ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 66

-فدات شم عزیزم که به من اجازه میدی هر جوری که دوست دارم تو رو بکنم -هرچی باشه که دیگه تحملش بیشتر و بد تر از این نیست که من بخوام  حس کنم که تو داری به خواهرتم بیشتر می رسی و به من اعتنایی نداری . -باشه .. هر طور دوست داری فکر کن . پس اینو داشته باش . الناز از درد ی وحشتناک به خودش می پیچید . پاهاشو به هم چسبونده بود و دو تا برش کونشو طوری به هم چسبونده بود که حس کردم با آخرین زورش داره به خودش فشار میاره که درد رو تحمل کنه .. با یه فشار دیگه بکی دو سانت دیگه کیرمو کردم توی کون الناز ..   ادامه ندادم . نمی تونستم شاهد درد کشیدن اون باشم و دم نزنم .. -الناز اگه می خوای بکشم بیرون و تمومش کنم . تو که یک بار ارضا شدی .. -نه بابا .. باید به اندازه کافی منو بکنی . سیرم کنی .. خودتم حال کنی . من می دونم تا یه فرصت گیر میاری میری سراغ اونا -عزیزم من باباشونم . و اونا خواهراتن . من که شوهرشون نیستم واونا که هووهای تو نیستن . -پس یه جوری رفتار نکن که من همچه فکری بکنم . -از دست تو من دارم دیوونه میشم . هرچی بهت میگم متوجه نمیشی .. -بابا همین جور ثابت با کون من بازی بازی کن . بذار عضله کونم شل تر شه ..  این بار مجبورم از شل کننده و گشاد کننده استفاده کنم . تو باید لذت ببری و من به تو تا اونجایی که می تونم حال بدم .  من باید بیشتر از بقیه به تو لذت بدم . من الناز تو دختر ناز تو هستم . من فقط دخترم . و این که من می خوام تو دختری منو بگیری و میون این دخترا تنها کسی باشم که توسط بابا جونم عروس میشم . زن بابا جونم میشم . می خوام با بقیه فرق داشته باشم -الناز بازکه شروع کردی . خودت قول دادی که اصلا در این مورد حرفی به میون نمیاری . -باشه بابا هر چی تو بگی . مثل این که باید بازم یه فشار دیگه به این کونش می آوردم تا در حالت درد فراموش کنه که از گاییده شدن کسش بگه . این زنا و دخترا وقتی که در مورد مسئله ای سمج میشن تا به خواسته شون نرسن ول کن معامله نیستن  و الناز هم  همین بود . دیگه باید چیکار می کردم .. یه فشار دیگه به کون دخترم ودو سانت دیگه فرو رفتن  کیر همانا و جیغ و فریاد بلندی که کشید همان .. دستمو گذاشتم جلو دهنش . -واااااایییییییی دختر تو این جوری پاک آبرو مونو بردی . با این جیغی که کشیدی اگه خواهرات صدات رو بشنون که دیگه کلاهمون پس معرکه هست .. -دستمو از جلو دهنش  به کناری زد و گفت -خب بابا حالا من که می دونم مگه چی شده که از فهمیدن اونا می ترسی . من میگم تو اونا رو بیشتر دوست داری بازم بگو نه -فدای اون ناز کردنات بشم من که اسمت برازنده تو دختر گلمه -چه فایده که نازم خریدار نداره و تو ناز اونا رو می خری .. دستامو رو دو تا قاچ کون الناز خوشگله ام فشارش داده و کیرمو با سرعت بیشتری توی کونش حرکت می دادم . اونم همچنان به خودش می پیچید و منم کمی از موضع قبلی ام عقب نشینی کره و با فشار بیشتری با اون کار می کردم . بالاخره باید که کون اون روون می شد و این  ممکن نمی گردید مگر با کردن ها و گاییدنهای زیاد و حرکات گایشی .. . حس کردم الناز کمی آروم تر شده . منم کمی سخت تر اونو می کردمش -حالا چطوری الناز جون -دارم بهتر میشم . اثر درد رو سوراخ کونم مونده ولی باید خودمو باهاش هماهنگ کنم . می خوام دوست دارم همون جوری که یک کس گاییده میشه تو هم با همون سرعت و فشار کون منو بکنی . -من نمی دونم چه سریه تو باید اسم این یه تیکه رو بیاری -آخرش می بینیم که به خواسته ام می رسم یا نه -فکر کنم اون در این یه مورد راست می گفت . چون تا حالا نشده بود به چیزی رو از من بخواد و به اون نرسه . . -با با ادامه بده خوشم میاد . دستت رو روی کسمم داشته باش . چنگش بگیر کونمو هم بکن .. بابا نازم کن . الناز خودت رو نازش کن . به سینه هام چنگ بنداز . ووووووویییییییی کسسسسسسسم کسسسسسسسم می خاره  می خواد بابا ولش نکن .. اونو می بوسیدم . خودمو از پهلو به سینه هاش نزدیک کرده و به نوبت اونو می ذاشتم تو دهنم و میکش می زدم . دستم روی کسش کار می کرد . کونشو هم که می گاییدم . -واااااااییییییییی بااااااااباااااااا کسسسسسسم کسسسسسسسم .. ببین داره آتیش پخش می کنه . آخخخخخخخخخخ اگه دستت سوخت من مقصر نیستم . -نههههههه می دونم تو مقصر نیستی . دوستت دارم ... دوستت دارم .... ادامه دارد .. نویسنده .... ایرانی