ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 89

-بفر مایید اینم کارت من .. اگه کاری داشتید بنده در خد متم .
-ببخشید پیمان اسم شماست یا اسم شرکت شما
-هر دو تا .. این یارو دیوونه ام کرده بود . یعنی مسئول شرکت خودش با ماشین خودش داره از این طرف به اون طرف جنس می رسونه یا این که به یه منظوری اومده بود این طرفا . آخه این پیمان چه غلطی از دستش بر میومد جز گاییدن من . من آخه چه کاری می تونستم باهاش داشته باشم . من اگه چار تا خرت و پرت بخوام خب میرم از همین سوپری خودمون می گیرم . از اون سر تهرون پا میشه میاد این سر که چی بشه . آخرش این پرهام منو رسوا می کنه ..
-خیلی ممنونم اقا پیمان . راضی به زحمت شما نیستم . این داداش پر هام هم خیلی به فکر منه . همش دوست داره زحمت دیگران رو به خاطر من زیاد کنه .
-تعارف نفر مایید آتنا خانوم ..
دیگه داشت رو اعصاب من راه می رفت . می خواستم بهش بگم مرد حسابی من این چند روزه به اندازه کافی کیر خوردم و الان هم اثر بی حسی رفته کنار یه درد های خفیفی رو هم توی کونم حس می کنم . حداقل یه روزو که باید بهش استراحت بدم . دیگه جا واسه کیر تو ندارم .
-آقا پیمان برای من خیلی جالبه که شما و پژمان تا این حد با هم صمیمی باشین .
زل زده بود و با کمال پررویی نگام می کرد . فقط از یه چیزی مطمئن نبودم .آیا پرهام بهش گفته که منو کرده ؟ یعنی اون این قدر پررو و پوست کلفته که داداششو دور می زنه و آبروشو همه جا می بره .؟ هر چند در تهران بزرگ ممکنه امروز با یکی سر و کار داشته باشی که بره پی کارش و اگه خلافی هم با هاش انجام بدی آب از آب تکون نخوره . ولی کسی که عادت کنه به این جور بر نامه ها من نمی دونم دیگه چه جوری میشه . به مانتوم خیره شده بود . نکنه فهمیده که اون زیر لخت لختم .. می خواستم زود تر ردش کنم . نمی دونم این برادر شوهر لعنتی منو چی فرض کرده بود . منو با یه هرزه خیابونی مساوی کرده بود . اصلا از این جور بازیها خوشم نمیومد . یک زن باید کلاس خودشو حفظ کنه . کاری کنه که مردا همش کشته مرده اش باشن . نمی دونم چه جوری دم این پرهامو قیچی کنم . شایدم اون لحظه اگه سیر نبودم تا این حد از دست پرهام حرص نمی خوردم و عاشق این نبودم که کله پیمانو بکنم . کون من که دیگه موتور ماشین نبود که بشه تا یه حد زیادی ازش کار کشید . اگه زیادی هم می خواست فعالیت کنه به روغن سوزی میفتاد .. پیمانو ردش کردم بره .. زیاد اهل فیسبوک و این بر نامه ها نبودم ولی هر چند وقتی می رفتم یه چتی با چند تا از این بر و بچه هایی که نمی شناختم و همین اینترنتی باهاشون آشنا شده بودم می کردم ویه گپی می زدم . راستش با پسرای مجازی زیاد سر خوش نبودم . خیلی بی تر بیت بودن و انتظار بیجایی داشتن . تازه نمی شد به همه شون اعتماد کنی . ولی گیر یه همشهری زن  ساکن بندر عباس افتادم که اونم هم سن و سال من بود عکسشو هم واسم فرستاد . قیافه اش بدک نبود . اونم مثل من اهل حال بود ... خیلی دلش می خواست که بیشتر با هم هم کلام می شدیم ولی من حال و حوصله شو نداشتم . ورزش کردن و کون دادن دیگه وقت منو پر کرده بود دیگه حرف باد هواست ..اسمش بود دنیا .. می گفت شوهرش یه پست مهمی در گمرک بندر عباس داره .. یه نموره ای از عشق و حالمونو واسه هم تعریف کردیم . از خلاف کاریهامونو .. از لذت بردنامونو . من که هرچی رو واسش گفتم هر چند یکی از ده تا هم نبود ولی همش راست بود . حالا اونو نمی دونم .  بهم می گفت چه جوری کون میدم ؟! می گفت اگه یه کیری بره توی کونم تا یه هفته نمی تونم بشینم .
-دنیا خوشگله اگه غیر از شوهرت یکی دیگه به کونت کیر بزنه چیکار می کنی ؟
 -هیچی ازدرد دندون رو جیگر می ذارم و شبش میرم زیر کیر شوهرم و به زمین و زمان چنگ میندازم و آخرش تمام دردامو میندازم گردن اون . چیکار کنم من زندگیمو شوهرمو آبرومو دوست دارم ..
-معلومه ..
اون شب که پیمانو ردش کردم هوس دنیا رو داشتم و این که بتونم باهاش حال گپی کنم .  خوشبختانه آنلاین بود ..
 -چه عجب ! آتنا خانوم
-چه طوری هم سنگر گل من ؟ تازه چه خبر .. از دنیای دنیا چه خبر .. شوهرت خوبه ؟ نصف روز اونو می فرستی به گمرک و خودت منزل عوارض گمرکی میدی ؟
-فدات شم آتنا اصلا در منزل از این کارا نمی کنم .. من اگه می خواستم مث تو کون بدم تا حالا کونم شده بود دماغه کشتی ..
-حالا کست این جوری شده ؟
-خیلی بی وفایی آتنا . اصلا به فکر من نیستی ؟ دلم واسه پسرای با کلاس تهرون تنگ شده .
 -عزیزم حال کردن حال کردنه . یه چیزی توی سوراخات وول بخوره  تورو از تنهایی درت بیاره و واست تنوع داشته باشه دیگه تهرونی و گیلونی نداره که ..
-آتی جونم .  خوب ببینش و حالشو ببر
 -چی رو ..
تا گفتم چی رو یه کیر تقریبا سیاه ولی خیلی کلفت و دراز رو دیدم که اومده توی این باکس من ..
-این دیگه چیه .. از کجا کپی کردی ..
 -اصل اصل و اورجیناله .. ولی دیگه من نمی کشم .
-ببینم تو این کیرو نوش جون کردی ؟
 -نصفش رفت توی دهنم . سه چهارمش رفت توی کسم ولی همین که سرش رفت توی کونم آن چنان فریادی کشیدم که اگه در جا جلو دهنمو نمی گرفت دوتایی مون الان رو طناب دار بودیم . یک زن شوهر دار با یک مرد زن دار .. خیلی حال میده نه ؟
-ولی عجب کیر خوش استیلیه ..
-دوست داری واست جورش کنم ؟
 -چه جوری ؟! می خوای تیپاکسش کنی ؟
-نه باید بیای بندر عباس ..
 یه لحظه هیجان زده شدم .. ولی این پژمانو چیکارش می کردم . اون باید بر می گشت و بعدش یه بهونه ای می آوردم که مثلا من و دنیا همکلاس و دوست قدیم و جون جونی هم بودیم و حالا می خوام بهش سر بزنم . ولی حالا به دیدن این کیر طوری  دلم به تاپ و توپ افتاده بود که با کف دو تا دستام دو طرف کونمو چنگش می گرفتم . .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی