ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 124

سینا به خوبی شوق و ذوقو در چهره کامی می دید .. حرکات این مرد اونو بیش از حد وسوسه کرده بود . خیلی بیشتر از اونی که شاید خودش دوست داشت که تمنا رو بکنه حالات کامی اونو به وجد آورده بود . از این که جلو شوهره داره زنشو می کنه و اونم با لذت هر چه تمام تر دوست داره توصیفات این صحنه ها رو بشنوه .. کامران کیر سینا رو گرفت توی دستش و اونو به طرف کس همسرش نزدیک کرد  تمنا یه لحظه سرشو بر گردوند عقب تا چهره کامی رو ببینه . دست شوهرشو دید که رفته روی کیر سینا و داره اونو به مسیر کونش هدایت می کنه .. .. کامی یه لحظه حس کرد که زنش می خواد یه چیزی بهش بگه .. تمنا دوست داشت که کیر اول وارد کسش شه . چون خیلی حشری شده بود و جز با التهاب و سوختن کسش ارگاسم نمی شد . لباشو گرد کرده چند بار کس کس کرد تا شوهره بالاخره فهمید چی میگه . حا لت قرار گرفتن اونا نسبت به هم طوری بود که سینا متوجه لبای تمنا نشده بود . کامی سرشو تکون داد به علامت این که متوجه خواسته همسرش شده .. سینا اولش خجالت کشید از این که یک مرد دیگه به کیر اون دست بزنه . چندشش می شد . تصور اینو می کرد که مثلا یک مرد گی داره این کارو انجام میده . اما از اون جایی که  می دونست اون به خاطر لذت بردن از صحنه گاییده شدن زنش توسط کسی غیر خودش داره این کارو می کنه با این حالت مبارزه کرد و سعی کرد که خوشش بیاد فقط به  کس  تمنا توجه کنه .. زن لباشو گاز می گرفت . یه نگاه به چشای کامران متوجهش کرده بود که شوهرش چقدر هیجان زده بوده و انتظار لحظه ای رو می کشه که بین کیر سینا و کس اون یه پیوندی رو بر قرار کنه . تمنا چشاشو بست به روبرو نگاه کرد و منتظر موند . منتظر لحظه ای که سر کیر سینا رو در تماس با کسش حس کنه .. کامران  دوست داشت مزه بگیره .. مات شده بود به کون زنش .. یه دستی هم به کیر خودش کشید . با این که کیر اونم تیز شده بود و هوس داشت ولی تر جیح می داد که کیر سینا رو در کس زنش ببینه و با کیر خودش ور بره .
 تمنا : کامی جون .. سینا جان شاید کار داشته باشه .. خسته شه .. این قدر معطلش نکن  -اووووووفففففف تمنا بگو بگو تو خوشت میاد بگو تو منتظر کیری ..
 -زود باش کامران .. چرا دوست داری بشنوی ..
 -خوشم میاد ..
 تمنا دستشو از زیر شکمش رسوند به کسش و اونو چنگش می گرفت . سینا هم دلش واسه تمنا سوخت که چرا شوهره اونواین قدر از کیر محروم می کنه و منتظرش می ذاره ..
 -داش سینا اجازه می فر مایید ؟
-کامران جان شما صاحب اختیارید .. کیر من ناقابل و کس زن شما قابل داره . هر امری بفر مایید رو دو تا تخم چشام ..
-نه سینا جان توی دو تا سوراخ زنم .. توی کس و کونش .. اول باید کیرت بره توی کس بعدا کونشو هم جر بدی .. اون که به من کون نمی دادیا اگه می داد با اکراه وناز و افاده می داد .
تمنا : آبروی منو چرا پیش آقا سینا می بری .. طوری میگی که اگه دوست داشته باشه کون منو بکنه پشیمون شه ..
 سینا که دید ممکنه این کامی در اثر هیجان زیاد بازم دور و بر صحنه دور دور بزنه یه حرکت رو به جلو به کیرش داد تا شوهر تمنا متوجه شه که باید  کیر سینا باید بره توی کس این زن ..
  -داداش کامران ..کیر من منتظر این افتخاره که با دست گهر بار شما وارد کس تمنا جون شه ...
 کامی مثل خر کیف می کرد  از این که سینا تا این حد با احترام ازش یاد کرده بود خوشحال بود و پیش خودش می گفت این پسره عجب جوان مودبیه . با لذت به قالب کون زنش نگاه می کرد . به سوراخ ریز کون و این که بعد از کس نوبت گاییدن اون جاست . سر کیر سینا رو فرستاد که بره توی کس . زن کاملا کلفتی سر کیر سینا رو احساس می کرد .. سینا آغازراهی رو حس می کرد که اونو به اوج لذت می رسونه و کامی هم با تمام وجود به این صحنه که کیر داره سوراخ کس زنشو می شکافه و حرکتی رو به جلو داره توجه کرده بود .. برشهای کون تمنا چاک وسر اون .. کیری که از کس یک حلقه درست کرده آروم آروم با دستای اون حرکتی رو به جلو داشت صحنه ای فوق العاده حشر انگیز رو برای اون رقم زده بود . کاش سینا دو تا کیر داشت .. کاش یه کیر دیگه ای هم بود که همین حالا می رفت توی کون زنش و اون می تونست دو تا حلقه شکافته شده در در پشت بدن تمنا رو از زاویه کونش ببینه .  کامی وقتی قسمتی از کیر سینا رو با دستای خودش به سمت کس زنش هدایت کرد مجبور شد دستشو برداره بقیه حرکتو  از زیر بیضه سینا انجام بده . چون دستش مزاحم حرکت بقیه کیر می شد . اون دوست داشت برای بار اول کیر سینا رو با دست خودش تا ته کس زنش فرو کنه .. کیرش هیجان زده شده بود .. انگاری در مقابل کیر سینا تعظیم می کرد . با این که حشری بود  ولی اوج کیفشو در این شرایط در این می دونست و می دید که سینا زنشو بکنه .. البته این جوری که  دست کامی زیر بیضه پسر قرار داشت سینا هم باید یه حرکتی به خودش می داد .. آروم آروم کیر تا انتهای کس تمنا رفت . عین کلیدی که تا انتها وارد قفل شده باشه ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی