ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماه عسل در نیویورک 13 (قسمت آخر )

شروین : شبنم .. این جیمی کون پرسته .. من همش از این می ترسم که نکنه که همون اول خواهر زن ما رو جرش بده .  یادت رفت بار اول تا دو هفته از درد کون نمی تونستی بشینی .. اصلا هوش از سرش می پره . مخصوصا وقتی که از این مدل کونا به گیرش میفته .. کون و باسن تپل و بر جسته با یه سوراخ ریز .. اون کون شناس خوبیه .. می دونه این کار کرد نداره ..
شبنم : چیه حسودیت میشه تو خودت نتونستی کونشو بکنی ؟
شروین : وقت هست ..
 شبنم : این قدر ترس توی دل ما ننداز مرد . تو چرا این قدر نفوس بد می زنی .. نیمرخ زنم نشون می داد که اون منتظر کیر جیمیه .. ولی استرس هم داشت .. جیمی تا می تونست کون و کپل زنمو آروم آروم گازش گرفته  مزه گرفته بود ..  
شروین : اون الان می خواد حمله کنه . گارد گرفته ..
 شبنم : داری غیب میگی ها . خب معلومه دیگه ..
 از جام پا شده و خواستم ببینم چه خبره و به زنم بگم من هستم و مراقبتم که حالیش کنم تکیه گاهتم .. انگشتمو گذاشتم سر کونش گفتم درد داره ؟ گفت نه .. دو سانت پایین تر انگشتم رسید به کسش .. چقدر چرب و خیس بود ... با کسش بازی بازی کردم . لذت می برد ..
 -هوس داری خوشت میاد ؟
 آتوسا : اگه بگم نه دروغ گفتم ..
جولیا دستمو کشید و دوباره در وضعیت قبل قرار گرفتیم . جیمی کیرشو گرفته بود توی دستش  .. آتوسا پاهاشو باز کرده بود .. جیمی یه ضرب کیرشو زد به کس زنم .. دیگه چیزی رو نمی دیدم فقط از گوشه و کنارا بیضه های جیمی مشخص بود .. که اونم با کف دستش بیضه ها رو می چسبوند به کپل زنم تا حال بیشتری بکنه . چند بار کیرشو عقب و جلو کرد و بعد اونو در آورد و فشارش داد به سوراخ کون آتوسا ..
 آتوسا : آییییییییییییی آییییییییی ..
ولی جیمی ول کن نبود .. یه چیزی به زنش گفت .. جولیا سریع رفت بیرون یه مایعی رو آورد و ریخت روی سوراخ کون آتوسا مالشش داد ولی شاید کمی دیر شده بود و یا کمی هم باید صبر می کردن .. جیمی هیجان زده رضایت نمی داد دست از کون زنم بر داره . دلواپس شده بودم . اگه اون جر می خورد چی ؟ جیمی بد کیر نبود . زن من بد کون بود .. جولیا که نگرانی منو دید  منو رو زمین درازم کرد و اومد رو من نشست .. آتوسا فریاد می کشید ولی جیمی ول کنش نبود ..
 آتوسا : وای من مردم . دیگه نمی تونم .. بگین بکنه توی کسم .. کسم .... کونم پاره شد .. همون سرش رفت تو دیگه بسه . به این اجنبی بگین دیگه کیرشو حرکت نده ..
جیمی بد جوری کیفور شده بود .. ولی من دیگه حالا به جولیا فکر می کردم . جولیا با چشای خمارش بهم نگاه می کرد ..  حالا می تونستم بفهم که چشاش به چه رنگیه نه سبز و نه آبی و نه قهوه ای و نه مشکی و نه عسلی .. یه حالت نقره ای داشت . خیلی زیبا بود .. موهای بلوند و صورت سفیدش .. اوخ که این کس گاییدن داشت .. شبنم به زبون انگلیسی یه چیزایی به جولیا گفت .. طوری که اون خودشو به سرعت روی کیر من حرکت می داد ..
 -شبنم جون می تونم حدس بزنم تو به این جولیا چی گفتی ولی دوست دارم که از زبون خودت بشنوم
شبنم : هیچی من بهش گفتم که فکر نکنم هیچ مردی در دنیا وجود داشته باشه که به سرعت اون یعنی تو یک زنو ارگاسم کنه ..
 اینو که گفت تحرک خودمو بیشتر کردم . کس جولیا نه تنگ بود و نه گشاد . می دونستم  با این کس ها باید چه جوری کنار بیام . لبه های کسو به طرف تنه کیر فشار داده و سرعت کیر رو زیاد تر کرده تا حرارت بیشتری رو ایجاد کنن ..
 جولیا : اوووووووهههه فک می .. فک می ... فک می ..
 اون طرف دیگه نمی دونستم چه خبره .. فقط یه لحظه چشامو باز کردم و دیدم که جیمی کیرشو کشیده بیرون و آب کیرش راه افتاده رو پا های آتوسا و خودشم چه جور با لذت نشسته و داره به زنش نگاه می کنه .. اومد سمت زنش .. کیرشو به سوراخ کون جولیا رسوند . چون من زیر بودم جولیا رو من .. اون رفت پشتش تا بکنه توی کونش و این کارو هم کرد ولی جولیا جیغ کشید .. و طوری هم سرش داد زد که پس از یک دقیقه کردن کون زنش  اون رفت عقب ...
 شروین : داداش فدات شم معلومه طوری به این زن حال دادی که من ندیدم تا حالا این جوری سر شوهرش داد بکشه .. جون من ما رو امشب رو سفید کن . ایرونی جماعت رو رو سفید کن که همش نگن دنیا داره به ما کیر می زنه .  یه بارم ما به این دنیا کیر بزنیم مگه چی میشه ؟
 البته برای لحظاتی دو نفره جولیا رو گاییده بودیم که داد و بیداد زن شوهره رو فراری داد ..
 جیمی : وااااااوووو اوکی اکی ...
ظاهرا داشت کیف می کرد ...
شبنم : آرش خان اونو از روبرو بکن خیلی بهش حال میده ..
همین کارو هم کردم . جولیا رو رو زمین خوابونده و از روبرو گذاشتم توی کسش .. همه شون داشتن صحنه رو می دیدن . جیمی هیجان زده شده بود .. جولیا مرتب جیغ می زد و با تکون دادن سرش از این سمت به اون سمت موهای بلوندش افشون می شد .. منم که دیگه کیرم توپ و مقاوم بود تا ته کیرمو می فرستادم که بره توی کسش و اونو با فشار می کشیدم بیرون .. انگشتمو هم از زیر می کردم توی سوراخ کونش .. چشاش به شک عجیبی در حدقه اش می گشت .. جولیا رو برده بودم به یه دنیای دیگه ای . به دنیای عشق و حال و هوس .
شبنم : اونو هم داری به حالت من درش میاری . سابقه نداشت آب کسم بریزه .. جیمی داره فیلم می گیره .. آرش آرش  دو حرکت دیگه .. حالا کیرتو بکش بیرون ..
کیرمو کشیدم بیرون .. جولیا جیغ می کشید و با کف دستش می زد به کسش .. آب کسش دوبار با فشار اومد بالا و خالی شد .. البته بار دوم کمتر ولی اون همچنان به کسش ضربه می زد .. و قطرات آب کس همچنان ازش خارج می شد . دهنمو گذاشتم روی کس جولیا با لذت اونو لیسش می زدم . این آرامش بهم دست داده بود که تونستم لیاقت خودمو ثابت کنم . شبنم : یادت باشه آب کس منو لیس نزدی ..
 -دفعه یعد ..
کیرمو فرو کردم توی کس جولیا  .. اون بازم می خواست ولی می دونستم این بار آب منو می خواد .. فوق العاده حشری شده بودم ..
-جولیا .. عزیزم داره می ریزه توی کست .. منو بغلم کرد . لباشو گذاشت رو لبام . چه بوسه شیرینی .. حس کردم که یه دریا آبو خالیش کردم به یه دنیا لذت .. توی بغل جولیا داشت خوابم می برد . اون چهار نفر داشتن با هم حال می کردند .. جیمی و شروین رفته بودن روی آتوسا و کس و کون و سینه ها شو لیس می زدند .. دقایقی بعد آتوسا با این که کونش از ضربات اولیه کیر    کمی درد می کرد,  به خاطر محلول , کمی راحت تر کون می داد . جیمی اونو از کون و شروین از کس می کرد که جا بجا شدند .. خود منم رفتم کمکشون .. بعد رفتیم سراغ شبنم و یه حال دسته جمعی هم به جولیا دادیم .. وقتی که از حموم اومدیم بیرون شامو خوردیم و قرار گذاشتیم که شبو همین جا شش تایی کنار هم بخوابیم . آتوسا هم از جیمی قول گرفت که وقتی جیمی کیرشو می خواد بکنه توی کونش با اجازه و هدایت اون باشه .. همه با هم کاملا صمیمی شده بودیم .. شب بعدش که بودیم خونه جیمی .. بعدش هم شش نفری با هم یه دوری در شهر های امریکا  زدیم .. اصلا دوست نداشتیم بر گردیم ولی ازشون دعوت کردیم که بیان ایران ... به وقت برگشتن به ایران در هواپیما آتوسا سرشو رو سینه هام قرار داده و بی خیال بقیه در حال درددل کردن بود ..
آتوسا : ببینم ماه عسل خوش گذشت آرش ؟
 -آره عزیزم .. به توچی
اتوسا : فراوون  فقط حس می کنم برای این که از دستت ندم باید یه همچین بر نامه هایی رو هم وقتی که رسیدیم به ایران ردیفش کنیم .. نظرت چیه آرش !
-عالیه .. بهتر از این نمیشه آتوسا ..
 آتوسا : آره عشق من این یعنی اوج عشق و صمیمیت و تفاهم ..
-واوج اعتماد و وفاداری ...  پایان .... نویسنده .. ایرانی 

2 نظرات:

sia گفت...

سلام. خسته نباشید.. بازم مثل همیشه عالی بود.. اوایلش طوری نیویورک رو توصیفش کردی (حالا واقعی یا غیر واقعی) که حس کردم دارم توش قدم میزنم..
یه چند وقتی نبودم حسابی داستانا رو از دست دادم.. یه اشتباهی کردم 20واحد گرفتم واسه این ترم، دهنم سرویس شد تا امتحانا رو دادم..
ولی از این به بعدش مثل همیشه داستانا رو درو میکنم..
مرسی..

ایرانی گفت...

با درود به سیا جان امید وارم امتحاناتت خوب شده باشه . دست گلت درد نکنه . البته من نیویورک رو واقعی توصیفش کردم . هر چند میزان توصیفش کم بود .با احتیاط وصفش کردم . چون من تا حالا به خارج از کشور نرفتم . سعی می کنم در مورد جا ها و مناطق جغرافیایی اون جا هایی رو که ازش اطلاعی ندارم در موردش چیزی ننویسم .. مثلا در مورد نیویورک و آسمان خراش ها خونده بودم .. خونده بودم بعضی وقتا طرف واسه این که به خونه اش برسه ممکنه 45 دقیقه .. نیم ساعت در آسانسور باشه .. شایدم بیشتر .. از پارکش خونده بودم .. از امکاناتش .. خب اینا رو آوردم توی داستان و بقیه توصیفات هم که هر جا که روی آسمان همین رنگ است . خوشحالم کردی .. با احترام : ایرانی