ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 121

خوشم میومد . دوست داشتم که فرشاد به این کارش ادامه بده .. از تماس دستاش با باسنم خوشم میومد .. دلم می خواست شلوارمو پایین می کشید و با انگشتاش کونمو لمس می کرد .. جین کشی منو داد پایین . سرمو بر گردوندم .. نگران پژمان بودم که از غیبت من نگران نشه و دنبالم راه نیفته . ولی فرشاد , انگار نه انگار که داره اتفاقی  میفته و مثل این که زنی هم نداره که چشم انتظارش باشه .
-پایین تر نکش .. همین جا خوبه .
-ببینم هنوزم دختری یا نه ؟ این پسر خاله ما کیرت رو از کست رد کرده یا نه .. 
-دیوونه ببین چه به روزم آوردی ؟ حالا کارت به جایی رسیده که به من متلک هم میگی ..
انگشتشو فرو کرد توی کسم .. با دو تا انگشتای وسطی دستش این کارو می کرد .. خوب که خیسشون می کرد اون  انگشتا رو در می آورد و فروش می کرد توی دهنش و میکشون می زد .. بعد اومد پایین تر همین کارو با کونم انجام داد .
 -آهههههههه پسره دیوونه گستاخ . کی بهت اجازه همچین کاری رو داده ..
ولی اون انگستشو همین جور می برد جلو و جلو تر .. کمرم سنگین شده بود . شل شده بودم .. داشتم از درون می تر کیدم . اون بی اندازه به وجد اومده بود .. فکر کردم داره قلق گیری می کنه که تا کجا می تونه کیرشو بکنه توی کونم . چقدر این انگشتش  به من لذت می داد . انگشتش هم مثل تمام تنش  یه حالت تپلی خاصی داشت . حالا انگشت وسطی دست راستش بود که توی سوراخ کون من وول می خورد . وقتی اون انگشتو تا به انتهای کونم فرو کرد اون قدر هیجان زده شده بود که با دست دیگه اش به زحمت کیرشو از شلوارش کشید بیرون ..
-نههههههه نهههههه فرشاد تو این جا رو با رختخواب اشتباه گرفتی ؟ خواهش می کنم . خواهش می کنم .
 -نترس آتنا .من که دارم می بینم چقدر داری کیف می کنی . داری لذت می بری . خوشت میاد .. حرف نداری . اگه بدونی این کون فابریک چقدر توی اروپا و اون ور آب خریدار داره ..
 -کون من فروشی نیست ..
-همینش خوبه .. به هیچ قیمتی اونو به کس دیگه ای نمیدم ..
 -نه بیا از کیسه خلیفه ببخشش . عجب رویی داری ..
فرشاد : قول  میدم سر و صدا نکنم . قول میدم حرف نزنم . فقط چند دقیقه . یه بهونه ای بیار ..
با خودم گفتم چیکار کنم . بهونه شکم درد و دل پیچش می کنم . ولی غیبت فرشاد رو چه جوری میشه توجیه کرد . آخه دو تایی با هم غیبمون زده بود . هر چه باداباد میگم دل پیچش داشتم .. یه کوفتی میشه . شوهرم  چه می دونه که من زیر کیر مرد دیگه ای بودم  اون که نمی دونه من هیچوقت در سکس و کون دادن به خودم سخت نمی گیرم . از این که فرشاد داشت  از کونم تعریف می کرد  لذت می بردم . این مردا هم به خوبی واردن که دل ما زنا رو چه جوری به دست بیارن .. خودمو خم تر کردم و در یک استیل سگی کونمو از وسط بازش کردم تا اون به خوبی بتونه بر سوراخ کونم تسلط داشته باشه .  حالا کار به جایی رسیده بود که به نظر میومد منم به گذشت زمان و رسوایی فکر نمی کنم . لباشو غنجه کرد و اونو روی سوراخ کونم قرار داد . چقدر از این قلقلک خوشم میومد .. ماچی که اون از سوراخ کونم بر می داشت منو تشنه کیرش می کرد .. ولی دوست داشتم بازم سوراخ کونمو ببوسه لیسش بزنه ..  کف دستشو از جلو روی کسم قرار داده همراه با بوسبدن سر مقعدم یه بار دیگه انگشتاشو فرو کرده بود توی کونم .. ..  دوست داشتم دراز کش می شدم .. بازم رفته بودم به عالم بی خیالی و پرواز .. نخورده مست مست بودم . فکر اون بودم که کیر فرشاد وقتی بره توی کونم چه احساسی بهم دست میده .. می دونستم یه احساسی در مایه های فرو رفتن کیرای دیگه به وجودم رخنه می کنه .. ولی این که بدونی کیر دیگه ای از همون وجودت لذت می بره و تو برای یه خوش تیپ دیگه مفید واقع شده بهش لذت دادی آروم و داغت می کنه . هوستو زیاد می کنه . دیگه از لبا و انگشتاش خبری نبود ..  گاهی فکر می کردم که سوراخ کونم  روح داره . خودش به تنهایی خیلی چیزا رو حس می کنه . حالا اون بوی کیر رو به خوبی احساس می کرد . هیجان زده شده بود . دستمو از رو همون بلوزم گذاشته بودم رو سینه هام . سینه های درشتمو لمس می کردم . دوست داشتم اونا رو از قفس لباسم آزاد کنم ولی  موقعیت مناسبی نبود . تا همین جاش هم ریسک بزرگی کرده  بودم . بوی کیر خیلی نزدیک شده بود . حس کردم که دارم از حال میرم . من هنوز کیرشو ندیده بودم . دیدن کیر در ابتدای کار به من لذت بیشتری می داد که اونو توی کونم لمس و حسش کنم . سرمو خم کردم . تمام کیرشو با دستم لمس کردم . خیلی بلند نبود ولی گوشتی و خیلی سفت و کلفت بود .. فکر کنم می تونست تا نزدیک انتها توی کونم جا بده و با اون کلفتی منو به اوج برسونه .. چند بار سر کیرشو به کونم مالوند .. -دارم کونتو افتتاح می کنم .. سر کیرش  که این قدر کلفت بود وای به تنه اش .. سر کیرشو کرده بود توی کونم یه فشاری به سمت جلو و به روی کیرش آورد .. تنه اش هم رفت توی کونم ..
-اوخخخخخخ جوووووون افتتاحش کردم ..
 -بپا افتضاحش نکنی ..
 می خواستم بهش بگم قبل از تو خیلی ها این کونو افتتاح کردن .. ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی