ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 108

زده بود به خال .. خیلی کیف می کردم .. دوست نداشتم اون حالتشو عوض کنه .. انگاری این لذت به کس منم سرایت کرده بود .. لحظه به لحظه داغ تر می شد . نبض من در ناحیه کس می زد . یه ورمی داشت روش درست می شد که از اون به ورم یا باد کس یاد می کنن . کف دستشو از از کناره های بدنم به روی کس گذاشت و چند بار محکم زد روش ..
 -آههههههه مظفر بزن بزن .. خوشم میاد . از این کارت لذت می برم . دارم حال می کنم . خوشم میاد . کیف داره ..
با چنگ اندازی به کسم انگشتشو هم فرو می کرد توی اون و می کشید بیرون . ولی من همچنان ول کنش نبودم ..
-خوشت میاد ؟ نگاه کن . جبار دوست نداره من اینو به کس دیگه ای بدم . چیزی بهش نگی ها ..
 -راستشو بگو تو با من بیشتر حال می کنی یا با اون ..
 منم باید طوری جوابشو می دادم که هم محافظه کارانه باشه هم اون خوشش بیاد و از طرفی فکر نکنه دارم واسه  این میگم که هندونه زیر بغلش بذارم . یواش یواش درد داشت شروع می شد . اون کیری که من خورده بودم اگه اسب ماده هم می خورد کونش نمی ترکید .. با این حال باید این اعتماد به نفس رو در خودم به وجود می آوردم که ممکنه یه زمانی برسه که امکانات دوپینگ رو نداشته باشم پس باید خود ساخته باشم ..
 -هرگلی یه بویی داره . ولی تو خیلی خوش تیپ تری و هیجان ادمو زیاد می کنی . بغلم کن بغلم کن 
-الان این کارو برات انجام میدم . هر طوری بخوای بغلت می زنم ..
-از روبرو .. از رو برو ...  
بغلم زد و منو از رو زمین بلندم کرد .. یه دستی به کیرش کشید و با یه جا به جایی اونو فرو کرد توی کسم .. شاید این بار از این که همون اول کرده توی کسم خیلی هم خوشحال شده باشم . با این که کس منم طالب کیر بود .خیلی سخت بود منو رو هوا داشتن و در همون حال کیرو بیرون کشیدن و دوباره توی کس فرو کردن .. . می خواست نشون بده که قویه . بازوان قدرتمند و سینه های درشت و مردونه مظفر به من لذت می داد .. چه با سرعت هم منو می کرد . انگاری که منو رو زمین خوابونده و با قدرت و تسلط داره این کارو می کنه .
-بذارم زمین تند تر بکن منو می خوام زود تر ار گاسمم کنی و بعد بری سر وقت کونم - جوووون کوووووون . یعنی تو دوست داری باز کونم به من بدی ؟
 -چی داری میگی .. کیری که توی کون نره باید اونو از ته قطعش کرد و انداختش دور . از هر چه که بگذریم سخن کون خوش تر است
-فدای دهنت آتنا ..
 منو گذاشت زمین .. پاهامو دادم به دو طرف .. لنگامو طوری باز کردم و قالب کسمو انداختم توی دیدش که به هوس اومد اونو بخوره . زبونش مثل زبون جبار پهن بود . وقتی روی کسم قرار می گرفت گویی که آتیش لذتو پخش می کرد ...
-آخخخخخخخخخ نهههههههه  بخور بخور .. باید خودتم سیر شی منو هم سیر کنی .. جووووووووون جووووووووون ..
 داشتم هلاک می شدم ولی ول کن اون نبودم ..
- اووووووووووووخخخخخخخ نههههههههه نهههههههههه خواهش می کنم .
 مظفر : چیه خیلی هیجان زده ای . خوشم میاد . مثل دختر بچه ها هیجان داری .  یا مثل تازه عروسایی که درهفته اول ازدواجشون هستند
-اووووووخخخخخخخ نهههههههه کسسسسسم تو چقدر تجربه داری بزن .. بزن ... کونم خوشش میاد .. کونم می خاره .. بد مصب این کیر چی داره .. به هر جای بدنم که می زنی فکر می کنم کیف و عشق و حالو می فرسته سراغ سوراخ کونم ..
دو تا انگشتمو گذاشتم روی سوراخ کونم .. ولی حس کردم که اگه مظفر این کارو برام انجام بده لذتش بیشتره .. پنجه هاشو با دستم گرفته و اونو زیر سوراخ کونم قراردادم . -با روش بازی کن .. اگه هم دوست داری انگشتتو بکن توش .. بکن توی کونم . بگردون . بچرخون ..
مظفر: بگو مال کیه  
-مال خودت مال خودته .. من مال توام . تو که می بینی الان زیر کیرتم ..
چقدر خوشم میومد..  بغلم کرد منو به سینه هاش فشرد .. حس می کردم خودمو انداختم رو یه تخت طبی با حال که جز خواب راه دیگه ای ندارم .. با همین حس چشامو رو هم گذاشتم تا اون مرد همچنان منو بکنه .. یه انگشتشو هم فرو کره بود توی کونم .. کون به کس لذت می داد و کس به کون . کیرشم که دیگه حرف نداشت .. بازم جریان هوس داشت توی تنم حرکت می کرد .. هر چند این بار کمتر از دفعات قبل بود ولی می دونستم دارم خالی می کنم .. جوووووووون .. آروم شده بودم . منو ارضام کرده بود .. محکم بغلش کردم .. چشامو باز کردم .. یه نگاه توچشای قرمزش کردم و با یه سر تکون دادن متوجهش کردم که آبشو می خوام .. اونم پی در پی شلیک می کرد .. هوس داغ داشت منو می سوزوند .. بدنم به این آب نیاز داشت .. فوری خودمو بر گردوندم .
-عزیزم اگه دراز کش و به دمر برات سخته من قمبل کنم بکنی توی کونم ..
 دستشو گذاشت زیر شکم من و یه مقداری منو بالا آورد .
-این جوری خیلی حال میده . ولی کیر که بره توی کونت بازم کمرت خم میشه و میفتی پایین . ولی واسه چند لحظه می تونم تو رو در این حالت ببینم .
با این که حس می کردم در این وضعیت ممکنه کمی دردم بگیره ولی قبول کردم ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی