ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 85

ویدا با دستش به ولی علامت داد که یعنی زود باش انزال شو .. اون حالا تشنه آب کیر ولی بود که لذت و حالشو کامل کنه .. از اون جایی که متین لباشو رو لبای اون قرار داده بود نمی تونست حرفی بزنه ..
ولی : مانی این چی داره میگه
ماندانا : هیچی کسش آب می خواد ..
ولی : زود تر بگو دیگه کبرم خیلی سنگین شده ..
 ویدا لبای متیتو گازش می گرفت وقتی که سرعت کیر ولی بیشتر شده بود . ماندانا  رفت پشت ولی و دستشو گذاشت رو سینه اش ..  با شکم و سینه های ولی بازی می کرد ..ولی با دستای ماندانا بیش از حد تحریک شده بود .. ویدا با پرشهای کیر ولی توی کسش و انزال اون جونی دوباره گرفته بود . ولی همون طرف موند . ماندانا کمر ویدا رو گرفت و اونو آورد بالاتر متیین رفت زیرش دراز کشید  و از اون پایین خواست فرو کنه توی کوس همچنان داغ و خیس  ویدا که ماندانا آبای بر گشتی از کس خواهر شوهرشو جمع کرده اونو به سوراخ کون ویدامالوند تا راه رو برای ورود کیر ولی به کون ویدا نرم ترش کنه ..
 ویدا : آخخخخخخخ پسرا پسرا دو تایی تون ؟ چه جوری من دو تا کیر رو تحمل کنم .
 متین : تو یکی دیگه رو هم می تونی بگیری .. فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه ..
 ویدا : من که خیلی تپل هستم .
 متین : منم فقط کس تو رو گفتم که چقدر تیزه .. هر بار و هر کسی که اونو بکنه همون تندی و تیزی خودشو داره  ویدا : آخخخخخخخخخ ولی جون .. فدات شم .. فدات شم . یواش تر یواش تر من که دیگه تیکه پاره شدم . همین جوری داری منو می کنی . دیگه جون ندارم ..
 ولی : رفت رفت کیرم رفت .. یه خورده دندون رو جیگر بذار .. صورت متینو گاز بگیر الان کار تمومه ..
 متین : چرا از خودت مایه نمی ذاری ..
ولی : آخه من الان پشتش قرار دارم . بیچاره کجای منو گاز بگیره ..
متین : بهت یاد میدم چیکار  کنی .. دستتو می ذاری جلو دهنش و اون  هر جوری می خواد گازش می گیره ..
 ویدا : حوصله منو شما پسرا دارین سر می برین . به جای این کارا از اون کیرا استفاده کنین . کیرتونو کار بندازین ..
 ولی : چه می دونم تو همش داری ناز می کنی .. ویدا جون .. کیرم سفت و سخت داره کونتو گاز می گیره ..
 ویدا : یادت باشه همه اینا رو به حسابت می نویسم که بعدا به حسابت برسم ..
 متین هم از اون زیر مشغول بود .. ماندانا از کناره ها خودشو به ویدا نزدیک کرد ..
ماندانا : خوش می گذره عزیزم . ویدا خوشگله من ؟
ویدا : اگه می خوای تو بیا جای من حال کن ..
ماندانا : وقت زیاده عشقم . خیلی دوستت دارم . اول تو سر حال سر حال شو بعد از تو نویت منه . حسابی شیره جون این دو تا پسر رو می کشیم که تا دیگه هست هوس ما زنای شوهر دار رو نکنن . هر کی  خربزه می خوره اونم این جوری باید پای لرزش هم بشینه .
ویدا : ماندانا لب بده لب بده .. حالا من لباتو می خوام . زود باش اونو بیارش جلو .. دوستت دارم مانی .. زن داداش گل من ..
ماندانا کیف می کرد  از این که بالاخره تونسته دل ویدا رو اون جوری که باید و شاید به دست بیاره  ..
 ویدا احساس آرامش زیادی می کرد . ولی  دو تا دستاشو گذاشته بود رو شونه های ویدا و یواش یواش ماساژش می داد .. لباشو هم گذاشته بود پس گردن اون ..
متین : داداش چطوره ..
ولی : عالی .. خیلی عالی .. راستش وقتی بهم گفتی که بزن بریم شمال فکر نمی کردم تا این حد بهم خوش بگذره . ولی حالا دلم می خواد کاش اصلا یک هفته این جا می بودیم ..
 متین : واسه من کاری نداره .. باید دید این آقا وحید غیرتی رضایت میده که خانومشون همچنان در خد مت ما باشه یا نه ..
 ولی :  مگه روی کونش وقف مدت دار قید شده ؟  ..
ماندانا هر کاری کرد ساکت بشینه و لباشو از رو لبای ویدا بر نداره نشد ..
ماندانا : چه خبرتونه پسرا شما که همش دارین  مزه میندازین . کاری نکنین که بی مزگی رو نشونتون بدم ..
البته مانی اینو جدی نگفت ..
 متین : حیف که کیرم توی کس ویدا جونه وگرنه می تونستم دهنتو خوب ببندم .
ماندانا : لازم نکرده .. من خودم الان با دهن عشقم ویدا جون , دهن خودمو می بندم .. ..
 چهار تایی شون برای دقایقی ساکت شدن .. ویدا کمی خسته شده بود .. و پسرا این بار با هم رفتم سراغ  ماندانا .. ماندانا یه پهلو شد و ولی از روبرو کرد توی کسش و متین هم کرد توی کون اون ..
 ماندانا : ویدا جون استراحت کن که دیگه به اندازه کافی حال کردی . این پسرا هم اگه ترشی نخورن یه چیزی میشن . من و تو همچین شوهرایی لازم داشتیم ..
ولی :  که اون وقت برین به مردای دیگه کوس و کون بدین ؟
ماندانا : می بینی ؟ می بینین بچه ها ؟ این پسره توی آستینش آماده داره ..
 ولی : من خیلی چیزا رو آماده دارم .
ماندانا : تا می تونین آمادگی خودتونو نشون بدین .. وووووووییییی کسسسسم کونم .. می خاره ... اووووووففففف .. ویدا یه نگاهی به ماندانا انداخت و از جاش بلند شد ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی