ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 66

فیروزه خوشش میومد از این که عرفان رو اینقدر هیجان زده می دید . البته اون حسادت هم می کرد ولی از اون جایی که می دونست پسرا بالاخره از خونه و زندگی مادراشون میرن بیرون و دیگه باید برن دنبال کار و زندگی خودشون سعی می کرد زیاد حساسیت نشون نده تازه از طرفی حالا تمام فکر و ذهنش به این بود که کی از این وضعیت خلاص میشه و می تونه با سهیل باشه . سحر هم با این که حشری شده بود ولی اون التهاب و هیجان فیروزه رو نداشت . اون خیلی دلش می خواست که ذهن عرفان رو آماده کنه و عادتش بده به  به این که مادرشو بتونه با دیگران ببینه .. دست هریک از زنا رفته بود رو کون طرف و باهاش و می رفت . عرفان نگاهش به کون  سحر دوخته بود و این که سحر جطور کونشو از وسط باز می کنه و با اون ور میره . اون از تماشای بدن سحر تا اونجایی که می تونست لذت می برد ولی یه نگاهشو هم به کون مادرش دوخته بود کونی که اگه تنها بیننده اون می بود دوست داشت بره طرفش و ازش لذت ببره . بغلش کنه و کیرشو فرو کنه توی اون کون ولی حالا از این که سهیل به کون مامانش زل زده بود حرص می خورد ..
 عرفان : مامان ما حالا چیکار کنیم ..
 فیروزه هم واسه این که در  بی پروایی از سحر عقب نمونه گفت پسرا فعلا شما دو تا جق بزنین ما رو تماشا کنین تا خطتون خوب شه . هر وقت حس کردین که اون فر هنگ سکس ضربدری و تحمل اون در شما هست می تونین بیایین طرف ما خانوما ..
سهیل : من این فر هنگو دارم ..
سحر یه نگاهی به پسرش سهیل انداخت و واسه این که غرور عرفان حفظ شه و به اون شخصیت بده و اونو بالابالا ببره گفت
-پسرم عرفان  جان هم فرهنگ داره .. پسر مودب و فهمیده ایه . این جور نباید در موردش قضاوت کنی .  
-مامان سحر من که حرف بدی نزدم .
 فیروزه : ما هم چیز بدی نگفتیم . گفتیم که جق بزنین تمرین کنین ..
دست پسرا رفته بود رو کیر سیخ شده شون و نمی دونستن که تکلیفشون چیه .. در همین موقع واسه یه لحظه نگاه سحر و سهیل با هم تلاقی کرد . اونا که با هم موردی نداشتند و حتی سهیل هم گاییده شدن خیلی از فامیلاشو توسط  عرفان دیده بود و این عرفان بود که باید ذهن خودشو آماده می کرد که خود خواهانه عمل نکنه . با این که واسه اونا دیدن این صحنه ها تازگی نداشت ولی طوری هیجان زده شده بودند که نمی دونستن چطور ادامه بدن . سحر خیلی آروم دستشو برده بود لای پای فیروزه و کسشو فشار می داد فیروزه هم لباشو به لبای سحر چسبونده بود و دستشو گذاشته بوددور کمر سحر . زیر چشمی یه نگاهی به کیر سهیل انداخت و دوست داشت که زود تر به این بازی خاتمه داده بشه .
 سحر : فیروزه جون . چه تن و بدنی داری ! کیر سهیل چقدر واسه تو تیز و آماده هست . نگاه کن .. ولی من الان دوست دارم فقط با تو حال کنم ..
فیروزه : منم همین طور ..
 سحر دستشو گذاشت روی کس فیروزه . پنج انگشتشو فرو کرد توی کس همسایه اش و حسابی انگشتاشو خیس کرد سحر : سهیل جون می تونی بیای و انگشتای منو لیس بزنی . خیسی کس فیروزه جون روش نشسته ..
 سهیل در حالی که یه دستش رو کیرش بود اومدجلو و دونه به دونه انگشتای مادرشو که اثر کس فیروزه روش نشسته بود رو لیسید .. طوراون انگشتا رو می مکید که فیروزه به هوس افتاده بود که زودتر رو کیر سهیل سوارشه و از اون لذت ببره و از اون طرف نگاه حسرت بار عرفانو می دید اونم انگشتاشو کرد توی کس سحر ..
 سحر : اووووووففففففف چیکار داری می کنی عزیز دلم .
فیروزه : می خوام بدم عرفان جون بخوره . باید محبت تو رو تلافی کنم .
 سهیل و عرفان در حال نگاه کردن به دو زن حشری داشتن با کیرشون ور می رفتن . طوری هم جق می زدن که فقط خوششون بیادوآبشون خالی نشه . عرفان انگشتای مادرشو که خیسی کس سحر روش نشسته بود رو میک می زد .. هوس فیروزه به اوج رسیده بود . فیروزه خیلی آروم سحررو بغلش زد
-پسرا برین عقب تر که من و سحر جون آزاد باشیم بتونیم به خوبی رو هم کار کنیم و تازه شما اونجوری بهتر می تونین ما رو ببینین .
 فیروزه زیر گوش سحر گفت : بیا زود تر با پسرا حال کنیم .  فکر کنم دیگه به اندازه کافی اونا رو توی خماری گذاشته باشیم از این جا به بعدش یه حالت بچه بازی پیدا می کنه . اونا دیگه واسه خودشون مردی شدن . بذار حس کنن که کسی هستند ..
 سحر : مثل این که کست خیلی می خاره..
فیروزه : نیست که کس تو نمی خاره ..
سحر: عرفانو چیکارش کنیم ..
فیروزه : اون به اندازه کافی آب بندی شده من خودم ردیفش می کنم و اگه بخواد گستاخی کنه آدمش می کنم . چیزی که عوض داره گله نداره . اون  که می خواد مامان یکی دیگه رو بکنه باید تحمل اینو هم داشته باشه که یکی دیگه مامان اونو بکنه . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

دادش عالی تر از این نمیشه راستی داداش اون متن زیباتم خوندم عالی بو بقیه داستانها هم عالی بودن دمت گرم

ایرانی گفت...

متشکرم دلفین عزیز و دوست داشتنی ! خسته نباشی .. دستت درد نکنه ..ارادتمند ..ایرانی