ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 115

 باورم نمی شد .. معجزه شده بود . عشق من شوهر گلم کرده بود توی کونم . باور کردنش برام سخت بود .. چه عالی !
 -عزیزم این کیر توست که رفته توی کونم ؟ .. وااااایییییی عجب سوتی داده بودم .
 پژمان : پس قرار بود کیر کی باشه .؟! می دونم  از رو حواس پرتی این حرفو زدی ..
 -آره عشق من پژمان عزیزم .. ذوق زده شدم .. از هیجان نمی دونم چیکار کنم . باورم نمیشه ..
 پژمان : یعنی تو این قدر کون دادنو دوست داشتی و من نمی دونستم ؟
-آخخخخخخخخ عزیزم .. عشق من .. تو هر کاری رو که انجام بدی من دوست دارم .. اوووووفففففففف با این که کمی دردم گرفته ولی از بس شیرینی این حالتو .. حرکت کیرت رو دوست دارم حس می کنم که یه دنیا عشق و هیجانو فرو کردی توی کونم .. ووووووییییییی نهههههههه ... خواهش می کنم ...
 پژمان : اگه زیاد دردت میاد بگو ..
 راستش اصلا احساس درد نمی کردم . فقط لذت می بردم . یه حس خوب و قشنگی بود که منو به وجد آورده بود . به یکی از آرزو هام رسیده بودم . کیری که همیشه در کنارم باشه . ولی کاش اینو اون روزا بهم می رسوند . هر چند نمیشه بهش گفت نوشداروی پس از مرگ سهراب .. کیر برای یه کون نیازمند همیشه یک داروست .  شفا بخشه .. گذاشتم که اون هر جوری که دوست داره کیرشو فرو کنه توی کونم .. فکر کنم تا سه چهارم کیرشو هم راحت فرو می کرد توی کونم . تعجب می کردم آخه سوراخ کون آدم قطرش گشاد میشه ولی اون داخل که طولش اضافه نمیشه . با این حال من فکر می کردم که کیر جبار و مظفر و سایر مردا به اندازه کافی منو برای لذت بردن در همچین روزی آماده کرده . به اصطلاح یه حکمتی درش تهفته بود .. 
پژمان : آتنا چرا وقتی که می خواستی بهم نگفتی ..
-عشق من هرچی که تو می خوای برای من مهمه ..
 یه لحظه پیش خودم گفتم نکنه یکی بهش راپرت داده که پالون زنت کج شده .. ولی نه اگه این طور بود اون یا شوق و ذوق و هیجان نمیومد سر وقت من . حالا می تونستم به خوبی طعم اون لذتی رو که مدتها ازش می خواستم بچشم . لذت شیرین عشق و هوسو ..
 -عزیزم .. دوستت دارم پژمان ...
 بازم نزدیک بود یه سوتی دیگه بدم .. جلوی این زبون صاحاب مرده مو گرفتم . داشتم می گفتم آدم اگه با صد تا مرد هم باشه باز شوهر آدم یه چیز دیگه هست .. با این که حس کیر پژمانمو داشتم ولی بی اختیار به یاد کیر بادمجونی جبار افتادم ... لذت عشق و این که شوهرم داره این جوری به من حال میده همون حال و هوای زیر کیر بودن جبارو برام زنده کرد .. شایدم اونو حس می کردم که با منه و همین هیجان زده ام می کرد . هرچه بود من در حال و هوای خاصی بودم .
پژمان : چرا تا حالا بهم نگفتی
-گفتم شاید خوشت نیاد لذت نبری ..
خیلی یه سوالو تکرار می کرد .  نمی دونم چرا یه حسی بهم می گفت که اون اولین باریه که داره کون می کنه . یکی از پسرا بهم گفته بود که وقتی یه پسری می خواد با لذت کون بکنه باید کل قالب اونو بیاره توی وجودش .. اصلا به این فکر نکنه که طرف چقدر درد می کشه و چه احساسی داره .. فکر کنه که داره یه کس رو می کنه .. اگه به مانع و سدی هم خورد به خودش فشار نیاره .. اون فشار آوردن رو پیش از این که عامل درد در زنا بدونه  عامل درد در کیر می دونست . می گفت این جوریه که یک مرد می تونه نهایت لذتو ببره .. و زن هم می تونه حال کنه اگه  با تمام وجود , خودشو در اختیار کسی قرار بده که دوستش داره . یواش یواش دیگه متوجه شده بودم که سوالات تکراری شوهرم به خاطر اینه که اون می خواد حس کنه که برای من مرد خوبیه . مردی که من و نیاز های منو درک می کنه .. چقدر به این حرکت اون نیاز داشتم .. ولی حالا دیگه خیلی دیر شده بود .. نمی تونستم از جبار دست بکشم .. و شاید م از مردای دیگه ای که  از تماس با کونم لذت می بردند .. اما فقط همینو می دونستم که با کیر معمولی شوهرم به هیجان اومده بودم . من اونو حالا کیر جبار حسش می کردم . وقتی قلب یک زن یه چیزی رو قبول کنه  اون چیز براش معرکه میشه .. برترین و بهترین و بالاترین میشه .. با خودم می گفتم آخخخخخخخ عزیزم عزیزم کاش این کیرو همون اول تقدیم کونم می کردی شاید من امروز یه آتنای دیگه ای می بودم . آتنای وفادار تو .. اون  انگشتاشو فرو کرد توی کسم . نمی دونم این حرکاتو از کجا یاد گرفته بود .. شایدم دنیا و جبار مربی اون بودن .. از این فکر خودم خنده ام گرفته بود . تا چند روز دیگه جبار می خواست بیاد به سراغم .. اوووووووفففففف می تونستم به جای موز کیر شوهرمو در کونم حس کنم واون واسم یه حالت نرمشی و کیرگرمی داشته باشه . شایدم کون گرمی و  به یاد کیر جبار و این که در آپار تمانش با اون باشم لحظه شماری کنم . ..... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی