ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 120

از گستاخی اون خوشم میومد ولی نمی خواستم این قدر زود تسلیمش بشم . مردا یی که یه بر و رویی دارن فکر می کنن که خیلی راحت می تونن هر زنی رو که دوست داشته باشن تسلیم خودشون کنن . ولی در مورد من نباید این طور فکر کنن . اونا کور خوندن نمی تونن به این سادگی ها منو در اختیارشون بگیرن  . فرشاد ولم نمی کرد و این زنیکه سوفیا هم انگاری نمی دونست چی به چیه . نفسش پاک بود و ظاهرا گاهی خوششم میومد  از این که شوهرش دور و بر من موس موس می کنه .. رفتم سر کیفم تا روژمو بردارم و لبامو براق ترش کنم .. یه چیز عجیبی دیدم .. یک دست ورق بازی اما سکسی .. پشت تمام اونا عکسای خیلی قوی از آنال سکسو دیدم مردای با کیرای کلفت و زنایی با کون های گشاد . یعنی با سوراخ کونهایی گشاد و کونایی گنده . نهههههههه .. این حتما کار اون لعنتیه . با این کارش چی رو می خواسته ثابت کنه .ولی عکسای خیلی وسوسه انگیزی بود .  ورقا رو گرفته و رفتم به دستشویی . تا اون جا راحت تر اونا رو ببینم . چقدر تحریک آمیز بود . بااین که کلی فیلم سکسی دیده بودم ولی به درخشش و جذابیت این عکسا نبودن . شاید به این دلیل بود که در عین کلفت و گشاد بودن محل و آلت سکس یه حالت ثابتی هم داشت که می شد روی اونا زوم کرد و لذت برد  چاره ای نبود جر این که شلوارمو پایین بکشم و از پهلو یه نگاهی به کون گنده خودم بندازم و با کون این زنا مقایسه کنم . کون من خیلی با حال تر از بیشتر این کونایی بود که در این عکسا می دیدم . تازه بیشتر این کونا و سینه ها دو پینگی بوده و نمی شد رو اونا حساب کرد و به درد مصرفی واسه همون چند ساعت فیلم بازی کردن می خوردند . معلوم نبود چند روز و شاید هم چند هفته رو اونا کارشده تا به این صورت درشت دربیاره ولی آتنا کونش اصل و اور جینال و طبیعیه . .. پس فرشاد اینا رو دید می زنه . تعجب می کرد م با این هیز بودن و عشق کون داشتنش چه طور رفته و سوفیا رو گرفته . هیشکدوم از این زنای کونی مثل من نمی تونن کون بدن و این جور رو پا و خوش اندام بمونن .  فرشاد چی فکر کرده . دیوونه . حتما فکر کرده با این عکسا می تونه یه آتنای ایده آل بسازه . اونان که باید بیان ازم یاد بگیرن . ولی با همه احساس قدرتم دستم رفته بود روی سوراخ کونم .. با دو تا انگشتام دو طرف سر مقعدمو  در حالت  افق و عمود بازش می کردم و می بستم . چه کیفی داشت ! هوس کون دادن کس منو هم خیس کرده بود .. ورقو  قایمش کردم و  تا پامو از دستشویی گذاشتم بیرون با فرشاد روبرو شدم . یکه خوردم ..
-چرا مث یه سایه تعقیبم می کنی ؟
-کی من ؟ چرا به من تهمت می زنی ؟ می خواستم برم دستشویی .. به من چه زود تر از من رفتی اون داخل ..
 - وقتی توی ایران لات  بازی در می آوردی بود یا این که وقتی که رفتی به خارج , که یاد گرفتی بی اجازه دست به وسایل دیگران بزنی ؟
خیلی زود دوزاریش افتاد ..
-باور کن من دست به کیفت نزدم .. سرش باز بود گفتم شاید از یه دست ورق جنس خوب خوشت بیاد ..
-گیریم که من از این ورق خوشم اومده باشه ولی فکر می کنی از صاحب اصلی اون که این کارو کرده و از کار اون خوشم اومده ؟
-اون که شکی درش نیست ..
-خیلی پررویی فرشاد .. خیلی نامردی ..
 -اگه دوست داشته باشی می تونم نامردی خودمو با تو قسمت کنم . تو چی میگی نظرت چیه ؟
دستمو گرفت و منو به سمت یکی از اتاقا برد ..
 -نکن عوضی این چه کاریه ..
-به من نه نگو ..
-چی رو نه نگم .  فکر کردی من یه زن هرزه ام ؟ چرا این جوری داری نگام می کنی .. بغلم زده بود .  با این که درو از داخل قفل کرده بود ولی می ترسیدم ..
-فرشاد من اون کاره نیستم ..
 -آتنا ..نگاه تو داره از درونت میگه . درسته که زبون آدما با هم فرق می کنه .. یعنی آدمایی که در کشور های مختلف زندگی می کنن .. ولی زبون نگاهشون یکیه .. از درون اونا میگه ..نگاه تو هم همینه . داره از درونت میگه ..
 -اشتباه می کنی ..
پنجه هاشو گذاشت رو شلوارم .. چشامو بستم ..
-نکن این کارو .. من مثل اون زنا نیستم ..
 -همه زنا می تونن مث هم باشن .
-می تونن .. شاید حق با تو باشه .. ولی من نمی تونم ..
 -منو توی خماری نذار ..
 فقط به کونم چنگ انداخته بود ..
-نکن .. آخه چرا من ؟! تو که غرق این همه زن و دختری ..
-ولی یکی رو که کار کرد زیادی نداشته باشه خیلی دوست دارم . من پسر خاله ام رو خوب می شناسم . پسر سر به زیری بود . خیلی از آنال سکس بدش میومد ..
-شما مردا انگاری وقتی کنار هم می شینین حرفی جز این ندارین که به هم بزنین .. نمی خواستم به این فرشاد رو بدم و از طرفی پژمانو چیکارش می کردم . خیلی دلم می خواست که زود تر بهش نشون می دادم که آتنا از هر نظر با بقیه زنایی که دیده فرق می کنه . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی