ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 70

سحر کون فیروزه رو واسه پسرش کرم مالی کرد . همراه با کرم زدن انگشتشو هم فرو می کرد  توی کونش و دور مقعدشو  خوب چربش می کرد . دستشو رو کیر عرفان گذاشت و اون جا رو هم خوب کرم زد ..
عرفان :  شرمنده ایم سحر جون  ..
فیروزه : سحر جون من سعی می کنم که خوب از خجالتت در آم .
 سحر : یعنی تو هم می خوای به کون من کرم بمالونی ؟ خب باشه . وقتی یکی دیگه این کارو واسه آدم می کنه چه کیفی داره .. خیلی به آدم حال میده  .
-اوووووووففففففف کونم .. کونم .. سحر جون ... اگه بدونی وقتی انگشتتو می مالونی داخلش چه کیفی به آدم میده . هوس اینو می کنم که عرفان جون زود تر کیرشو بکنه توی کونم .
  فیروزه انگار زبونش بسته شده بود  .. سهیل دستاشو  از کناره ها  رسونده بود به قاچای کون فیروزه .. اونا رو که به دو سمت بازشون کرد کیرشو از پایین و با فشار می کوبوند  به کس فیروزه .. کیر تا ته می رفت و در انتها صدای شلپ شلیپ اون دیگه حتی مادرش  سحررو به هیجان آورده بود .عرفان کیر سهیلومی دید که چگونه به کس مامانش میره و بر می گرده . خیسی هوس مادرشو می دید که روی کیر سهیل نشسته و دستای پسر همسایه رو که کون مامانشو باز کرده و داره به اون هیجان میده .. مگه میشه مادرش کیر به این شقی و کلفتی رو بخوره و حال نکنه ؟ یه نگاهی به چهره مادرش انداخت .. فیروزه کاملا متوجه احساس عرفان شده بود . به زور جلوئ نشون دادن هوسشو می گرفت .
 فیروزه : عرفان معطل چی هستی کی می خوای بکنی توی کونم .
عرفان : سهیل اون دستاتو از رو کون مامانم ور دار تا من راحت تر بکنم توی کونش .. سهیل دستاشو برداشت و عرفان دستاشو گذاشت روی کون مادر . هر چند در استیل قبل هم عرفان می تونست کیرشو فرو کنه توی کون مادرش .. ولی  حس کرد وقتی که دستای خودش رو کون مادرش باشه هم تسلط بیشتری داره هم می تونه  پیش دیگران مانور بیاد که کنترل کون مامان فیروزه اش دست خودشه .. مثل یه کسی که فرمون ماشین دستش باشه و دیگران رانندگی اونو ببینن . حالا فرمون مادرشو در اختیار گرفته بود ... فیروزه واسه این که زود تر ناله های هوس آلود ناشی از کس دادن به سهیلو سر بده به عرفان گفت
-پسرم چقدر منو توی خماری می ذاری . زود باش .
 عرفان با این که می دونست مامانش داره از کس دادن به سهیل کیف می کنه ولی با توجه به این که شوق و ذوق اونو می دید و فیروزه هم به خوبی نفش بازی می کرد دیگه دلشو صاف کرد و سعی کرد به اون کیری که توی کس فیروزه مانور میده فکر نکنه .
-مامان هر وقت درد گرفت بگو سبک و حالتشو عوض کنم .
-آخخخخخخخ عرفاااااان عزیزم .. کونم کونم .. یواش یواش .. نرم نرم .. چقدر  این جوری می چسبه . من فدای اون حال دادن هات بشم . قربون اون شکل ماهت برم . عرفان هر کاری کرد که به وقت فرو کردن کیر توی کون مادرش کیر سهیلو که توی کس مامانش بود نبینه نشد .. عرفان کیرشو به سوراخ کون مادرش فشار داد .. اون این راه رو قبلا هم رفته بود .. کیرو ول کرد .. گذاشت خودش رو به جلو حرکت کنه . این حالت هم خیلی بهش کیف می داد و البته در صورتی کون به اندازه کافی روغن مالی شده باشه و کون فیروزه همچین حالتی رو داشت . میلی متر به میلی متر کیر عرفان می رفت توی کون مامان فیروزه اش .. وقتی سر کیر رفت توی کون,  عرفان یه فشاری به تنه کیر آورد و حالا دیگه نصف کیرشو توی کون مادرش حس کرد . همونو به سمت عقب می کشید و بعد رو به جلو حرکتش می داد .
-آییییییی آییییییییی عرفان عزیزم .. مادر فدات شه ... کونم .. کونم .. نگاه کن .. نگاه کن کیرت چه جوری کونمو گرمش کرده ؟ ..
برای فیروزه  این اولین تجربه احساس دو کیرو در بدن  داشتن بود .. چشاشو بسته بود تا از لمس دو کیر در بدنش لذت بیشتری رو حس کنه .. تصور می کرد که  همزمان کیر سهیل و عرفان داره توی کس و کونش حرکت می کنه . اون مسیرو مجسم می کرد و حرکت و حالت کیر ها  و لذتی رو که دو پسر جوون از بدنش می بردن .
 -عزیزم عرفان .. کیرت مست مستم کرده ..
-نوش جونت مامان .. کونتم حرف نداره ..
 سحر : شما دو تا پسرا یادتون باشه که باید طوری قبراق و سر حال باشین که بعدش  به من برسین . چه جوری کیرتونو واسه فیروزه جون شق و تیزش کردین ؟ همونو باید رومن هم پیاده اش کنین ..
سهیل : مامان خیالت تخت تخت .. عرفان جون کارش حرف نداره بیسته .. اون قدر آقاست وقتی که می بینه من واسه مامانش از چیزی دریغ ندارم به تو یه حال اساسی میده .. دوست دارم ببینم که کیر عرفان چه جوری کس و کون مامان خوشگله منو صفا میده و اونو می خندونه و شادش می کنه . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

3 نظرات:

دلفین گفت...

داداش دمت گرم عالی عالی عالی بود بقیه داستانهاهم عالی بودن

دلفین گفت...

داداش دمت گرم عالی عالی عالی بود بقیه داستانهاهم عالی بودن

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین عزیز .. دست گلت درد نکنه ... ایرانی