ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 125

کیر سینا تا آخر کس تمنا رفته بود . پسر به این فکر می کرد که این کس با این که تنگ نشون میده ولی چقدر جا داره وکیر  تفریبا کوتاه کامی چطور تونسته تا حالا تمنا رو راضی نگه داشته باشه البته کیر بیشتر کلفتی اون مهمه تا  طولش .. ولی سینا یه چسبندگی خاصی رو  در فرو کردن کیر به داخل کس تمنا حس می کرد . یه حالتی شبیه به همونی که داشت رودابه رو می کرد . سینا یه حس خوبی داشت که از بیان اون خجالت می کشید شاید هم استرس داشت که نکنه کامی با همه لذتی که می بره بازم شاید یه حس دیگه ای راجع به این مسئله پیدا کرده باشه و یا تا یه حدی بخوا د که با اون همراهی کنه . برای همین سعی می کرد هنوز هم مراقب بعضی از کار های خودش باشه .  به محض این که کیر سینا رفت تا ته کس .. کامی و تمنا دو تایی شون عکس العمل نشون دادن ..
 کامی : اوووووووفففففففف جاااااااااان ..
 تمنا : آخخخخخخخخخخ آههههههههههه ..
کامی : دست من نیست .. خوشم میاد ..
شوهره کیرشو محکم گرفت توی دست خودش و اونو به طرف بالا و پایین حرکت می داد . سینا از هیجان نمی دونست چیکار کنه . این یه تیکه رو تعارف اومد ..
-کامی جان اگه دوست دارین من بیرون بکشم شما بفر مایید ..
 کامران اگه سرش هم می رفت راضی نمی شد که سینا کیرشو از کس زنش بیرون بکشه و اون کیرشو جای مال اون بفرسته توی کس همسرش ..
 کامی : سینا جون خوشت میاد ؟ بازم حرف بزن .. تمنا تو هم یه چیزی بگو .. مثل چند دقیقه پیش بازم بگو .. من خوشم میاد  عزیزم می خوام حال کنم . تو اگه حال کنی منم حال می کنم . این جوری زن و مرد نسبت به هم صمیمی تر میشن ..
تمنا : فدات شم . فکر نمی کردم ....
کامی : تمنا حرفت رو قطع نکن ..
 تمنا : راستش وقتی حس کردم  دوستت دارم با خودم گفتم با هر مدل کیری که داشته باشی می سازم . اصلا بهت خیانت نمی کنم . اگه یه وقتی از سکس دلسرد شدم بازم مال تو میشم .. ولی اصلا فکرشو نمی کردم که تا این  حد از کیر یک مرد دیگه لذت ببرم . از کیر یک مرد نا محرم ..
 -آخخخخخخخخخ بگو بگو حال می کنم .. فقط به سینا جون نگو نا محرم . اون از این به بعد دیگه خانه محرم ماست . من اونو دیگه ازدست نمیدم . حرف بزن .. با سینا حرف بزن ..
 تمنا : دلم می خواد  حداقل روزی یک بار و چند دقیقه این کیر تا ته کسم برسه .. منو بکنه .. طوری که درد بکشم .. اون وقت تو شوهر خوشگله من با کیرت بیای و آرومش کنی .. سینا بهم شلاق بزنه .. شلاق کیرشو بر پیکر کس و کونم بزنه و تو با کیرت نوازشم کنی ..
 کامی : وووووووویییییی باشه باشه این کارو می کنم .. من این کارو می کنم . سینا هست ..
-سینا بکنش .. تمنا رو محکم بکنش .. طوری که با هر پرش کیرت دو متر بره جلو .. واااااااااییییییی ..
کامران از هیجان و لذت زیاد نمی دونست چیکار کنه .. کون زنشو می بوسید و خیره شده بود به حرکات کیر سینا توی کس تمنا .. انگشتاشو روی کمر زنش می کشید . می دونست  این جوری هوس اون بیشتر میشه . لباشو رو نوک سینه های تمنا می ذاشت .. دو طرف از یک قسمت کون زنشو می گرفت و میون دو تا دستاش می گردوند .. با دو تیکه برش کون این کارو می کرد .. باز و بسته اش می کرد و کاری می کرد که دو طرف کون تمنا روی کیر سینا حالتی پیدا کنن که انگار کون کیر رو قورت داده و کیری وجود نداره ..
تمنا : وووووووییییییی سینا جون سینا جون ... کامی کامی از حال رفتم .. فقط کامی بهم نگو من خیانت کردم ..
با این کارش کاملا شل شده بود سینا قسمتی از کیرشو بیرون کشید تا وقتی که کامی جفت قاچای کون زنشو بین کیر سینا در حرکت در میاره کیرش بیشتر در تماس با کپلهای گوشتی تمنا  باشه .
کامی : تو بهترین و وفادار ترینی
زن دوست داشت احساسات خودشو بروز بده .اولش می خواست فریاد بکشه . حس خودشو نشون بده .
-سینا عزیزم .. بگو بگو از چشات نمیفتم . بگو بازم دوستم داری . برام حرفای قشنگ و عاشقونه می زنی .. بگو از این که   لذت بردن من تو رو ناراحتت نمی کنه .. .. بازم بگو عشق من!
و سینا هم طوری با احساس حرف می زد که زنش متوجه شد که اون صادقانه و با تمام وجودش داره  حرف می زنه ..
 کامی : تو هم بگو می خوام بازم از لبای قشنگت بشنوم که همون شوهر غیرتی سابقم و عشقمو باور داری .
زن و شوهر با این حس و حالشون بازم سینا رو به عالمی دیگه برده و اونوغرق هیجانش کردند .
-بگو من هنوز ارزش یه زن وفا دار رو برات دارم ..
-عزیزم چی داری میگی مگه تو به من خیانت کردی .. دیگه این حرفو نزن .. من و تو همدیگه رو درک می کنیم . عشق از این بالاتر چی می تونه باشه .. بگو چی می خوای الان ازم چی می خوای عشق من .. تمنای من ..
-تمنا می کنم بیای روبروم تا وقتی که دارم هوسمو نشون میدم نگام به نگاه عاشق و صادقانه تو باشه تا  هم از کیر سینا لدت ببرم هم  بیشتر حس کنم که تو هم خوشت میاد و داری حال می کنی ..
 و زن با این کارش می خواست یک بار دیگه تمام زوایا رو داشته باشه .محکم کاری کنه .. کامی همون کاری رو کرد که تمنا می خواست .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی