ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 71

-مهیار .. مهیار دیوونه . تو چی به این مرد گفتی که این داره این جوری منو درسته قورت میده ..
-چیز خاصی که نگفتم فقط گفتم که اون خیلی هات  یا همون  داغه و می خواد با یه خاطره ای داغ این جا رو ترک کنه .
-اووووووفففففف .. من از همه شما دارم بیشتر کیف می کنم . لذت می برم .
 دامون : پریسا جون کاری نکن که من از روی این خانوم انگلیسی پا شم و بیام سراغ تو و عقیده ات رو عوض کنم .
-بر و بابا تو چی داری میگی با اون کیر خرچنگیت . فکر کنم تو و شهاب کمتر به مرادتون رسیدین ..
 شهاب : باز خوبه که خودت اعتراف می کنی . یادت باشه که قبل از رفتن باید خوب بهمون حال بدی .
-آخخخخخخخخ چی داری میگین بچه ها . دیگه بسه . شما خسته نشدین ؟ پس فردا این موقع باید باشیم و باشین ایران .  یه جونی هم باید داشته باشیم که وقنی رسیدیم اون جا کاره ای باشیم . مثل این که خوشتون میاد عین جنازه هاتا دو روز بیفتین و پا نشین . دامون : ما که مثل خانوم خانوما یکی رو نداریم که بادمو ن بزنه و به خاطر این چند روز دوری به ما تشویقی بده ..
 دسته جمعی ایرونی های حاضر در اونجا خندیدن و منم خنده ام گرفته بود .
-میگم مهیار به طرف زنت و اون دو تا خواهرام هم اگه یه چیزی بگی همین جور سرعتشون زیاد میشه ؟
 -مهدیس : ول کن شوهرجونی من .. از این کارا نکن که این طرف ما به اندازه کافی دیگه ما رو گاییده . ول کنم نیست ..
 مهیار : فقط دعا کنین اون چیزی رو که من به طرف انگلیسی  پریسا گفتم مطلبو به بقیه نگه ..
 -مگه تو چی گفتی ..
 -هیچی گفتم اگه هوس کون داری و این که اگه بخوای بکنی توی کون و  اونم حال کنه باید تا می تونی به فکر این باشی که این خانوم خوشگله رو ارگاسمش کنی یعنی تو رو پریسا جون . خلاصه دل این خارجکی رو نشکن . الان من که سرمو بالا گرفته دارم تو رو نگاه می کنم از این مدل  خبلی لذت می برم . اگه  بدونی اون با چه هیجانی پنجه هاشو گذاشته روی کونت و داره  با لذت اون کون و کپل تو رو که قربونش بشم باز و بسته می کنه .. اوووووووففففففف پریسا سوختم سوختم ..
-مهیار تو کیرت که داخل  کون اون خانوم خوشگله هست . واسه من سوختی یا از از گاییدن این زنه ؟
 -اگه بگم واسه توشاید باورت نشه .من دارم این غریبه رو می کنم ولی واقعا جنس وطنی یه چیز دیگه ایه . وقتی کیرم توی کون تو بود یه لذت دیگه ای می داد ..
  -آخ پسره هیز .. اصلا هیچ به این فکر کردی که داری این جوری ازم تعریف می کنی خانومت این جا نشسته و ممکنه ازت دلخور شه . تو خودت یه نگاهی به کیر این آقا خارجکی که توی کس زنته بنداز و تشریحش کن که مهدیس هم لذت ببره که  شوهرش چقدر به اون و لذت بردن و حال کردنش اهمیت میده .
 -پریسا گفتی آی گفتی ..  ولی با این حال من قدرشو می دونم . ای کاش شوهر تو هم این جوری بود . صبر کن پات برسه به ایران میای سر حرف من .
-مگه شما اونجا هم از این بر نامه ها دارین؟
 -نه .. به خاطر این که دیگه ممکنه گندش در بیاد و کافیه یکی دو نفر بفهمن که ما زن و شوهر از این که دو تا رو واسه خودمون ردیف کنیم نسبت به عمل هم راضی هستیم . اون وقت مث بمب همه جا می ترکه و می پیچه  .. ولی می بینی .. نگاه کن .. این طرف داره چه جوری منو میگاد .. کار همین مهیاره دیگه . تا گفت من شوهر این خانومه هستم طرف نیروش چند برابر شد .
 -ببینم نکنه مث پسر ایرونی های خودمون باشه که وقتی دارن یک زن شوهر دار رو می کنن فکر می کنن یه مال مفت نصیبشون شده که اگه بیشتر و بهتر اونو نگان سرشون کلاه رفته .
 -نمی دونم چی بگم .
برای دقایقی این صحبتای الکی و اضافه رو ولش کردیم . معلوم نبود اینا می خوان چیکار کنن که  یه جعبه کوچیک کاندوم آورده بودند ..  وقتی از پری زاد پرسیدم که چه خبره و این همه کاندوم این جا چیکار می کنه . گفت که اونا خیلی بهداشتی هستند و برای هر تغییر حرکتی از این به اون از کاندوم استفاده می کنن وگرنه چه لزومی داشت از اول کاندوم بذارن .
 -خب خواهرم از یه نظر تو درست میگی ولی در اون صورت خودشون هم ممکن بود میکربی شن .
دلم می خواست لحظات هیجان و لذت من ادامه داشته باشه .. کاندوم دنده یا همون عاج دار طوری قسمت بیرونی و درونی کس منو تحت پوشش لذت بخشی خودش قرار داده بود که بازم صدام در اومده وبا هیجان خودمو به طرف عقب می کوبیدم تا کمک حال اون مرد بشم .  پریزاد که دیگه از حال رفته بود . اون مرد خواهرمو بغل کرد و اونو برد وسط و رو هوا داشت کسشو می کرد . هنوزم از دور و بر کس پریزاد آب چکه می کرد و نشون می داد مثل لحظات اولش داره لذت می بره .. دو سه دقیقه ای این عمل ادامه داشت و سر خواهرم افتاد رو شونه های اون مرد . کار  دختر وسطی بابام ساخته شده بود . طرفش اونو روی تخت ماساژ درازش کرد . کاندومشو در آورد یه کاندوم دیگه سر کیرش کشید و رفت سراغ پریناز  ..
-خواهر پریناز .. بلیطت برنده شده . قرعه به نام تو افتاده . آماده باش که دو کیر اول به نام تو داره سند می خوره .
راستش منم خیلی هوس کرده بودم و دوست داشتم این دو کیر نصیب من شه . هیجان و اضطراب ولم نمی کرد .. کمرم درد گرفته بود . ولی چشامو نیمه باز نگه داشته و فقط به روبروم نگاه می کردم به در و دیوار.  نمی خواستم به چیز دیگه ای فکر کنم . دستای  اون مرد رفته بود رو سینه هام و اونا رو می مالوند . همه مون چه زن و چه مرد حریص شده بودیم . وقتی با یکی در حال حال کردن بودیم به این فکر می کردیم که زود تر کلکمون کنده شه و بریم با یکی دیگه  .کمرم سست و شل شده . کاملا بی حس شده بودم .. دیگه خوشم اومده بود .. من ار گاسم شده بودم . دلم نمی خواست اون مرد  از پیشم بره حتی به قیمت یه ضرب فرو کردن کیرش توی کونم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی