ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 61

سیاوش بهم گفت که حواسم به کار خودم باشه و این قدر توجهم به بقیه نباشه . پس اون دوست شوهرم بود .. از این دوستان و چهره ها زیاد دیده بودم . می گفت وقتی که امشب منو دیده برای چند لحظه از این هراس داشته که اونو بشناسم .. ولی به خیر گذشت . شاید این کم حافظگی من به نفعم تموم شده باشه .فعلا که اون به اندازه کافی داشت بهم حال می داد . -سیا جان فکر نکن که  این جور حال دادنهای من کار همیشگی منه .  -می دونم . من هیچوقت قصد جسارت نداشتم . کف دستشو روی کون براق من قرار داده بود و با انگشتاش با روی کونم بازی می کرد . اون طرف داشتن سر من با هم کل کل می کردن .. نسرین : میلاد حواست کجاست . چقدر کون تپل و بر جسته دوست داری تو . اگه من یه ماه غذا زیاد بخورم کونم میشه به اندازه کون آتنا .. توی دلم گفتم نسرین جان این پسرایی که من می شناسم یک یا دوبار که کونت رو کردن دیگه سراغ تو یکی نمیان .  میون دخترا من بودم که هم با کون دادن حال می کردم هم این که عین اونا عمل کرده و با یکی دو بار کون دادن دور اونا قلم می کشیدم .  حالا جلو پسرا نمی تونستم از این حرفا بزنم ولی  می خواستم بگم شما دخترا باید کاری کنین که این پسرا همش در حال لیس زدن کون شما باشن .
سیا : بار اولی که تو رو دیدم راستش به پژمان حسودیم شده بود . با این که دوست قدیمی هم بودیم . همش به خودم می گفتم چی می شد که من جای اون بودم . چی می شد که من با تو حال می کردم . با این که اون شب لباس عروس تنت بود ولی دوختش طوری بود که در هر حرکت تو نشون می داد که چه باسن بر جسته ای داری . همش به این فکر می کردم که دارم کونتو بغل می کنم و با هاش حال می کنم .
 -حالا که توی بغلت قرار داره و داری کسمو می کنی پس یه جوری بهش حال بده که الان اون سه تا پسر منتظرن که کار من و تو زود تر تموم شه .منم اگه ارگاسم نشده ولم کنن خیلی عصبی میشم و حالم گرفته میشه
. کف دستای پهن سیاوشو رو کونم حس می کردم که دوتا برش گوشتی رو به چند طرف می گردوند و خیلی هم با هیجان این کارو انجام می داد طوری که لذت بخشی کیرشو داخل کسم چند برابر می کرد .
 -بمالش .. بمالش کونمو بمالون .
 -باورم نمیشه آتنا جون .
 -یه کمی عجله کن که سه تا دیگه هم می خوان باور کنن .
 مونا که خودشو داشت روی کیر مهران می کشت . اون پسره رو روزمین طاقباز کرده رفته روش نشسته بود . مهران هم هرچه سرشو این و ر و اون ور می کرد تا یه دیدی به من بزنه موفق نمی شد و اگرم برای چند ثانیه ای  هم نگاهش متوجه من می شد مونا طوری تکونش می داد که پسره رو گیجش می کرد .
 -مهران ..دستاتو بذار دور کمرم .. بهم فشار بیار .. زودباش سینه هامو بخور.
چند دقیقه ای رو در حال خودم بودم . گفتم یه نگاهی به اون شش نفر بندازم . گویی که همه شون با هم هماهنگ شده دخترا رفته بودند رو کیر پسرا نشسته  پسرا هم با سینه هاشون ور می رفتن . درست روبروی اون شش تا بودم و حالت سه تا کیری رو که داخل کون می رفتن به خوبی می دیدم . هیجان شدیدی بهم دست داده بود . اگه می تونستم این سه تا کیر رو با هم توی کون خودم جا می دادم یک رکورد جالب و منحصر به فرد می شد . می تونستم به خودم افتخار کنم . دیگه هیشکی از این دخترای کونی به گرد منم نمی رسید . باید لیاقت و قدرت خودمو نشون می دادم . من می تونم . می تونم .
 سیا : به چی فکر می کنی.
 -به این که راجع به من چی فکر می کنی.
 -راستش فکرای بد نمی کنم . همین که داری به من حال میدی از هر چی بالاتره .
-این فکر رو نداری که من با خیلی ها هستم ؟
-تا خیلی ها رو چند نفر فرض کنی . همین حالاش چهار نفر اینجاییم.
 -پیش اومده . من چه می دونستم این جوری میشه .
-آتی من نمی تونم جلو خودمو بگیرم .آبم می خواد بریزه .
 -نه زوده .. بکوبون کیرت رو ..آب منم  داره میاد .. خودتو داشته باش .
 -آخخخخخ .. کیرم .. کیرم ..
 -مال من داره میاد سیا .. من دارم باهاش حال می کنم .. سیا سیا من دارم می میرم .. بالاخره تونستی .. منتظر فرمان من نشد تا من خودمو خالی کردم اونم جایگزینشو ریخت .
-آیییییی آتنا . رو من خم شد و سینه مو گذاشت توی دهنش . -بخور بازم بخور نوکشو .کیرشو کشید بیرون .. اومد بالا سرم وایساد ..
-بذار تو دهنم .
 -از کجا می دونی من اینو می خوام .
-مردا خیلی با ساک زدن حال می کنن . مخصوصا وقتی که پس از انزال باشه و یه ته مونده آبی اون داخل جمع شده باشه .
 در همین لحظه دیدم سه تا گرگ به نامهای میلاد و معین ومهران  بالا سرم وایسادن . -آقایون کارشون تموم شد ؟
مهران : نه تازه شروع شد .
میلاد : اومدیم سراغ کونی که در خاور میانه تکه .
 معین : در خاور دور چی ؟
 -خاور دوری ها .. چینی ها وکره ای ها و ژاپنی ها و تایلندی ها رو میگی ؟ اونایی که موقع کس و کون دادن زوزه می کشن ؟ اونا که اصلا کون ندارن .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی