ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آناتل سکس 107

راستش در اون لحظه احساسات مختلفی اومده بود به سراغم .. احساسات خوب و بد .. خشم و لذت .. حرص و آرامش .. بیشتر ناراجتی هام بازم به خاطر این بود که چرا دنیا سر خود و بدون مشورت با من داره یه کاری رو انجام میده . طوری که من یک جنده ای باشم که اون مدیر بر نامه های منه . این دیوونه ام می کرد . از طرفی وقتی دنیا انگشتشو کرده بود توی کونم یه درد خاصی رو حس می کردم که ناشی از فشار کیر به کونم بوده .. شاید کیر یه اثراتی گذاشته باشه که بعد از رفع بی حسی خودشو نشون بده .. ولی قاعدتا نباید این طور باشه .. و احساس آرامش می کردم به خاطر این که وقتی جبار اون جوری مظفر رو خیط کرده بود  من حسرت اینو می خوردم که چرا نتونستم با این پسر خوش اندام سفید روی خوش تیپ باشم . حالا اون دوباره اومده بود تا من دیگه حسرت فرصت های از دست رفته رو نخورم .. دنیا اتاقو ترک کرده بود . احساس کرده بود که  من این جوری راحت ترم .. خیلی راحت اومد سراغ من .. اون حالا بالا سرم قرار داشت .. مردی که این جوری پاشو می ذاره به حریم زنی باید در حرف زدن و حرکاتش هم خیلی شجاع باشه .. شاید این اعتماد به نفس رو حضور دنیا در ش ایجاد می کرد و با رفتن اون کمی تردید داشت .. نیاز بود یه چیزی گفته شه تا قفل سکوت شکسته شه ..
 -مظفر خان ..مگه شما منزل نرفته بودی .
 -وقتی دیدمت دیگه خواب به چشام راه پیدا نکرد . گفتم باید خوش اندام ترین زن دنیا رو اگه یه حالی ازش نپرسم هیچوقت نمی تونم راحت بخوابم ..
 -ما که احوالپرسی کردیم
-آره ولی کامل نبود .. عمقی نبود ..
 -از کجا می دونستی من با   عمقی اون راضیم ؟
اومد رو تخت کنار تن بر هنه و به دمر افتاده من که به دیدن اون به همون صورت دراز کش بود نشست و گفت
-تو خیلی مهربون نشون میدی آتنا ..
دوست داشتنی  و با محبتت ... با این که حرفای مظفر رو نمی شد به حساب چاپلوسی گذاشت ولی می دونستم داره زیاده از حد تعریف می کنه تا  منو راحت تر از اون چه که در تصورشه تصاحب کنه و بهتر و بیشتر با هام حال کنه .
 -ولی من خیلی خسته ام . 
 -منم می تونم این خستگی رو از تنت در کنم ..
- خوابم میاد
-خوابت می کنم .
 -بیدارم نکنی ها .
 -هر چی تو بگی .
-آفرین پسر خوب .
 راستش من حرفایی رو که به مظفر می زدم از ته دلم بود . دوست داشتم ببینم چه حالی پیدا می کنم . شاید این بار می خواستم فقط به لذت خودم فکر کنم . در درجه اول به این که فقط خودم حال کنم . به اندازه کافی اونایی که با هاشون بودم به قدرت من پی برده بودند . ولی باید اینو هم در نظر می گرفتم که من در جامعه ایران زندگی می کنم . من که نمی تونم رفتاری داشته باشم که تمام ایران و جامعه ما بدونه که عاشق کون دادنم .. دلم می خواد حداقل روزی یه وهله جنبش کیر رو توی کون و تا عمق مقعدم احساس کنم .. شاید در خیلی از کشور های دنیا  زنی که فیلمهای پورنو و سکسی اون در همه جا نشون داده میشه وهمه هم اونو می شناسن خیلی راحت زندگیشو بکنه و تازه خیلی مشهور هم باشه و به هر جا هم که پا می ذاره ازش امضای یاد گاری بگیرن .. ولی در این جا همه داغت می کنن .. چقدر از حالت کیر مردا خوشم میومد و میاد وقتی که می بینم کیر به دیدن من داخل شلوار به اوج شق بودن خودش می رسه .. از فرم طبیعی خودش در حالت خوابیده خارج میشه و نشون میده که مثل یه پلنگ آماده پرش و یورش به شکار خودشه .
-مظفر اگه دوست داری می تونی شورتتو در آری .
از این که یک مرد با ادب باشه خیلی خوشم میاد ولی  از گستاخی و شجاعت بجای یک مرد هم لذت می بردم . لحظه ورود اون با نوعی گستاخی همراه بود .. و حرکت بعدی اون یه گستاخی بود که می خواستم تمکین نکنم .. به حرفش گوش ندم ولی صلاح دونستم که انجام دادنش بهتره .
مظفر : دوست دارم که تو با دستای پر محبت خودت شورت منو بکشی پایین . خیلی حال میده .
کمی فکر کردم و خیلی آروم شورتشو کشیدم پایین .. تا زانو .. کیرش درشت و سفید  بود و خیلی هم کلفت ولی در مقابل کیر جبار نمی تونست عرض اندام کنه . با این حال برای بازم  هیجان انگیز بود و یه شور و حالی رو در من به وجود آورد ولی دیگه خودمو زدم به بی خیالی تا پررو تر نشه . چشامو بستم و خواستم که بدن سستمو بسپرم به دست چشام و آروم بگیرم . تا خستگیمو در کنم .. می دونستم که اون آروم نمی شینه . همین واسم کافی بود و بهم لذت می داد ..
- امان از دست شما مردا .
 کف دستاشو روی کونم حس می کردم . مثل دستای جبار پت و پهن نبود .. ولی داغم کرد به من انرژی داد و حرارت .. هم دلم می خواست خواب باشم و هم بیدار ..  نوک زبونشو گذاشته بود روی سوراخ کونم .. درست زده بود به جای حساس .. ولی درد رو چیکار می کردم .. کاش می تونستم تا دلم می خواد این جا بمونم . اون قدر که تا مدتها احساس سیری کنم . شاید دنیا بهش گفته بود که نقطه حساس من کجاست .. روز به روز قالب کون من هوس انگیز تر می شد  و خواستنی تر .. .. ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی