ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 122

آدمی که در کون دادن تجربه داشته باشه می دونه طراوت و تازگی کیر رو .. هیجان اونو . فرشاد با تمام وجود و عشق و علاقه اش کیرشو به سمت داخل کونم می فرستاد . یه فشار دیگه به کیرش آورد .. باز شدن مقعد مو حس می کردم و بعدش حرکت کیرو توی کونم .  کون داغم می رفت که آروم و قرار بگیره . کلفتی کیر یه  چسبندگی لذت بخشی رو به من می داد . فرشاد چیزی نگفت ولی حالت و حرکاتش نشون می داد که این انتظارو ازم داشته که از درد کون دادن و این حرفا بگم .. واسه این که اونو سر کار بذارم لبامو گاز گرفتم  و ایف و اوفی کردم  تا با ترفند های زنانه دلشو بیشتر ببرم . خیلی از مردا از این که ما درد بکشیم لذت می برن و کون کردن حال بیشتری به اونا میده .. حالا این آقا فرشاد ما از کدوم دسته اش بود هنوز به خوبی مشخص نشده بود . شاید می خواست اینو بفهمه که پسر خاله اش یعنی شوهر من منو از کون کرده یا نه .. بازم یه حرکت دیگه .. بازم یه کیر دیگه و یه هیجان دیگه که وارد کون آتنا شده بود .
-آخخخخخخ فرشاد خیلی دردم میاد ..
-اگه چند بار کیرمو بخوری خوب عادت می کنی و راهتو خوب باز می کنم ..
 -من اصلا نمی تونم نمی تونم ..
 -باشه آروم تر می کنمت ..
 -از آروم تری که میگی کمی تند تر بکن . بذار عادت کنم . این جوری بیشتر  حال می کنم .
 دستشو گذاشت جلوی دهنم وگفت می تونی گازش بگیری ..
-نههههه دلشو ندارم .
 -عیبی نداره .. منم نمی خوام زود آبمو خالی کنم . وووووویییییی آتنا داره خالی میشه ..
 -نههههه نهههههه ..
-دستمو گاز بگیر ..
 -گوشت تنتو گوشت دستتو می کنم اگه الان بخوای آبتو خالی کنی . کمرم سنگینه .
-باشه .. به خودم فشار میارم . من تسلیمم . فرشاد حان تسلیمه ..
 مردا چقدر این جور مواقع ضعیف میشن . باز به ما زنا میگن ضعبف . دیگه چیکار میشه کرد . همینه دیگه . پوست و داخل مقعد و حتی سر سوراخ کونم از همون شروع تماس داغ شده بود ..
-ووووووووییییییی فرشاد دارم می سوزم . دارم می سوزم .
 -آتنا منم همین جورم ..
-دستتو چرا بر داشتی .. باشه نمی خواد . من لبای خودمو گاز می گیرم . تو همون دستتو بذار روی کسم .. آههههههه .. اوووووووهههههه ..
کف دست فرشاد  روی کسمو طوری می مالوند که  یه لحظه حس کردم که جبار داره به من حال میده ... کیرشو محکم تر و تند تر فرو می کرد توی کونم و با حرکت دستش روی کس و باز کردن لبه های اون به دو  سمت طوری منو بی حسم کرد که دیگه اصلا فراموش کردم که کجا هستم و واسه چی اومدم این جا .. بعدا که به این لحظات فکر می کردم خودمم تعجب کردم که چه  طور شده که یه افکار عجیبی به سراغم اومده . حرکت کیر .. حرکت دست فرشاد روی کس خیس وبا  یه حالت چرخشی خودمو در فضایی بیکران حس می کردم .. به ناگهان حس کردم که  یه حرکت داغی توی شکمم و دور و بر کسم داره منو می لرزونه و دستمو گذاشتم رودست فرشاد تا  فشار دستش رو کسم زیاد تر شه .. حرکت و ریزش آب گرم کسمو از کناره های پا به خوبی حس می کردم . با این حال دلم می خواست کیرشو توی کونم حرکت بده بازم منو بکنه .. به من مزه بده .. سیر نمی شدم . برای لحظاتی هم یادم رفته بود که چه کسی داره کونمو می کنه و بهم لذت میده .. فرشاد حریص شده بود شلوارمو پایین تر کشید تا راحت تر باشه ..
-وووووووویییی وییییییی کونم کونم ..
 بازم  داشت بهم حال می داد ..
-بزن بزن .. کونم باید پاره شه تا من حال کنم ..
-هنوز کو با هات کار دارم . چقدر تو آتیشی هستی .. داغ داغ داغ ...  اگه بیای اون ور آب رو هوا می برنت ..
-ولی بازم باید رو زمین منو بکنن ..
ساکت شده بود . می دونستم که می خواد با چند ضربه دیگه آبشو توی کونم خالی کنه .. کاش  کیرشومی دیدم .ولی سرمو بر گردوندم تا چهره اونو به وقت گاییده شدن خودم ببینمش ولی سرشو انداخته بود پایین و داشت به کونم نگاه می کرد .  دو تا قاچ کونمو بازش کرد ..
 -چه حالی ! چه لذتی ..
 بازم حس می کردم که داره کونمو مسواک می زنه و سبکم می کنه . بالاخره خمیر دندون اون مسواکو ریخت توی کونم ..
 -اوووووخخخخخ جون .. خالیش کن .. خالیش کن ..
 -آهههههه آتنا آتنا می بینی ؟ تموم نمیشه ..
-بالاخره تموم میشه تموم میشه . هر چی داری رو باید خالیش کنی .. چقدر بهم مزه می داد ..
 آبشو توی کونم خالی کرد ..
-فرشاد برو درو باز کن .. حواست باشه کسی نیاد دستشویی .
با همون کون لخت و شلوار تا نیمه پایین کشیده و کشیک کشیدن فرشاد رفتم به دستشویی نشستم تا آب کیر فرشاد که رفته بود توی کونم خالی شه . بهش گفته بودم که بعد از رفتن من به دستشویی دیگه بره به میون جمع .. آب کیر فرشاد هم تموم شدنی نبود . . خودمو خوب جمع وجور و پس از چند بار وارسی خودم توی آینه و مرتب کردن بلوز و کمی خنک تر شدن رفتم به سمت جمعیت .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی