ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماه عسل در نیویورک 12

کمی خسته شده بودم ...  شروین صدام کرد و منو برد به یه گوشه ای ..
 شروین : داداش بیا این یه قرصو بخور .. حسابی توپت می کنه .. هم واسه جلوگیری خوبه و هم واسه شق نگه داشتن کیر ..
 -ببینم تو همین قرصو خوردی که اون جور در برابر کس زنم مقاومت داشتی ؟ شکمشو داشت و از خنده نمی دونست چیکار کنه ..
 -داداش کیر ایرونی طوریه که بدون قرص سفت و توپه ..
شروین :  قراره مهمون واسه مون برسه ..
 من که دیگه آب بندی شده بودم می دونستم چی رو داره میگه ..
-برسه شروین جان بالای کیر ..
 این بار دیگه شروین طوری خندید که آتوسا و شبنم سراسیمه اومدن ببینن چه خبره .. لحظاتی بعد دسته جمعی رفتیم حموم
-عجب حموم بزرگی داره این جا .. آدمو یاد حموم عمومی های خودمون میندازه .. اصلا فکرشو نمی کردم آپار تمان های این جا همچین حالتی داشته باشه ..
 شبنم : فکر کردی ما این جا رو بساز و بفروشی خریدیم ؟
 شروین : صدای در خونه ما بود یا همسایه ..
 شبنم : مگه شرشر آب می ذاره که ما صدای اون طرفو بشنویم . اوخ جون بچه ها جیمی و جولیا اومدن .. من همین چند دقیقه پیش واسشون زنگ زدم ازشون دعوت کردم به یک حموم داغ .. آرش جان این جیمی هم خیلی تپل پسنده . هر وقت هم یه فیلمی می بینه که داره زنای تپلو نشون میده فوری از هوش و حواس میفته .. فقط یه وقتی عصبی نشو ..
آتوسا یه بوسه از لبام بر داشت و گفت فدای شوهر غیرتی خودم بشم ..
 نمی دونستم داره ازم تعریف می کنه یا مسخره ام می کنه .. جیمی و جولیا اومدن داخل ... اولین چیزی رو که بهش دقت کردم کیر اون مرد امریکایی بود . حق با شروین بود .. مال خودمو سر حال تر و قلچماق تر می دیدم .. یه سلام و علیکی کردیم ...  انگاری واسه مراسمی اومده باشیم . شروین زنش شبنمو خوابوند رو زمین و مرتب کیرشو می کرد توی کسش و می کشید بیرون .. جیمی هم کیرشو در آورد و اونو فرو کرد توی دهن شبنم .. ولی یه لحظه چشش افتاد به آتوسا که یه پهلو کرده بود .. چند قطره آبی که روی کون تقریبا خشک شده اش باقی مونده بود یه استیل زیبا و هوس انگیزی رو به کونش بخشیده بود . رفت به سمت آتوسا .. نمی دونم چرا حس کردم که زنم هم خودش دلش می خواد ..  نگاهمو به جولیا دوختم .  زنی با پوستی کاملا سفید و براق و تو دل برو . پوستش لک نداشت . جیمی لیفو گرفت و صابون مالی کرد .. زنم انگار تسلیمش شده بود . خودشو به دیوار چسبوند . جیمی کون  و تمام پشت زنمو  لیف زد .. آتوسا لاپاشو باز کرد . جیمی کف دستشوبا لیف  مالید روی کس و کون زنم ..آتوسا از پشت خم شده و از هوس ناله می کرد .  زنم  یه نگاهش به من بود و یه نگاهش به جیمی ..
شروین : شبنم نگاه کن به خواهرت کیر می خواد .. کیر .. هوس داره از سر و روش می باره ..
 شبنم : کیر دامادم بهتره ..
 شروین : آره ولی هر گلی یه بویی داره ..
جیمی از بالا تا پایین بدن زنمو یک بار دیگه صابون مالی کرد .. رو همون بدن صابونی  زبون می زد .. بدن بر هنه آتوسا رو لیسش می زد .. جولیا خیلی زیبا تر از زن من بود .. از شبنم هم خوشگل تر بود . اومد به سمت من و خیلی آروم و بی صدا یه پهلو طوری که هم شوهرشو ببینه و هم کارشو انجام بده کیرمو گذاشت توی دهنش . منم دستامو گذاشتم رو سرش و خیلی آروم نوازشش کردم . داشتم به زن و وفای اون فکر می کردم که فقط در یک کیر خلاصه میشه . حالا جیمی داشت با آتوسای من حال می کرد . برای من که فرقی نمی کرد . غروبی شروین اونو گاییده بود حالا هم جیمی می خواست اونو بکنه و ازش لذت ببره . مهم اینه که اون با کدوم کیر بیشتر حال می کنه . اگه من قبول نمی کردم نه از شبنم خبری بود نه از جولیا ..
 شروین : آرش جان مثل این که گرفته ای ..
 شبنم : نه برای چی گرفته باشه .. اون داره با جولیا حال می کنه و اون بهش مزه میده . چرا بی خود تو دهنش حرف میندازی ..
یه نگاهی به شبنم انداختم و اون درست در لحظه ای بود که به شوهرش اخم کرد که دیگه این حرفا رو به میون نکشه ولی خود شبنم هم از اون زرنگا بود . نگرانی من بیشتر به این خاطر بود که نمی خواستم بیشتر از اون حدی که من به زنم حال میدم مرد دیگه ای به اون حال بده . شبنم اومد طرف من .. لباشو به لبام سپرد .. خیلی آروم به من گفت ..دیگه همه چی برات عادی میشه و تو معتاد این کار میشی .. اگه بدونی چه عشقی می کنیم من و شوهرم . همین یکی دو بار اولش سخته . نگاه کن چه خوشگلایی دور و برت رو گرفته ولت نمی کنن . جیمی  دست از زن چسبیده به دیوارم که پشتش به ما بود بر نمی داشت . مثل ندید بدیدا بود .. رو زمین نشست . کون زنمو از وسط بازش کرد . زبونشو روی کس و کونش می کشید .. لحظاتی بعد ایستاد و رفت پشتش .. نگاهم به کیرش بود که ببینم چیکار میکنه .. صابونو حسابی به کس و کون آتوسا مالوند .. ..... ادامه دارد ...نویسنده ... ایرانی