ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 117

گیجش کرده بودم . همون جوری که خودم هیجان زده بودم دوست داشتم اونم اسیر هیجان شه . دوست داشتم اونم لذت ببره . نشون بده که چه جوری داره کیف می کنه . چقدر هم خوشحال شده بودم که اون چیزی در مورد تنگی و گشادی کون نمیگه . اون یک کون کن حرفه ای نبود .  وگرنه خیلی راحت می تونست بفهمه که کون زنش به اندازه کافی کار کرد داره . هر کیری یه مدل به کون آدم لذت میده .. یکی سفت حرکت می کنه .. یه کیری می خواهد دیواره های مقعدت رو بترکونه و تصور اون تو رو به هیجان میاره . یه کیری هم نرم و چسبون و راحت میره توی کونت و بر می گرده عقب .. آتیشو میاره عقب ودوباره می فرسته اون داخل . پژمان خودشو رو من سوار کرده بود . تمام تنمو می بوسید .
-داغم کن .. داغونم کن . من مال توام .. حالشو ببر .. اوووووووفففففف کونم .. کونم .. اونایی که کون داده باشن می دونن که من چی میگم .. وقتی کونو دور سر کیر می گردونی و در چند جهت حرکتش می کنی یه درد عجیبی در مقعدت به وجود میاد که فوری باید مسیر و زاویه کونت رو طوری تنظیم کنی که کیر در یه حالت پایین به بالا توی کونت قرار بگیره .. مثل یه کوهی که از دامنه  اوج می گیره .. و نوک قله رو اون وقت می تونیم سر کیر و محل اتصال به سوراخ کون احساس کنیم .. اما چرخش کون در جهت های مختلف به من لذت می داد .
-ووووووویییییی عزیزم عزیزم .. من هوس دارم .. ولم نکن .. .. خوشم میاد
 پژمان : آتنا  نمی دونم تو چته ..
 -من خودمم نمی دونم . زنی که شوهرشو دوست داشته عاشقش باشه همینه دیگه . خوشت نمیاد ؟ لذت نمی بری که من برات سکسی و ناز باشم .؟
پژمان : چرا عزیزم دوست دارم . من همین جوری می خوام . همین جوری می خوام . -بزن اون کف دستتو به کسم .. بمالون .. چقدر لبه هاش باد کرده . چوچوله هام داره می ترکه .. فکر نکن کس آتنای تو گشاد شده . اینا همه از هوسه ..
 دیگه خودم حرفای خودمو نمی شنیدم . دستمو گذاشتم پشت دست پژمان و در حالی که کونمو همچنان می گردوندم تا کیرشو در اوجش توی کونم حس کنم دهنم وا مونده بود و مثل یه ماهی که از آب بیرون اومده باشه نفس می کشیدم  . یه دست پژمانوکه دیدم بیکار مونده گرفته و اونوبه دهنم نزدیک کردم . دونه دونه انگشتاشو لیس می زدم . هر کدومشون مثل یه کیر بهم لذت می داد . داشتم به اندازه لحظاتی که با جبار بودم کیف می کردم . شایدم به اون فکر می کردم .
-گازم بگیر گازم بگیر .. جیغمو در بیار .. در بیار .. تو اگه گازم نگیری من انگشتاتو گاز می گیرم ..
پژمان : هر کاری دوست داری بکن آتنا ..من خوشم میاد . خوشم میاد که تو لذت می بری ...
 توی دلم گفتم کاش ازاین که منو زیر کیر بقیه ببینی و این که چطور دارم با مردای دیگه حال می کنم خوشت بیاد .. انگشتاشو با همون فشاری که اون کسمو میک می زد میکش می زدم . هر چند که حالا اون لبای قشنگشو گذاشته بود رو شونه هام  آروم آروم می رفت به سمت پس گردنم ..  دستمو طوری گذاشتم روی کیرش که مزاحم  دست پژمان که روی کسم قرار داشت نشم . کف دستم رو کیرش قرار داشت .. دستمو بردم جلو تر .. یه انگشتمو گذاشتم در قسمت انتهایی سوراخ کون  در ناحیه بیرونی شکاف کونم . اون جا که فاصله بین کس و کونه . دوست داشتم بر جستگی کیر شوهرمو که رفته توی کون حس کنم و لذت ببرم .. آخخخخخخ جبار جبار دارم خودمو واست آماده می کنم . شاید تو هم همین حالا داری کون یکی دیگه رو هدف می گیری ولی می دونم هیچ کونی واسه تو کون آتنا نمیشه که این جوری زیر کیر شوهرش داره واسه تو تمرین می کنه .  حس خودمو با تمام وجودم نشون پژمان داده طوری که اون یک بار دیگه کف دستشو گذاشته بود روی کونم و این بار مشتاق این بود که بتونه حلقه کونمو ببینه که چه جوری با حرکات کیرش باز و بسته میشه .. آخ که چقدر دلم می خواست اون صحنه ها رو ببینم  . فیلم یه قسمت از طرز گاییده شدن کونم توسط کیر جبار رو داشتم . می تونستم هر وقت که دلتنگش شدم اونو ببینم .  و حالا کیر پژمان داشت کونمو میکش می زد و همچنان رو به جلو حرکت می کرد .
 -آههههههههه عزیزم .. عزیزم .. خوب یاد گرفتی .. حالا دیگه اوسا شدی ..
 دیگه نمی شد حرفی زد .. باید سکوت می کردئم تا لذتم کامل شه .. تا اوج بگیرم ..  بدنم قفل کرده بود فکرم کار نمی کرد .. فقط همینو یادم مونده که چشام جایی رو نمی دید و دهنم وا مونده بود و دوست داشتم که به فضا پرت شم ..و میشه گفت همون حسی رو داشتم که جبار بهم داده بود و مردان دیگه ای که منو به اوج می رسوندن ولی حالا یه تفاوتی رو حس می کردم و اون این که اون منو غافلگیرم کرده بود .. اون با کردن کونم , باعث ورم کسم شده بود  .. فقط می خواستم توی آسمون بال بال بزنم بدون این که از افتادن به زمین هراسی داشته باشم .. انگار یه پرنده کوچولویی می خواست از قفس تنم آزاد شه که زیر نافم و روی کسم قرار داشت .. با کف دست محکم زدم روش .. آب کس من با فشار ریخت بیرون .. احساس آرامش و سبکی می کردم ولی بازم دلم می خواست و سنگین بودم .. بازم کونم خارش می کرد ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی