ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 94

با این که اعتماد به نفس داشتم ولی کمی هم استرس داشتم از این که نکنه اون سلاح سردی رو توی دستش گرفته باشه . با این که همه اینها رو ساکورا با من تمرین کرده بود ولی با این حال نگرانی خاصی داشتم از این که نکنه نتونم از فن هایی که می دونم به موقع و به طرز صحیحی استفاده کنم .
بهمن : درش میاری یا درش بیارم .
راستش خودم دوست داشتم که  لخت شم و یا شورت و سوتین جلوش مانور بدم چون این جوری راحت تر می تونستم دور بگیرم . ولی دوست داشتم که کیر من یه سور پرایزی باشه براش .. پشت به بهمن قرار گرفته ازش خواستم که لباسمودر بیاره به این طریق می تونستم راحت تر با هاش بر خورد کنم . یعنی اون اول کیر منو نمی دید .. هیحان زده شد . همین که فهمید می تونه رو من تاثیر گذار باشه و منم با هاش همراهی می کنم بی اندازه خوشحال شده بود . دستاش خیلی داغ شده بود ولی من نمی خواستم حرارت تن اون تنمو بسوزونه . حداقل  تا وقتی که بهش نشون ندادم قدرت دست کیه می تونستم به بازی خودم ادامه بدم .
 -وااااااااایییییی چه اندامی داری .
 -همش مال خودته . پسر! دیگه نیازی نبود اون جوری درو از داخل قفلش کنی طوری که آدم فکر کنه می خواد بهش تجاوز شه .
-منو ببخش شیدا حون اصلا دوست نداشتم همچین فکری کنی . این فقط برای این بود که کسی مزاحم ما نشه
-خب می تونستی این کار رو همون وقتی انجام بدی که دو تایی مون تصمیم گرفتیم به این که با هم باشیم .
-حالا منو ببخش ..
 در حالی که دستاشو دور سینه هام قرار داده  بود گفت ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست .
 اون هنوز جلو بدن منو بر هنه ندیده بود و شورت منم حالتی داشت که در اون زاویه ای که اون قرار گرفته بود اصلا نمی تونست متوجه کیر من شه . و این خیلی به نفع من تموم شده بود . یواش یواش اومد پایین تر و می خواست شورت منو از همون پشت بازش کنه که از این کارش خوشم نمیومد و اون وقت همین جا غافلگیر می شد .
 -عزیزم . بهمن جون چه عجله ای داری . دوست دارم یه خورده به من حال بدی بعدا شروع کنی .
 -شیدا من مقاومتم در برابر کون خیلی کمه .
-شما مردا از کدوم کون خوشتون نمیاد که این مدل کون بهتون لذت میده . 
-اووووووووفففففف می میرم واسه کون ..
 -اگه بدونی که منم چقدر از دیدن کون خوشم میاد . کون مردا رو که خیلی چاق و چله می بینم لذت می برم . ببینم تا حالا کون دادی بهمن جون . راستشو بگو
-شیدا جون تو حالا شدی عروس پشت پرده ها . اصلا نمی دونم چی داری میگی .. روتو بر گردون .من دیگه تحملشوندارم .
 -هنوز لحظات خوشته آقا پسر ..
دیگه بی حس شده بود . شورتشو تا آخر کشید پایین و خودشو بهم چسبوند . دیگه متوجه حرکت بعدیش بودم . مردایی که از خود بیخود میشن و جز شهوت هیچی رو نمی بینن . من باید به اون درسی می دادم که تا روز آخر زندگیش یادش نره . نفسمو در سینه حبس کرده بودم حالا دیگه وقتش بود ..ولی دوست داشتم دوباره این سوالو بکنم ..
-بهمن نگفتی که تا حالا کون دادی یا نه .
-تو می خوای چیکار کنی .. راستش بچه که بودم پسر همسایه که ده سالی رو ازم بزرگتر بود منو که کلاس اول بودم کشوند خونه شون گفت که مامانت این جاست و خلاصه شلوار منو کشید پایین . خیلی ترسیده بودم . اون وقت کیر اون پسر شده بود برای من یک هیولا از اون کیر وحشت کرده بودم . شاید وقنی که شلوارمو کشید پایین و کیرشو گذاشت لای کونم من کمی آروم شده باشم چون دیگه کیرشو نمی دیدم باا ین حال گریه می کردم و مامانمو می خواستم .
-این جا باید دو نکته رو در نظر بگیری . یکی این که تجاوز و به زور یکی رو کردن خیلی بده و یکی این که اون روز تو کیر پسر همسایه رو روی شکاف کونت حس کردی و کیر اون داخل نرفت .. حالا ما فرض می کنیم که از اون سوراخ چیزی رد نشده کون دادن تو فقط در حد همون مالیده شدن کیر به کون بوده باشه . حالا می خوام بهت نشون بدم که کون دادن هم می تونه با صفا باشه و دیگه مرد و زن نداره .. دوست دارم با کون تو بازی کنم و با کیرت .. دو تایی با هم همزمان .. اگه می تونی از پهلو بیا جلو من قرار بگیر و پشت بهم .
حسابی بهمنو پیچونده بودم . مردا رو این جور مواقع میشه به خوبی پیچوند . وقتی که اسیر هوا و هوس های خودشون هستد و کله شون دیگه کار نمی کنه . دستمو گذاشتم رو کونش .. اووووووفففففف عجب کونی داشت بهمن .. سفت و گوشتی و یه دست . فکرشو نمی کردم اون کونو برق انداخته باشه خیلی تمیز بود . کیرم شق کرده بود .. یه انگشتمو گذاشتم رو سوراخ کونش و با دست دیگه ام با کیرش ور می رفتم .. 
-ووووووووویییییی شیدا حون شیدا جون آبم داره میاد چرا این قدر لفتش میدی . عصبیش کرده بودم ..
 بهمن : می دونم که تو هم دلت می خواد .. تو هم دوست داری .
 سریع خودشو بر گردوند خواست به من حمله ور شه ولی من بهش فرصت ندادم بر گرده اونو به شکم خوابوندم و یه دستمو ساطوری گذاشتم رو گردنش .. ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی