ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 67

سهیل می دونست تا زمانی که عرفان برج زهر ماره بهشون خوش نمی گذره . با خودش می گفت پسره دیوونه کیرش شق شده می خواد فرو کنه توی کس مادرم اون وقت دوست نداره من مامانشو بکنم . پسره پررو خجالت نمی کشه ؟ ولی مجبورم باهاش بسازم .. اوخخخخخخخ این فیروزه عجب تیکه ایه .. چه گوشتی داره . چه کون و کپلی داره !  می دونم کشته و مرده کیر منه .
یه لحظه نگاه فیروزه و سهیل با هم تلاقی کرد . سهیل کیرشو از ته گرفت توی دستش و اونو نشون فیروزه داد . زن هم با حسرت اون کیرو نگاه می کرد و واسه چند ثانیه ای به اندام سهیل خیره شد ..
 سهیل : عرفان جون  دوست دارم وقتی که شروع کردیم به حال کردن با خانوما تو کمر مامانمو بگیری محکم بهش بچسبی کونشو به دو سمت طوری بازش کنی که سوراخ کونش به اندازه یه سکه بزرگ باز شه کیرت رو خشک بدون چرب کردن فشارش بدی به سوراخ کون مامان سحر من . جیغش بره آسمون من کیف کنم ..عرفان خوشش میومد از این که سهیل داره این حرفا رو می زنه ولی از این که خود سهیل هم بخواد این حرکات رو روی مادرش پیاده کنه ناراحت بود . اصلا اون دوست نداشت مادرشو زیر کیر سهیل ببینه و اونم همش طوری حرف می زد که دارن زن تبادل می کنن .
سهیل : عرفان جون به وقت گاییدن مامان من , تا اون جایی که کیرت میره جلو اونو به طرف داخل کون مامان فشارش بده . مامانم با کون دادن هم خیلی خال می کنه . اصلا زنای میان سال با کیر پسرای جوون خیلی حال می کنن . بهشون مزه میده . روحیه  شونو شاد می کنه .. اینا رو که دارم برات میگم خودم تجربه کرده دارم . هر راهنمایی و اطلاعاتی که خواستی من در خد متم . .
فیروزه : سحر بریم ؟
 سحر : آره بریم . .ممکنه  کار به دم صبح بکشه و اون سمت هم متوجه غیبت ما شن .. پسرا ! اگه بچه های خوبی باشین و به حرفامون گوش کنین دیگه بهتون جایزه میدیم .
سحر و فیروزه کنار هم رو کاناپه  نشسته و پاهاشونو به دو سمت دراز کردند ..
سحر : عرفان جون بیا خوب و درست و فنی کسمو لیسش بزن .. سهیل تو هم برو سر وقت فیروزه جون .. اگه نتونی خوب سر حالش کنی من خودم کیرت رو از ته قطع می کنم . نگاه کن که عرفان چون چقدر حرارت داره ؟ تب داره ؟ تو هم باید همون جور باشی  ..
عرفان مونده بود که چیکار کنه .. نمی تونست وصله ناجور اون جمع باشه .. وسوسه شده بود که زود تر با سحر سکس کنه .. سحر دستشو گذاشت رو موهای سر عرفان و با کشیدن خفیف موهای سرپسر به سمت عقب و جلو و روی کسش سرشو به سمت جلو و عقب حرکت می داد .. -بخورش بلیسش .. کارت رو خوب انجام بده . نشون بده که از سهیل قوی تری . ما نباید از اونا عقب بمونیم .. ولی در طرف دیگه,  فیروزه وقتی جفت لبای سهیلو روی کسش حس کرد لباشو گاز می گرفت تا حسشو به پسرش نشون نده ولی دستاشو دور کمر سهیل قرار داده بود تا اونو بیشتر به سمت خودش بچسبونه .. سهیل به آرزوش رسیده بود .. می خواست طوری کس فیروزه رو لیس بزنه و میکش بزنه که  کاملا بی حس و تسلیمش کنه . اون به خوبی می دونست که چه جوری می تونه یک زنو تحریک کنه . به اندازه کافی کس خواهرش سارا رو میک زده بود و در فیلمهای اون ور آب هم آموزش  تصویری این کارا رو دیده بود .
 سهیل : اوووووووففففففف جووووووووون .. چه کس ناز و تازه ای ! ..
فیروزه خیلی آروم گفت نوش جونت ..
عرفان با این که متوجه نشد مامانش چی گفته ولی زمزمه اونو  شنید . می خواست سرشو بر گردونه به سمت سهیل و مامانش ولی روش نمی شد .. سهیل کاملا بی حس شده بود .. برای چند بار خواست لباشو بر داره و کیرشو به کار بندازه ولی فیروزه طوری از سکس  با این پسر نوجوون و لیسیده شدن کسش لذت می برد که ول کنش نبود و با نیروی زیادی  اونو به خودش چسبونده بود .. سرشو آورد بالاتر و رفت زیر گوش پسر و گفت ارضام کن بخورش .. خوب .. بعدا منو بکن ..
عرفان دیگه حس کرد که باید باور کنه که مادرشم داره از یکی دیگه لذت می بره همون جوری که اون داره با یکی دیگه حال می کنه .. سهیل تمام نیروشو به کار گرفته بود ..  از آخرین و استاندارد ترین فنون میک زدن و کس لیسی استفاده کرد .. لباشو چونه شو زبون و دندونشو طوری به کار گرفته بود که فیروزه نتونست جلو فریادشو بگیره . بی خیال پسرش شده بود . عرفان هم از جاش پا شد ..  اون می خواست زود تر به سهیل و مادرش نشون بده که می تونه از لحظه هاش لذت ببره و بی خیال مامانش باشه ولی آشوب عجیبی در دلش بر پا بود . فیروزه دیگه حواسشو جمع کرده بود به این که چه جوری از سهیل لذت ببره و بهش حال بده. نشون بده که نیروی جوانی برش حاکمه ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداششششششششششششششششششم عالی مرسی

ایرانی گفت...

ممنونم ازت داداش دلفین گل و مهربون و دوست داشتنی ...ایرانی