق شوهرم کردم ؟!
 دستشو از جلو صورتش بر داشت .. چقدر ناز شده بود . مثل دختر بچه هایی که ناز می کنن و می خوان به خواسته شون برسن اونم یه همچین حالتی رو داشت . بهش گفتم که دوستش دارم و عاشقشم . هنوز خودم اینو باور نداشتم . دوستش داشتم اونو می خواستم .. شاید اولش برای هوس بود اما حالا شاید هم واسه هوس و هم برای احساس پیروزی .. اما نمی دونستم عشق تا چه اندازه می تونه دخیل باشه .  فقط اینو می دونستم که یاد اون در تمام لحظات بیداری زندگیم با منه و حتی در خواب هم اونو می بینم . نمی دونم این اسمش چی می تونه باشه . چی که من ماههاست سکسو فراموش کردم .
 -فرهوش بیا جلوتر .. بیا منو ببوس ..می خوام ببینم چه حسی داره وقتی آدم خودشو به یکی غیر همسرش تسلیم می کنه . -فروزان تو حالت خوب نیست داری پرت و پلا میگی ..
-بهت گفتم منو ببوس . اگه دوستم داری .. 
-نه من در حق رفیقم نامردی نمی کنم .
 -شما مردا همه تون نامردین ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی