ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 53

فشار لبهامو زیاد ترش کردم . باید کار مهشیدو یکسره می کردم .  تمام تنش داغ بود . و من اون گرما و اون حرارت هوسو دوست داشتم . می خواستم که با تمام وحودم بهش لذت بدم . و اون این حس و لذتو از من بخواد .  سرخی و سپیدی پوستش یه تر کیب قشنگی رو درست کرده بود .  که من با گوشه چشام فقط به زحمت می تونستم قسمتی از پاشو ببینم . ولی کسش حرف نداشت .. .. چاره ای جز کشیدن موهای سرم نداشت .. و من با فشار دستاش می دونستم که باید فشار لبام روی کسشو بیشتر کنم .
-نهههههه .. سوختم .. سوختم .. بد جنس .. بذار من برم .. آزادم کن .. آزادم کن ..
اگه زبون داشتم بهش می گفتم که می دونم که دوست داری بازم اسیر من باشی . اگه آزادت کنم بازم خودت رو میندازی توی دام من . به دام هوس . فقط از من بخواه که تو رو سر حالت کنم . من می تونم با تمام وجودم بهت لذت بدم . در حال فریاد کشیدن بود و من می دونستم که  فعلا صداش  رسوامون نمی کنه . گذاشتم که جیغ بکشه و مثل یک موج طوفانی آروم و آروم و آروم تر شد تا به ساحل رسید .  اون ار گاسم شده بود . اما من  دوست داشتم طوفان دیگه ای به پا کنم .  تازه گرم افتاده بودم و می دونستم که اونم اینو می خواد . نوازشش کردم . به چشاش نگاه کردم .. لباشو باز کرد و در حالی که  نگاهشو از نگاهم نمی گرفت گفت می دونم خیلی شیطونی ولی دوستت دارم . کاش بتونی شیطنت ها تو فقط واسه من بذاری کنار ..
 توی دلم گفتم به همین  خیال باش .. من تا به اندازه تار های موی سرم دوست دختر نگیرم ول کن نیستم . اووووووووخخخخخ که چه کیفی میده وقتی که بدونی یه دختر خودشو وابسته به تو می دونه و از تو انتظار داره .  و منم البته طاقچه بالا نمی ذاشتم . با این حال طوری رفتار می کردم که اونم قدرمو بدونه و غرورم حفظ شه . کیرمو به طور افقی منطبق با کس قرار دادم البته در یه حالت چسبیده و سر به هوا طوری که نوک و سر اون به طرف ذاخل کس نباشه و خطری ایجاد نکنه . تنه کیر وسط کسو لمس می کرد و از نقطه پایینی کس به طرف بالا می رفت و بر می گشت ..
-نه .. نه... نه.. شهروز .. نههههههههه .. نههههههه .... این کارو داری می کنی ممکنه من دلم خیلی چیزا بخواد .. کیرمو که ول کردم و از  روی کس بر داشتم گفت ببخش عزیزم .. دوباره این کارو بکن . من می خوام می خوام .. می خوام ..
بهم فرصت نداد که یک بار دیگه این کارو انجام بدم . می خواست در این حالت , مدیرت لذت و کام گیری به دست خودش باشه . منو طاقبازم کرد و اومد روم . کیرمو به حالت خوابیده رو شکمم قرار داد و کسشو روش حرکت می داد .
-آخخخخخخخخخ عزیزم .. عشق من .. دوستت دارم .. کیف می کنم . این جوری لذت می برم ..
کیرم خیلی داغ شده بود .. و لبه های کس و اون وسطش یه جوری کیرمو قفلش کرده بین خودشون قرار داده بودن که داغ داغ شده بودم . دیگه جلوی ریزش آبمو نگرفتم گذاشتم آب کیرم هر جوری دوست داره خودشو خالی کنه . مهشید خودشو عقب کشید و زبونشو گذاشت روی کیر و شکمم  و با زبون و لباش اون آبی  رو که ازم خارج شده بود به نرمی و با اشتها و هوس می خورد .. و همون لبا رو که احتمالا بوی آب کیرمو می داد گذاشت روی لبم . چندشم شده بود ولی وقتی به این فکر کردم که اون عاشقانه و خالصانه آبمو خورده و حالا من می خوام اون لباشو ببوسم دیگه بی خیال این تفکرات شم ... حالا نوبت این بود که کون اونو بکنم . و خودشم می دونست که حرکت بعدی من چیه . یا حس ششم قوی داشت یا این که می دونست نیاز پسرا چیه و در این مرحله و شرایط هوس چی رو می کنن . و یا این که فیروزه با اون حرف زده گفته بود که چه جوری با من رفتار کنه . درسته که سوراخ تمام کون ها و حتی کس ها یه تونل تنگ و تاریک و بن بستیه  ولی یه دنیا ارمغان دنیایی از نور هوسه .. نفس در سینه مهشید حبس شده بود . می دونستم که اون استرس داره . واسه اولین بارشه ..
 -نترس عزیزم . اگه دیدم درد ت می گیره ولت می کنم .
 -تو چقدر خوبی شهروز . ولی من دوست دارم بهت خوش بگذره حال کنی ..
-من تا حالا به اندازه کافی حال کردم .
-ولی مردا تا وقتی کیرشونو به یه قسمت از بدن زن فرو نکنن بهشون مزه نمیده .
-فکر کنم واسم ساک زده باشی ..
 -آره ولی می دونم  کردن کونو شما پسرا خیلی دوست دارین . اون قدر کونشو بوسیدم تا این که از بس خوشش اومد دیگه ترسش تحت الشعاع هوس و لذت بردن و لذت دادن قرار گرفت .
 -آههههههه شهروز کف دستتم که می مالونی روی کونم دارم آتیش می گیرم . چقدر کرم می مالی فکر کنم همین قدر کافی باشه ...
سر کیرمو به سر سوراخ کونش چسبونده و  رو به جلو فشارش دادم .... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی