ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نگاه عشق و هوس 6

سعید همچنان گرفتار رو یا ها  تخیلات خود بود .. دوست داشت صحنه های عشق ورزی و سکس با سارا را همچنان در خبال خودش ترسیم کنه . عشق و سکس ... ناگهان در واقعیت با مسئله دیگه ای  روبرو شد .. به جای شکم سارا دستشو دید که پر شده از آب کیرش و به جای اون سبکی در خیال متوجه شد که به یاد سارا خود ارضایی کرده و خیلی هم زود آبش از کیرش خارج شده اونو سبکش کرده .. یه احساس نشاط بهش داده .. و آتیششو تا حدودی خوابونده .. اما اثر لذت همچنان درش باقی بود ..  پسر بازم رفت به سمت رویا هاش .. نه .. نههههههه نهههههههه من نباید خودخواه باشم . حالا سارای من چی فکر می کنه ؟  بازم خودشو غرق اندیشه های فانتزی گونه کرد . از همون جایی ادامه داد که کیرش رو شکم سارا خیس کرده بود ..
 -منو ببخش سارا جون من فکرشو نمی کردم .. شکم خوشگل فانتزی تو رو من کثیفش کردم ..
سارا از از این که می دید من سعید خجالت زده شدم دستشو گذاشت رو شکمش .. با کف دستش آبمو رو شکمش پخش کرد .. و این بار من بغلش کردم و اونو بردمش روی تخت .. می خواستم کاری کنم که اون ازم راضی باشه .-منو ببخش سارا .. تو خیلی بهتر از اونی هستی که فکرشو می کنم .. با این که در دنیای دیگه ای هستی ولی پا به دنیای من گذاشتی .. این ریسکو کردی که به دنیای دلت به دنیای عشق سلام بگی ..
-آههههههه  سعید می خوامت .. می خوامت .. ..دوستت دارم ..
سارا پاهاشو باز کرده بود .. می خواست حرفای سکسی خاصی رو بر زبون بیاره .. ...
 سعید گاه به زبون خودش و گاه به زبون شخص سوم که انگار داره یه چیزی رو تجسم می کنه صحنه سکسو در ذهن خودش مرور می کرد .. ..
و حالا سعید دهنشو می ذاره روی کس سارا .. چقدر این لحظه  و رسیدن به این لحظه براش رویا بود .... عشق من .. شیرین تر از جونم ! سارای مهربونم ! بهت نشون میدم که تا همیشه واست می مونم . بهت نشون میدم که عشق من و تو فقط به این لحظه هایی نیست که هوس و التهاب و دنیای هماغوشی های داغ , ما رو به هم نزدیک کرده باشه .. زبونشو در آورد اونو از پهنا روی کس سارا کشید .. و سارا حس می کرد که یه چیزی سوزناک و سوزنده داره آتیش روی کسشو پخش می کنه طوری که به همه جای بدنش برسه . سعید حالا لذت می برد از این که داره به سارا لذت میده .. سارا پاهاشو از دو طرف به صورت سعید  فشار می داد .. نمی دونست چه جوری هوسشو کنترل کنه .. دستشو گذاشته بود رو سر سعید .موهای سرشو می کشید خودشو کمی بالا کشید تا بتونه اونو ببینه .. ولی سرپسر   لای پاهاو روی کسش  خم شده بود و نمی شد چشاشو دید . سارا دوباره دراز کشید و این بار سعید با میک زدن کس سارا ادامه داد ..  اون قسمت گوشتی بالای چوچوله سارا رو گذاشته بود میون لباش ..  اولش به نرمی و بعد با فشار بیشتری چوچوله و لبه های کس سارا رو میون لباش می گردوند .. دستاشو رو سینه های سارا قرار داده بود .. پاهای زن به این طرف و اون طرف پرت می شد .. به نظرش اومد که تونسته ارضاش کنه .. یواش یواش خودشو بالا کشید ..
 -دوستت دارم اندازه یه دنیا .. نه ..خیلی بیشتر .. بیشتر ازیه دنیا .. دوستت دارم سارا ..
و با این حرفاش حالا سعید کیرشو گذاشت  روی کس داغ و خیس سارا .. خیلی آروم  با وسطش بازی می کرد ..  تجربه شیرین سکسی که با عشق زندگیش تکمیل میشه .  سعید آروم آروم کیرشو فرو می کنه توی کس سارا .. سارا ازش می خواد که محکم تر و با سرعت بیشتری این کارو بکنه .. تمام وجودش فریاد بود ..اون گرمای عشق و هوس سارا رو با تمام وجودش حس می کرد .. سارای ارگاسم شده از حرکت کیر سعید در کسش لذت می برد ..  زن یه لحظه چشاشو باز کرد ..آغوش گرم سعیدو بزرگتر و خواستنی تر از یه دنیا می دید .. هیچ فاصله ای بین بدنهاشون نبود .. سعید شده بود دین و دنیا و تکیه گاه اون ... همه چیزش .. 
-آب می خوام بدش به من ..
 و سعید  با شور و هیجان خاصی مایه و مایع عشق و هوسشو توی کس سارا خالی کرد و حالا زن احساس آرامش می کرد .. از این که ریشه های عشق و هوسش با شیره های عشق و هوس سعید در هم آمیخته .. سعید متوجه شد که با این اندیشه ها یه بار دیگه  آب کیرشو توی دستش خالی کرده .. این نشون می داد که خیلی هوس داره .. هوس عشقشو .. که در فاصله کوتاهی تونسته دوبار خودشو ارضا کنه .. ..
حالا سعید کمی آروم گرفته بود .. پسر با خود زمزمه می کرد ..یعنی میشه تمام این و خیالات یه روزی در بیداری هم صورت بگیره ؟ و سعید به خودش می گفت  میشه این رویاهام واقعی و واقعیت شه ؟ ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی