ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 98

 -دلم برای هر سه نفرتون تنگ شده بود . من نمی دونم از کدوم شما شروع کنم . واقعا نمی دونم .
  الهه : بابا تو که همش عادت داشتی از بزرگ شروع می کردی . می گفتی آب از کوچیکه .. کیر از بزرگه . چون بزرگه زود تر بالغ شده و عدالت حکم می کنه که اول از اون شروع شه .
 -من به تو چی بگم دختر . حرف منطق حساب نداره .. سه تایی تونو هم می بینم که  لباساتونو در آورین و با یه شورت و سوتین جلو باباتون ظاهر شدین . به نظر شما این کار درستیه که من سه تا دامادامونو دور بزنم .
 المیرا : بابا ایرادی نداره . می دونم اونا پسرای خوبی هستن . این قدر با فر هنگ و با  کلاسن که می دونم خیلی دوست دارن که  ما هوای شما رو داشته باشیم .
 -یعنی طوری که بخواهین به من کس بدین . یا تن لخت خودتونو در اختیار من بذارین ؟ آخه این با عقل جور در نمیاد من چی بگم .
-خلاصه هر چی میگی بگو ولی خیلی با حال میشه . ما سه تا خواهرا الان این چند روزه همش داریم حسرت الناز رو می خوریم . ما شوهر می خواستیم چیکار ..
-هر دختری آرزوی شوهر داره .
 الهام : ولی ما دخترا تا بابامونو داریم شوهر چه به درد می خوره .
 -خوبه دخترا حالا این قدر تعارف نکنین .. الهه اومد طرف من دستشو گذاشت روی شورت من ..
 -آخخخخخخخخ نههههههههه نکن .. نکن .. دلم واسه اون دهن داغ تو تنگ شده بود . اگه الان هومن بفهمه .. من دلم پیش اونه . عزیزم تو داری بهش خیانت می کنی .
-بابا اصلا فکرت به اون جا نباشه . من فدات شم . اون وقت ممکنه کیرت شل شه و نتونی کاری کنی .. راستش من قبلش یه قرص سیالیس انگلیسی اصل خورده بودم  که اصلا سر آدمو درد نمیاره و حداقل تا یک روز هم کیر آدمو بعد از هر انزال تقریبا به همون حالت اولیه نگه می داره و تمایل در آدم وجود داره ... بهتر بود که همیشه از این دو پینگ ها نمی کردم ولی چون می دونستم این دخترا ول کنم نیستند و سه چهار روزی رو که با اونا نبودم سه چهار سال حساب می کنن گفتم  حالا گاهی از این کارا بکنم ایرادی نداره .
 -اوفففففف بابا امروز کیرت یه تیزی خاصی داره . داره پوست می تر کونه .
المیرا : اگه هیکل منو ببینه  که همون اول می تر کونه . بهترشد که تو داری همون اول جلوی کوبش اونو می گیری که نترکه ..
 -اووووووخخخخخخخ الهه الهه
 -جووووووووون بابا .. اووووووووووم اووووووووم ..
دیگه ساک زدنو شروع کرده بود . الهه به اون دو تا دخترای دیگه در یه حدی مجوز داده بود که باهام ور برن که خللی به حالتهای سکس اون با من  وارد نشه .. الهام و المیرا با موهای سینه هام بازی می کردند . المیرا یه نگاهی به الهه کرد و با چشمک زدن و گرد و غنچه کردن لبهاش ازش اجازه خواست که لبامو ببوسه و الهه رضایت خودشو اعلام کرد . چقدر از تفاهم این دخترا و همزیستی مسالمت آمیز اونا خوشم میومد ولی ای کاش با الناز هم همین رفتار رو می داشتند . احتمالا به اون ازابن نظر حسادت می کردند که وقت بیشتری رو با هاش می گذرونم ولی این سه تا دختر می تونستن در آن واحد منو پیش خودشون داشته باشن و به نوعی با خودشون کنار بیان . خلاصه  الهه دهنشو از رو کیرم بر داشت
-بابا چه مدلی می خوای . 
-بیا رو کیرم . بیا . من می خوام هر سه تا تون یه جای تنمو داشته باشین ..
-اوووووووههههههه .نههههههههه .. خواهش می کنم . ولم نکن .. ولم نکن .. الهه بیا رو کیرم ..
 یه لحظه چشمم افتاد به کون درشت المیرا . از خود بی خود شدم .
 الهه : بابا حالا منو داری . حواست هست ؟ نباید حواست رو پرت کنی . ولی اگه در شق شدن کیرت اثر می ذاره  چون خواهرمه می تونی بهش دیدی بندازی .
  المیرا : فدای تو خواهر خوبم بشم که می دونی دید زدن هم تا همین حد می تونه اثر بذاره .
الهام  فرصت رو غنیمت شمرده بود و داشت لبامو می بوسید .
-دوستت دارم . دوستت دارم بابا . عاشقتم .
-منم دوستت دارم . منم عاشقتم . اصلا بدون تو نمی دونم چیکار کنم . بدون شما دخترای خوبم .
الهه خودشو انداخت رو من .
-دختر ! الهه جون ! اصلا نشون نمیده تو عروس شده باشی .. ببینم شوهرت چیکار می کنه .  که این قدر خیسی هوس تو رو کیرم نشسته و دور و بر کست رو غرق کرده .
-اوووووففففف بابا هر کیری یک لطفی داره.
 -عزیزم حالا همین دو تایی رو که می خوری کافیه .. هوس دیگه ای نداشته باشی ؟
-بابا منظورم همین شما دو نفر بودین . 
-آفرین دختر نجیب و پاکدامن من ....ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی