ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ماه عسل درنیویورک 3

شبنم چه راحت کنار من لباسشو عوض کرد و با یه لباس خواب خیلی فانتزی رفت کنارشوهرش دراز کشید دو تایی رفتن زیر یه ملافه .. دل منو برده بود و کیرم شق شده بود .. شروین سرش بود به سمت دیگه ... زن منم لباس خوابشو تنش کرد که البته همون تی شرت بود و دامنشو فقط در آورد که دستام راحت تر به باسنش برسه ما هم رفتیم زیر یه ملافه دیگه . وضعیت قرار گیری ما روی تخت به این صورت بود که دو تا زن در کناره ها بودن و من و شروین وسط قرار گرفته بودیم .. چقدر دلم می خواست اندام شبنمو می دیدم . ووووووووویییییی چی می شد ..  هوس اونو کرده بودم . خواهر زن ناز خودمو . فکر نمی کردم این قدر راحت با هم توافق کنیم که چهار تایی مون رویه تخت بخوابیم .. آتوسا که همون اول کارشو شروع کرد .. امونم نداد .. زیر گوشش گفتم صبر کن بخوابن ولی گوشش به این حرفا بدهکار نبود . هی با دستش کیرمو می مالوند به خودم فشار می آوردم .. ولی بالاخره لاپاشو باز کرد و کیرم تا ته کسش رفت .. نمی تونستیم خودمونوتکون بدیم خیلی تابلو می شد .. با این حال سینه هاشو خوردم و کمی انگولکش کردم .. جلوآبمو هم نتونستم بگیرم و همون جا توی کسش خالی کردم .. بهش گفتم پشت به من قرار بگیره  .. حالا که آبم خالی شده بود بهترین موقع برای فرو کردن توی کونش بود .. دستمو گذاشتم جلوی دهنش و کیرمو هم سر سوراخ کونش قرار دادم ..  ولی دیدم داره دستمو گاز می گیره و آب کیر منم داره از کسش می زنه بیرون . مجبور شدم ول کنم و آب کیرا رو روی دستم جمع کرده و با دستمال تمیزش کردم . چه بد بختی شده بود . مثلا خیر سرمون آمده بودیم ماه عسل .. تازه داشت حالیم می شد که کمی خسته ام و باید بخوابم . نیمه های شب بود که دیدم دستی دور گردنم حلقه شده و یه دست دیگه داره کیرمو می مالونه  ولی تپل نبود .. لاغر تر از دست زنم بود .. یعنی چه ممکنه شبنم باشه ؟ خیلی خوابم میومد . چشام باز نمی شدن .. اوه مای گاد .. اون شروین بود ..
-جولیا ..جولیا ...
 مرتب جولیا رو صداش می زد .. عوضی اون که می گفت اهل هیچی نیست گلوش پیش اون گیر مرده .. بهترین موقع بود برای دید زدن زنش .. وای عجب تیکه ای بود .. ملافه رفته بود کنار .لباس خواب لیمویی رنگش تا بالای کونش رفته بود .. یعنی قالب کونش رو می شد کاملا دید .. دوست داشتم بیفتم روش ولی حریف این سه نفر نمی شدم . این کس خل عوضی هم که هوس زن رفیقشو کرده بود . دهنم آب افتاده بود .. ولی بهتر بود بی خیالش شم من این سه نفرو چیکارش می کردم . اگه توی ایران خودمون می بودم حالا می تونستم راحت با خیلی ها حال کنم .. دیگه نفهمیدم کی خوابم برد .. فقط یه وقتی بیدار شدم که اون سه نفر دور و برم نبودن .. ظاهرا اول صبحی قرار بود که شروین یه سری به شرکت بزنه و بر گرده .. ما رو ببره یه دوری توی شهر بزنیم .. از جام پا شدم یه چیزی تنم کردم و خواستم برم به هال که صدای حرفای زن و خواهر زنم از اون سمت به گوشم رسید .. کنجکاو شدم که ببینم در مورد چی دارن حرف می زنن ..
آتوسا : شبنم باورم نمیشه ...
شبنم : خب ما با این زندگی کنار اومدیم .. اتفاقا اعصابمون راحت تره .. روز به روز علاقه من و شروین به هم بیشتر میشه ..
آتوسا :  پس حالا می فهمم چرا تخت به این بزرگی رو گذاشتی توی اتاق خوابت ..
شبنم :  آره یکی به همین اندازه هم توی خونه اوناست .. به این میگن سکس ضربدری .. خیلی حال میده .. وقتی توی بغل جیمی هستم .. به این فکر می کنم که می تونم از سکس با شوهرم لذت ببرم .. وقتی هم با شروین هستم به لذت بودن با جیمی فکر می کنم . اونم همین طور ..
آتوسا : وااااااایییییی .. اون وقت چه جوری تو و شوهرت تو روی همدیگه نگاه می کنین ..
شبنم : ولی خیلی هیجان داره .. خیلی دلم می خواد تو و آرش هم بیایین تو جمع ما . لذت بخشه .
 آتوسا : آره خیلی لذت میده . ولی عجیبه . نمی دونم چیکار کنم . آرش موافقت نمی کنه . خودمنم اصلا به این مسئله فکر نکردم . نمی دونم ... اگرم بخوام کاری بکنم آرش هم باید در جریان باشه اونم باید بیاد ..
 شبنم : ببینم جنبه شو داری که ببینی اون با یکی دیگه هست ؟
آتوسا : نمی دونم شبنم . وسوسه ام نکن .. اصلا تو چرا باید توی این خط ها باشی که منو تحریک کنی .. آرش منو می کشه ..
 شبنم : من رگ خواب مردا رو می دونم . اون یه جور خاصی نگام می کرد ..
 آتوسا : نه آرش من این جوری نیست . اون تا قبل ازآشنایی با من شاید شیطون بوده باشه ولی وقتی پاشو گذاشت توی زندگی من دور همه اینا قلم کشید ..
شبنم : دوست داری حال کنی یا نه ؟
آتوسا : نمی دونم چه نقشه ای داری ..
 شبنم : فقط شوهرت رو یه چند ساعتی بذار به حال خودش و منم سعی می کنم یه جورایی وسوسه اش کنم ..
آتوسا : شبنم جون یه جوری باشه که متوجه نشه .. آبروی خودت هم نره
شبنم : نه تا یه حدی پیش میرم که بدونم دارم چیکار می کنم . اگه چراغ سبزی ازش ندیدم همون اول وای می ایستم
آتوسا : فدای تو خواهر گلم ...
 سریع برگشتم سر جام و دراز کشیدم . راستش ترسیدم که درو باز کرده بیان سمت من. .. چی می شنیدم ؟! پس شروین و شبنم و جیمی و جولیا چهار تایی با هم می خوابن . بی خود نبود دیشب شروین منو بغلم زد و با جولیا اشتباه گرفت . .... ادامه دارد ...نویسنده ... ایرانی