ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 42

راضیه خودشو ول کرده و به من سپرده بود . منم شهروز کوچولو رو تا می تونستم توی کسش حرکت می دادم ..
 -می دونستم . می دونستم وقنی که یه روزی اونو بدیش به من نمی دونم چه جوری باهاش کنار بیام . چه جوری باهاش تا کنم .
-حالا خودت رو این قدر تا نکن و باهاش کنار بیا .
 -شهروز نمی تونم .. تکون بخورم .. دوست دارم خودمو از جام بکنم .. خودمو پرت کنم به این طرف و اون طرف .. واااااییییییی نههههههه .. آروم تر .. آروم تر ..
 -تو که خودت می دونی من کی به حرفت گوش می کردم که الان دومیش باشه
-بد جنس  بچه بد .. تو رو تحریمت کنم خوبه ؟
 -چند ساله تحریمم کردی اینم روش ..
-من حریف تو و زبونتو یکی نمیشم .
 -حریف جاهای دیگه ام که میشی
 -آخخخخخخ شهروز .. خوشم میاد ..می خاره .. قلقلکم میاد .. ولم نکن ..
دستامو رو دو تا رون پاش گذاشته با باز کردن  کسش هم بیشتر مشخص می شد .. 
-جووووووون .. لذت می برم .. فقط می خوام واسه لحظاتی ساکت  باشم . هیچی نگم . حرفی نزنم .  .. آخخخخخخخ کسسسسم ..کسسسسسم ..ووووووییییییی نهههههههه شهروز آروم تر .. بیارش .. بیارش ..  خیلی درشت شده .. انگاری  دوبرابر شده رفته توی تنم ..
 -خانومی هیچ فرقی نکرده .. اونی رو که می رفت توی کونت همین کیر بود ..ولی بیشتر از نصف کیر رو که نمی تونستم بکنم توی کونت .
-پسر تو واسه هر چیزی یه جواب داری .واسه همین کا راته که ازت خوشم میاد .. 
-همین کار یا همین کیر ..
 -واااااایییییی من دیگه از دست تو آتیش گرفتم ..
-پس آب بریز خنک شم ....
 -شهروز عزیزم .. من که دیگه مست شدم .. مست مست ..
 -پس از اون جام شرابت بریز قطره های آب حیاتو ..
 -داره می ریزه .. داره میاد .. بازش کن .. با انگشتای خودت لبه های کسمو بازش کن . -اووووووففففففف راضیه راضیه ..گوشام کنده شد .. شکست ..
 ولی اون از هوس زیاد نمی دونست داره چیکار می کنه .. از حاشیه کسش یه مایع گرمی در حال بیرون ریختن بود و اون آروم آروم آه می کشید و لباشو گاز می گرفت .. دستاش روی گوشام شل شده بود ..
 -دختر بد حالا گوشمومی کشی ..
-آخخخخخ منو بزن .. بزن تنبیهم کن .. گازم بگیر .. با شلاق کیرت منو بزن ..  فکر کردی چی ؟  می تونی صدامودر بیاری ؟
 -کاری نکن که بشم بابای بچه ات ..
-من که ارزومه
-مثل این که این حالا تو هستی که داری منو از رو می بری .
  -نمی دونم چی بگم .. هر کاری می کنی بکن .. بکن .. من که دوباره داره خوشم میاد  -آب منم داره خوشش میاد . میگه از جای تنگ و تاریک و خیلی کوچولو برم به یه جای بزرگ تر .. اون جا هم تاریکه ولی در عوض  گشاده ..
-یعنی چه شهروز یعنی کس من گشاده ؟
-من کی همچین حرفی زدم .. این قدر به خودت نگیر . منظورم این بود که تو فضای بیشتری برای نگه داری آب داری ..
-پس چرا معطلش می کنی ..
دستاشو دور کمرم قفل کرد ومنم خودمو بیشتر بهش فشردم ..
 -خالیش کن .. هرچی داری بریز .. همه رو بده .. چقدر شیرینه .. آخخخخخ کسسسسسم ببین دهنشو واست باز کرده .. . چقدر دوست داشتم حالت چشاتو وقتی که توی کسم خالی می کنی ببینم . تو حالا داری با تمام وجودت این کارو می کنی . چقدر خوشم میاد . این حالت تو رو می بینم .. به من بگو تو هم دوستم داری . تو هم مث من عاشقی .. من فقط می خوام همینو بشنوم ..
 بازم دیوونه شده بود .. نمی دونستم چی جوابشو بدم .. دوست داشتم راستشوبگم . بگم فیروزه رو هم با این که بی وفایی کرده دوست دارم مژده رو خیلی دوست دارم و تو رو هم همین طور . کیرمو که کشیدم بیرون دیدم یه تیوب کرم داد به دستم و خودشو هم یه دور بر گردوند .
 -این چیه دیگه دختر ..
-یادت رفت ؟  نصف اینو توی کونم قاطی می کردی و به کیرت هم می مالوندی . راست می گفت پاک یادم رفته بود .من چه می دونستم . اون یهویی بی مقدمه و همین جوری اونو داده بود به دستم . چیکار می کردم .. دیگه یک نفر دو نفر نبودن که همه رو به یاد داشته باشم .با این حال کون راضیه رو کرم مالی هم کردم .اون یک وهله ای و در یک سرویس می خواست کلی تجدید خاطره کنه و لذت های تازه و سبک جدیدی روهم به نسبت اون روزا شروع کنه .. ولی خیلی کونش توپ تر شده بود . چاق و چله و پروار .. می ارزید که آدم اونو سیر سیر بکنه .. قدیما که تا کیرم می رفت داخل کونش در جا داغ می کردم و بیشتر وقتا فوری آبم خالی می شد ولی حالا توی کسش تا اون جا که می تونستم خودموسبک کرده بودم . . همون روزا خودم اون کونو روون کرده بودم ..
-شهروز صاحب اول و آخر همین سوراخ خودتی .. 
-صاحب اصلیش خیر ببینه ..
-دارم میگم مال خودته .. ..ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی