ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 240

اینو که گفتم یه نگاهی به سمت اونایی که پشت کامپیوتر بودن انداخت و سریع گفت با من بیا .. بیا از این طرف ... فکر کنم منو با خود به سمتی برد که مونا حرفامونو نشنوه  .. آخه  من می دونستم در این شرایط باید چه کاری انجام بدم و چه جوری بزنم به نقطه حساس . همین که شنید من یک زن مطلقه عاشق سکس ضربدری هستم دیگه حسابی وسوسه شد و گرم افتاد می دونستم که خیلی دلش می خواد که با من باشه و منو به جای همسرش جا بزنه .. این حسو داشتم . برای من چه فرقی می کرد . ولی خوشحال بودم که گره از مشکل کسی باز کنم و بتونم قدم مثبتی در این راه بر دارم . و در واقع گره از کار خودمم بر می داشتم . خیلی حال می داد این جوری . هر چند اگه یه دور دیگه می زدم سطح شهر پر بود از آدمایی که  بخوان سکس کنن . ..
-ببخشید این قسمتا هم سیستم نصب کردین ؟
 -ببین گفتی از سکس ضربدری خوشت میاد ؟
 -نه اون وقتا که شوهر داشتم .
-حالا چی ؟
 -حالا کسی دور و برم نیست . شوهر ندارم . دوست پسر ندارم . اصلا چرا دارم این چیزا رو با شما در میون می ذارم . شما قصد دارین واسه من دردسر درست کنین ؟ چون از وی پی ان حرف زدم ؟
-نه موضوع وی پی ان رو فراموش کن . مثلا می خوای وارد چه سایتی شی ..
خودمو خیلی ساده نشون داده گفتم سایت های هیجان انگیز چه حالی میده !
-خودت  دوست نداری حال کنی ؟
-تو منو چی فرض کردی پسر
 -خواهش می کنم عصبانی نشو .. ببین یه پول خوبی هم بهت میدم ..
 -من از اون زنا که گفتی نیستم . اشتباه گرفتی منو . تو هین نکن .
-ببین هواتو دارم . مگه تو نگفتی به خاطر عشقی که به سکس ضربدری داشتی زندگیت خراب شده ..
 -آره همین طوره .
-من می خوام تو نقش همسر منو بازی کنی و با هم بریم سکس ضربدری . با یک زن و شوهر .. طوری هم باید نقش بازی کنی که شوهر طرف به هیجان بیاد . بی خیال زنش شه . زنش با این که میگه شوهره دوست داره سکس ضربدری کنه و عاشق این سکس هاست ولی تا حالا تجربه شو نداشته . یه حرفی می زنه که درش می مونه . من نمی دونم چیکار کنم .. تو باید جای همسرم باشی . حسابی فیلم بیای خیلی حرفا رو بهت میگم . در مورد مسائلی که اطلاع نداری چیزی نگو .. اصلا سوتی هم نده ..  مهران شوهر مونا رو به طرف خودت بکشون و اونوبه هیجان بیار که اون اگه ده تا زن هم داشته باشه راضی شه که همه اونا رو بده به من و تو رو بگیره . اوخ جون چه شود !
-من نمی دونم تو چی میگی .. مونا کیه .. مهران کیه .. تازه من که موافقت خودمو اعلام نکردم .
 خلاصه واسه این که زیاد لفتش ندم و حوصله کل کل های بی خود و صرف انرژی رو نداشتم قبول کردم . دو تایی مون رفتیم سمت مونا .. منم اسم اصلی خودمو گفته بودم ..
 -مونا جون اینم همسر من نادیا که تعریفشو می کردم .. مثلا خودمو کمی متفکر نشون داده و گفتم :
-سعید  جان مونا خانوم ایشونن ؟ پس آقا مهران کوشن ؟
 یه دستی به مونا دادم .. خیلی خوشگل بود ..
-سعید جون این روزا خیلی دور و بر خوشگلا می پلکی ..
سعید : عزیزم مونا جون شوهر داره و  خودشم شاهده اصلا من دست از پا خطا نمی کنم ..
 -من هنوز آقا مهرانو ندیدم که ببینم سلیقه ام می گیره یا نه ..
مونا : اون تا یک ساعت دیگه میاد این جا که منو ببره خونه ..
من و سعید با خودمون قرار گذاشته بودیم که من از مونا دعوت کنم که شامو بیاد پیش ما . ازش پرسیده بودم پسر تو  با خونه مجردی چه طور می خوای سر این دو نفر حداقل سر مهرانو شیره بمالی که ما زن و شوهریم . آخه خونه مجردی مشخصه و خونه متاهلی هم مشخص . اونم در جواب گفت که باباش اینا تا سه روز دیگه هستن سفر و اونم حسابی خونه رو ردیف کرده ..  مونا گفته بود که قراره مهران بیاد به دنبالش .
 -مونا جون اگه موافق باشی شامو از بیرون می گیریم و با هم میریم منزل ما
 -فدات شم من خیلی دلم می خواد باید ببینم مهران چی میگه .. من و اون راستش با هم تا حالا به خیلی از این سایت های سکسی سر زدیم و یه بار هم قرار سکس ضربدری رو با دو نفر گذاشتیم ولی اون در آخرین لحظه ضد حال زد و نیومد .
-ولی حالا وضع فرق می کنه . اونو از همین جا می بریمش . دیگه راه فرار نداره 
-وای نادیا جون فدات شم اگه این کارو بکنی که خیلی عالی میشه ..
 -کاریت نباشه . فقط هر وقت که مهران اومد منو در جریان بذارین که حسابی بتونم ردیفش کنم . یه وقتی نکنه حس حسادتت گل کنه ها و بپری وسط نقشه من . اون وقت خودت ضرر می کنی ..
 خلاصه همون طوری که فرض می کردم  مهران خیلی خوش تیپ و خوش اندام بود .. باید ردیفش می کردم .. همون اول باید می رفتم سمت اون .. قبلش یه دستی به سر و گوش خودم کشیدم .
 -مهران خان اگه ایرادی نداره چند کلام حرف با هاتون داشتم ..
من و اون رفته بودیم به یه پستویی و خلوت کردیم . دو تا از دگمه های بلوزمو باز کرده و نصف سینه هامو که  درشت تر از سینه های زنش بود رو نشونش دادم .. . مهران از اون هیزا بود ولی کمی هم دست و پا چلفتی نشون می داد چون هر وقت سرمو بالا می گرفتم اون نگاهشو از رو سینه ام بر می داشت . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی