ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماه عسل در نیویورک 11

آتوسا خیلی حال می کرد . چشاش باز نمی شد .. لبامو گاز می گرفتم . ولی دیگه عادت کرده بودم . مثل  اول حرص نمی خوردم ..
 شبنم : آرش  جون یه خورده بیشتر به این آبجی ما حال بده از بس شوهرم اون اول جوونی جق زده که دچار زود انزالی شده .. ولی تو خیلی با حالی ها . نشون میده که دوست دختر زیاد داشتی و خیلی حال کردی که می تونی خود نگه دار باشی ..
 -نه .. شانسیه .....
کیرمو توی کون شبنم  عقب و جلو می کردم . خیلی کیف داشت . پس از مدتها داشتم یک کون سیر می کردم . آتوسا نا امیدم کرده بود .. .. شروین دیگه خیلی حالی به حالی شده بود ..
شروین : من نمی دونم چرا شبنم خودشو تپل نمی کنه میگه همین جوری خوبه می ترسم چاق شم . من یه بدن توپ که می بینم یه  جوری میشم ..
شبنم : آهای دیگه از این سوتی ها ندی ها .. می دونم زن چاق و چله دوست داری ولی باید با همینا بسازی ..
شروین : آتوسا جون می تونم توی کست خیس کنم ؟
می دونستم آتوسا هنوز ارگاسم نشده ... سکوت کرده بود ..
 شروین : داداش آرش می شه توی کس زنت خیس کرد ؟
 از این نظر که غصه بار داری اونو می خورد گفته بود .  انتظارشو نداشتم که آتوسا سوتی بده
 -بفرمایید خواهش می کنم. من قرص می خورم ..
منم دیدم این جوریه .. کیرمو چند بار دیگه  توی کون شبنم حرکت داده و با تمام لذتم آبمو خالی کردم توی کونش .
شبنم : آخخخخخخخخ جااااااااان .. دریاست . دریاست .. خالی کن .. هر چی داری خالی کن ...
 -اووووووففففف می میرم واسه کون با صفا .. فدای شبنم با وفا ..
 اون طرف هم دیگه شروین عنان اختیاراز دستش در رفته بود .. دستاشو گذاشته بود جلوی رون تپل زنم و دوست داشت کونشو بیاره بالا و بالاتر و قالبشو خوب دید بزنه و در اوج لذت حداکثر آبشو خالی کنه ..
 آتوسا : ووووووووییییی ووووووویییییی کاش دیر تر بریزی .. وووووووییییی کسسسسسم کسسسسسم .. می خارررره .. کسسسسم .. اووووووففففففف .. شروین چند ناله ای کرد
-آخخخخخخخخ اوووووووخخخخخخ نمی تونم دیگه نمی تونم .. داغه کون و کپلت  اون آبگاه منو داغ کرده هر چی دارمو داره خالی می کنه .. داره خالی می کنه .. لحطاتی بعد باجناقم کیرشو از توی کس زنم کشید بیرون .. منم همزمان با اون این کارو کردم .. آب از کس زنم راه افتاد و دور و بر پاشو سفید کرد . این حالت روی شبنم هم بود ... شبنم آب کیرمو توی دستاش جمع کرد و خورد ولی آتوسا این کارو نکرد .. شبنم  زیر گوش من گفت برو یه دو سه دقیقه آتوسا رو بکن .. من یه چیزی می دونم دارم بهت میگم .. این جوری سر حال تر میشه . راستش آب کیر یک مرد غریبه توی کس زنم بود و چندشم می شد ولی من که نمی تونستم  اینو به شبنم بگم .. شایدم این یه حکمتی بود که من کیر خودمو به رخ زنم هم می کشیدم . اون چه ار گاسم شده باشه و چه نشده باشه با کیر شروین حال کرده بود و جز این هم نمی تونست باشه . وقتی یک مرد با زن دیگه ای حال می کنه و لذت می بره و اون رابطه همبستگی با همسرشو در اون لحظات فراموش می کنه حتما یه زن دیگه هم همین حسو در مورد مردی به غیر از همسرش داره .. گذاشتم زنم در همون حالت قمبلی بمونه . دور کسشو با دستمال تمیز کردم و تا می تونستم اون فضا رو از منی پاک کردم . هر چند می دونستم اگه کیرمو فرو کنم توی کسش بازم آب کیر میاد بیرون .. کیرمو که یه نموره ای شل شده بود فرو کردم توی کس آتوسا زن عزیزم .. .. با چند ضربه و حس این که اونو مرد دیگه ای گاییده و من باید بهش لذت بدم  با فشار و سرعت زیادی اونو می کردم ..
 آتوسا: آییییییی فدات .. فدات شم .. عزیزم عزیز دلم .. منو ببخش .. سرشبی تند بودم -حالا عوضش من تند هستم ..
 اتوسا : اوووووووههههههه دوستت دارم . دوستت دارم آرش .. عاشقتم . منو بکن منو بکن . فدات شم .. اجازه دادی که این جوری با هم باشیم .
 -منم دوستت دارم . تو حال کن انگاری من حال می کنم .
آتوسا : بزن .. بزن .. می خوام حس کنم که این کیرت مال منه . تو شوهرمی . مال  منی بگو دوستم داری از پیشم نمیری ...
شونه هاشو داشتم ووسط بدنمو می زدم به کونش و با این کارم کیرم به ته کس می رسید . من نمی دونم شروین چرا نخود توی آش شده بود .. همون کیر نشسته اش رو برد سمت دهن زنم .. طبق معمول گفت با اجازه داداش... کیرشو می خواست بکنه توی دهن زنم از من اجازه می گرفت . اون که هر کاری که دلش می خواست کرده بود . آتوسا هم کیر شروینو توی دهنش جا داد و ساک زدنو شروع کرد .. ولی ظاهرا ساک زدن زنم بهش نچسبید کیرشو بیرون کشید ..
شبنم : عزیزم ولش کن بذارآرش  زنشو سر حال کنه ..
شروین : من که سر حالش کرده بودم ..
 یه لحظه تمام بدن آتوسا لرزید و رو زمین ولو شد .. بازم کف زدنهای شروین شروع شد  
شروین : خوب دو تا خواهرو سر حالشون کردی ..... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی