ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 70

سرش بود لای  کون من . یکسره داشت کس و کونمو لیس می زد .
 -اووووووویییی نهههههههههه زود باش دیگه .. چقدر لفتش می دی .
 چشامو واسه لحظاتی که بستم و بازش کردم دیدم اون مرد خودشو کاملا آماده کرده . آخرین پوشش خودشو هم که پیراهن سفیدش بوده در آورده . یه کاندوم برداشت  و پوسته و روکش اونو پاره کرد . سر کیرش کشید .  اصلا من که خیلی حرص می خوردم که این کاندوم ها رو روی کیر می دیدم . حق با این آقایون بود که سر کیرشون کاندوم می کشیدند . حالا من یکی خوشم نمیومد . به همون صورت کیرشو به سمت دهنم گرفت . کس خل شده بود . توی فیلمها چند جا دیده بودم که هنر پیشه زن کیر کاندوم کشیده رو فرو ببره توی دهنش و اونو ساک بزنه .. با این حال دلشو نشکستم و همون کیر رو فرو بردم توی دهنم . چه جور هم کیف می کرد ! صدای ناله ها و فریادهای   زوزه مانند در هم شده بود . صداهای آشنا و بیگانه ... صدای مهدیس و مهیار و خواهرام و اون پسرا . هر کسی یه چیزی می گفت و از این  گفتن های خود لذت می برد و من هم دوست داشتم از زمان نهایت استفاده رو بکنم .  مرد اومد و رو من قرار گرفت . این بار دیگه کمرم روی تخت قرار داشت و اونم از روبرو اومد سراغم . چه عجب ! دیگه روی لبشو پلاستیک و رو کشی چیزی نذاشته بود . اومد روی من . لبای داغشو گذاشت رو لبام . عشقبازی با اون درست یه حسی مثل سکس با جیمی رو در من به وجود آورده بود . با این حال واسم تازگی خاصی داشت . کف دستشو روی کسم حرکت می داد . در هر فشاری که بهش می آورد لبه های کسم باز می شد و از تماس با کس یه جرقه و آتیش خاصی درش به وجود میومد . چهره مهدیسو نمی دیدم ولی صداشو می شنیدم .
 -پریسا در چه حالی؟!
 لبام قفل شده نمی تونستم حرفی بزنم . ظاهرا اون سرشو بالا آورده منو دیده بود . 
-عزیز اگه بدونی این طرف چه حالی دارم می کنم . اونی که داره منو می کنه فهمیده مهیار شوهر منه ازش می خواد که بیاد و شریکش شه .ولی مهیار می گه زشته خانم ماساژور خودشو ول کنه و همون اول بیاد با من سکس دو به یک بکنه.
 مهیار : آخ زشته دیگه .. نگاه کن مهدیس ! اون زن چه جوری داره کیر منو ساک می زنه ؟! حتما یه انتظاری داره دیگه . این بی ادبیه که من اونو این جوری به حال خودش رها کنم .
مهدیس : اونا دارن پولشونو می گیرن . کاری به این کارا ندارن .
 مهیار : اگه این جوریه پس اون مردی که داره به تو حال میده هم همین حالتو داره .. از اون ته خواهرم پریناز داد کشید
-چه خبرتونه ! نمی ذارین کیر خوش توی کسمون فرو بره . بس کنین . بذارین در حال و هوای سکس باشیم .
 یکبار دیگه صدای ناله های در هم و برم و آخ و واخ ها شروع شده بود . فکر نمی کردم هیچوقت لنگام تا به این حد باز شه . اون  مرد رو دیوونه و دستپاچه و منگش کرده بودم . چون همش منو به یک حال و هوا نگه نمی داشت . پی در پی حالت منو عوض می کرد . انگار می ترسید که وقت کم بیاره و سرش بی کلاه بمونه .  ازم خواست قمبل کنم و در اون حالت هم کیرشو از پشت فرو کردتوی کسم . کاندومشم از اون کاندومای با حال بود . دنده های خاصی داشت که بهم لذت می داد . هر چند بازم راضی تر بودم که کیرش بدون واسطه می رفت توی کسم و اون جوری بهم حال می داد .
-اوووووووففففففف سوختم . سوختم .  خانومای هم وطن شما با این کاندوما چه جوری کنار میایین .
 پریزاد : خیلی کیف می ده .
 ظاهرا اون طرف سه تا پسرا هم رو سر کیرشون کاندوم کشیده بودند . این واسه ساکنین اونجا و سکس در محل عام یک امر عادی بود . از بس آلودگی و بیماری و بیماری های مقاربتی زیاد شده بود .  انگشت درازه طرفمو توی کونم حس کردم . اونو تا ته فرو کرده بود توی کونم و چند بار همون داخل می گردوند . مثل این که اونم می خواست یه قلق گیری انجام بده و از همون طرف بکنه توی کونم ..
 -آهای دیوونه تا منو ارضام نکردی از کون مون خبری نیست .
  اونجا جز مهیار کسی نمی تونست اونو حالی کنه که باید منو چه جوری بکنه و سر حالم کنه .
-مهیار شنیدی من چی گفتم ؟
 -آخخخخخخخ نه پریسا چی داری میگی . این زن انگلیسی طوری داره رو کیرم بالا و پایین می کنه که فکر می کنم اول سفرمه ..
 -به اینی که داره منو می کنه یه جوری حالیش کن تا ار گاسمم نکرده حق نداره بکنه توی کون من . اینو که می تونیم ازش بخواهیم و بخوام ..
 -باشه پریسا . تو و یکی ار ضا شدن . قرار نشد که هر بار که یکی یکی رو می کنه ار گاسمی در کار باشه .
-اولا سکس بدون رسیدن به اوجش واسه هر دو طرف لذتی نداره .. در ثانی شما مردا رو چه خیالتونه ! همون اول هم می تونین آب کیر و کمرتونو خالی کنین و بگین که ار گاسم شدین . دیگه به حال ما خانوما دل نمی سوزونین که چه فشاری به کمرمون میاد و دور و بر شکم و روی کسمون چه دردی می گیره ..
 مهیار یه چیزایی به این مرد خارجکی گفت . اینو که گفت طرف طوری کیرشو می کرد توی کسم و می کشید بیرون که منو به یاد ماشین مکانیکی هایی مینداخت که به انتهای اون کیری نصب کرده و با زیاد کردن دور و سرعت ماشین به سرعتی عجیب اون کیر مصنوعی توی کس حرکت کرده و حرکات رفت و بر گشتی صورت می گرفت .
-وااااااییییی نهههههه ووووویییی یواش تر یواش تر ... چه حریصی !
 مهیار : سر و صدات ما رو کشته پریسا . با چه سرعتی  داره تو رو میگاد ! من یکی که فکر کنم عشق کون تو اونو دیوونه کرده باشه . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی