ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 88

وای ساکورا همون جا دستشو گذاشت رو سینه هاش و هیجان دیوونه اش کرده بود .. از این که فهمید من شی میل هستم .. و مدام لاله رو می بوسید .. در حالی که چشام از لذت زیاد خمار شده بود رو کردم به لاله و گفتم دختر ببین تو و اون قبلا با هم بودین ؟ خوب بهش وعده و وعید دادی ها ..
 -من مثل تو بی معرفت نیستم که تنهایی بخورم یا بدون اجازه تو کاری انجام بدم .. 
من بی معرفتم لاله ؟
-خیلی بی معرفتی .. خیلی .. نمی دونم شیدا تو از کی تا حالا این جوری شدی . من حتی هوتن رو هم با تو قسمت کرده بودم .. من تا حالا با این ساکورا کاری نکردم . یعنی اجازه شو بهش ندادم . چون دوست داشم تو بیای و بعدا این کارو با هم شروع کنیم . البته اگه تو دوست داشته باشی و اعتراضی نداشته باشی .
لاله اون قدر نگاهش معصومانه بود که من دیگه نتونستم چیزی بگم . تختامون  فاصله نزدیکی به هم داشت . از جام پا شدم یه فشاری به تختم آوردم اونو به تخت لاله وصل کردم .. تا بتونم با لاله جون خودم که نشون می داد با من قهر کرده ور برم . خیلی ناراحت بود
-لاله تو جدی میگی ؟ .. با من قهری ؟ تو که هیچوقت با شیدای  خودت قهر نبودی .. لبامو غنچه کرده به سمت لباش گرفتم .
-بیا حالا ناز نکن رفیق جون جونی من خواهر خوشگله من .. لبو رد کن بیاد .. بیا دیگه بخند ..  می خواهیم حال کنیم ..
 من به سمت لاله یه پهلو کرده ساکورا از پشت داشت بدن منو می مالوند .. غنچه لبامو رو لبای لاله گذاشته دستمو هم به سمت کسش دراز کردم ..  صدای نفس های تند و بریده لاله نشون می داد که اون خیلی خوشش میاد . کسش خیس کرده بود .. بعد از لحظاتی اونم لباشو رو لبای من حرکت می داد خیلی اروم با هام ور می رفت .. جووووووووون چقدر داغ کرده بود . خیلی وسوسه انگیز  .. شورتشو پایین کشیدم .. و در همون لحظه هم ساکورا شورت منو پایین کشید .. سرمو که بر گردوندم دیدم اون نیشش تا بنا گوش باز شده و کاملا بر هنه ایستاده .. وای اون کیر کوچولو و شق شده شو نشونم می داد .. مثل کیر مردا که ایستادگی نداشت ولی از این که توسط یکی مث خودم گاییده شم خیلی لذت می بردم . یه حس خوب و قشنگی داشتم . بالاخره یکی مث خودم پیدا کرده بودم . ولی از این که  لاله  بخواد ازم دلخور باشه اصلا تو کتم نمی رفت . من اونو دوست داشتم و باید همراهیش می کردم . ظاهرا ساکورا می خواست با اون حال کنه ولی به این دلیل که من باز داشت بودم و اونم نمی خواست در غیاب من کاری رو انجام بده دست نگه داشته بود تا من بر گردم . فدای مرام رفیق جوانمرد خودم . واقعا این کاراش بود که اونو بیش از پیش برای من خواستنی و محبوب می کرد ..دلم می خواست کیر ساکورا رو می گرفتم توی دستم و با هاش بازی می کردم . چقدر حال می اد و می تونست لذت بخش باشه . هم دوست داشتم ساکورا منو می کرد و هم من اونو می کردم و هم این که به لاله حال می دادم .دوست داشتم همه این حالات و حرکات رو با هم داشته باشه . این ژاپنی خیلی محجوب و خندون ظاهرا بدون دعوت داشت با من حال می کرد .داشتم تعجب می کردم لاله چه جوری خودشو از دست این نجات داده . حتما وعده منو بهش داده یعنی از کیسه خلیفه بخشیده ؟ دستای کوچولو ولی حرارت بخش ساکورا همچنان در حال مالوندن بدن من بود . ولی طرز مالشش طوری بود که نشون می داد هدفش چیز دیگه ایه .. با اون تن لختش .. البته اگه می تونست کاری کنه که کیرش فرو بره توی کون من ..
لاله : ساکورا منو ماساژ نمیدی ؟
 -اوه لالا تو بگو من بیام ..
-ساکورا .. لاله جونو من خودم ردیفش می کنم تو به من حال بده .
 لاله : چیه شیدا یا حسادت می کنی که یکی دیگه به من حال بده یا این که ساکورا رو برای خودت می خوای . بگو کدومشه ..
-شاید هیشکدوم شاید هر دو تاش .. ولی یه چیزی رو که به اون یقین دارم اینه که خیلی دوستت دارم . خیلی می خوامت .. عاشقتم . تو همش داری خیطم می کنی ..
 یهو طوری احساساتی شدم که اشکم در اومد . با این که می دونستم لاله در دوستی و با مرام بودن خیلی بهتر از منه ولی اشکام  تاثیرشو کرد و من واون بغلم کرد و خودشو بهم چسبوند ..  رو اون تخت خیلی سخت بود حرکت کردن ..
لاله : ساکورا من و شیدا پایین راحت تریم ..
ساکورا : او اوکی ..
لاله : ببین شیدا من به ساکورا گفتم تا تو نیای نمی تونم حال کنم .. اگه بدونی پیش اون .. تو بغل اون چقدر واست گریه کردم ..
 -فدات شم ..
ما تازه می خواستیم بیاییم پایین که دیدم ساکورا داره با سوراخ کونم ور میره .. بدنمون چرب و چیلی بود و یه حس خماری خاصی داشتیم . ساکورا بهمون پیشنهاد داد که با هم بریم حموم . چه کون خوشگلی داشت . از اون گرد قلمبه ها  .. خیلی ناز بود .. دیگه از بس کون بر جسته و گنده رو با هاش حال کرده بودم کون این مدلی هم واسه خودش یه تنوعی داشت . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی