ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 83

چهار تایی مون در حال خوشگذرونی و کیف کردن بودیم . اصلا گذشت زمانو حس نمی کردیم . خبر از دنیای بیرون نداشتیم . ....برای ما مهم نبود که حالا روزه یا شب .. فقط به حرکت کیر فکر می کردیم یه دستمو گذاشته بودم روی سوراخ کونمو و با اون ور می رفتم . خیلی دلم می خواست  که یه چیزی توی کون منم حرکت می کرد . مثل اون سه تایی که در حال کون دادن بودند . آخخخخخخخ چه کیفی می کردن اونا  . ولی حس قشنگ کون کردن هم در  تمام گیرنده های حسی کیرمن به خوبی حس می شد . من دیگه به خوبی داغ شده بودم و نمی دونستم چه جوری خودمو کنترل کنم . باید یه چیزی حواس منو پرت می کرد . در همین وقت ناگهان صدای کف زدن یکی رو شنیدیم .. تا بریم خودمونوجمع و جور کنیم ندا اومد که به همون صورت بمونین . نظمو بهم نزنین که جبار سینگ وارد میشه ..  
سمیه : اووووووههههههه جبار تو این جا چیکار می کنی . تو که قرار نبودحالا بیای .. جلال : داداش  فدات شم منو ببخش اگه می بینی کیر من توی کون زنته از اون طرف کیر پسرت هم توی کون منه . دارم یکی از وصله های تنتو می کنم و به یکی میدم . سمیه : منو ببخش  جبار جون .  باید ازت اجازه می گرفتم .
 جلال : اجازه بده من کیرمو از توی کون سمیه جون بیرون بکشم و تو بذار توی کونش .
 -چقدر حرف می زنی جلال .. اون وقت پسرم جمال بکنه توی کون من ؟ آبروی هرچی بسیجی  میره .
جمال که داشت می خندید گفت نیست بابا جون الان خیلی آبرو داریم !
 -پسر طوری حرف می زنی که انگار دوست داری بکنی توی کون پدرت .. چاقو که نباید دسته خودشو ببره
سمیه : طفلک بچه هست دیگه آرزو داره . خودت که می دونی اگه کاری از دست کسی بر نیاد این بسیجیان جان بر کف کارای خارق االعاده ای می کنن .
جبار : خوشم اومد از این  خط زنجیره ای شما .  خیلی دلم می خواد اونوبه یک حلقه اتحاد دشمن شکن تبدیل کنم .
  دستشو خونده بودم .دوست داشتم هر کاری رو که دوست داره  زود تر انجامش بده . کمر منو گرفت .. سرمو که بر گردوندم کیر تیزشو دیدم که آماده ورود به کون من شده -جووووووون جبار .. تو ازآسمون اومدی ؟ حالا منم دوطرفه کار می کنم . این جوری  خیلی به من حال میده . بیشتر از اونی که حالا حال می کنم .
 جمال : حالتو می فهمم شیدا ..
 سمیه : جبار جون می بینی امروز چه خوب زبون پسرت باز شده ؟
جبار : بسیار سفر باید تا پخته شود خامی ..
سمیه : چی داری میگی جبار .. این از نعمت کیر شیداست که رفته توی کون جمال جون من . جمال تا حالا با این همه کون دادن خودش هنوز پخته نشده بود .. ولی حالا که داره زیر کیر شیدا حال می کنه مرد شده . می تونه حرفشو درست بزنه .کیف نمی کنی جبار ؟ 
جبار : پس واسه اینه که منم حس می کنم چند ساعتیه که روحیه گرفتم ؟ اصلا چطوره شیدا جونو همین جا استخدامش کنیم ..
-خواهش می کنم با من یکی کاری نداشته باشین . این چند روز که گذشت منو بفرستین برم درس دارم . منو چه به کار امنیتی و زندان . اون جوری هر وقت که دوست داشتین من در خدمت شمام . کیه که از کون کردن بدش بیاد .. مخصوصا من که دو طرفه کار می کنیم ..
سمیه : به شما حسودیم میشه .. کاش منم کیر داشتم .
جمال : مامان مگه تو فیلما ندیدی که خانوما کیر مصنوعی به خودشون می بندن اونو فرو می کنن توی کون نفر جلویی .
 -پسرم اون کیر رو خودت داری بهش میگی مصنوعی .. اون که حال نمیده .
-ولی مامان توی کون من که میره خیلی حال میده ..
سمیه : شیدا جون مثل این که  پسرمو چشم کردم .. اگه میشه چند تا ضربه محکم بزن به مغز کونش تا حواسش بیاد سر جاش .. میگه من دارم با این کیر مصنوعی حال می کنم حتما تو هم اگه ببندی و فرو کنی به کون یکی دیگه حال می کنی ..
-مامان کجای این حرفم اشتباه بوده .. آهههههههه شیدا جون .. کونم ..کونم .. چقدر مزه داره .. بازم جا دارم .. اووووووفففففف مامان حالا فهمیدم چی داری میگی ...
-دیدی جبار ... حالا یه خورده کون شیدا جونو بیشتر بکن تا اون بیشتر انرژی بگیره . یه حلقه دایره مانندی درست کردیم که جبار  اول حلقه بود  در انتهای این حلقه سمیه زن جبار قرار داشت . چقدر قشنگ شده بود .
سمیه : اووووووفففففف چه پروانه ای !
 جمال : مامان کاش از این صحنه فیلم می گرفتیم من که رفتم خارج به دوستای اروپایی ام نشون می دادم و کلاس می ذاشتم که یه وقتی فکر نکنه ما در ایران خودمون ببو گلابی هستیم و از این کارا بلد نیستیم .
 داشتم سر سام می گرفتم و دیوونه می شدم . اینا دیگه از کجا اومدن . یکی از یکی دیوونه تر بودند . زندگی اونا انگار به همین چیزا بند بود . به نظرم اومد جبار آبشو توی کون من خالی کرده . سرمو به طرفش بر گردونده لبامو غنچه کردم و گفتم اگه درش بیاری و بکشیش بیرون منم کیرمو از توی کون پسرت می کشم بیرون .
دستاشو دور کمرم محکم تر کرد و گفت فدات میشم . تا هر وقت که دلت بخواد کیرم توی کونت می مونه .
نفر اول یعنی جبار درست رو در روی سمیه زنش قرار گرفته بود . البته رودر رو نه به اون صورت که سرشون رو بروی هم باشه .. ولی طوری یه پهلو کرده بودن که زن و شوهر داشتن همو می بوسیدن .. چه صحنه جالبی شده بود . جبار یه لحظه لباشو از روی لبای زنش که در حال کون دادن به برادرش جلال بود بر داشت و گفت یادم رفت بگم اتفاقا من از همون ثانیه اول همین جا بودم و از تمام صحنه ها فیلم گرفتم و الان هم به طور اتومات داره فیلم گرفته میشه .. 
-وای واسه ما شر درست نکنی ..
 -شیدا جون واسه ما هم شر میشه . نه ! این فیلم همین جا می مونه .. اگرم جمال بخواد اونو ببره اروپا یه نسخه رو کپی می کنم از قسمتهایی که صورت ما مشخص نباشه که بعدش چند مدل به اون صورت هم می گیریم .. بعد از یه بوسه طولانی که جبار از لبای زنش بر داشت حلقه باز شد .. جبار خان داشت به دو تا کیری نگاه می کرد که توی کون زن و بچه اش فرو رفته بود .. کون جمالی که زیر کیر من بود و کون سمیه ای که توسط برادر شوهرش جلال در حال گاییده شدن بود . جلال : بازم شرمنده ایم داداش جبار : دشمنت شرمنده باشه . برادر با برادر این حرفا رو که نداره . دیگه پدر و مادرمون که دنیا نیستن یه داداش دیگه واسه ما بیارن .... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی