ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 79

فقط داشتم به کون جبار  نگاه می کردم و کیرم که خیلی راحت می رفت  توی کونش و بر می گشت . ظاهرا قرار بر این شده بود که جمال و جلال هم یکی دوروز بعد بیان این جا و من حال اونا رو هم جا بیارم . دیگه دلیر شده بودم . می دونستم که اونا به کیر من و وجود من نیاز دارن .
-سمیه جون .. من اگه بخوام بر گردم به سلولم دیگه  مقاومت بدنم کم میشه و توانی برای فعالیت در این جا ندارم .
 -فکر اون جا شم کردیم .  همین گوشه کنارا یه اتاقک هست که شبیه  سوئیت یک هتل درجه پنجه .. جبار که زیر کیر من داشت ناله می کرد و از هوس زوزه می کشید گفت چی داری میگی زن ! هتل درجه پنج نه .. پنج ستاره
 -آره من اشتباه کردم . روی اون تخت  ما سه تایی دراز میکشیم .. البته من یا جبار به نوبت می تونیم کشیک بدبم 
-برای شما مسئولیتی نداره که  من در سلول نباشم ؟
خواستم اونا رو بالا بالا ببرم و بهشون شاخ و بال داده باشم ..
 جبار : اووووووفففففف بزن  . وقتی کیرت رو می کشی بیرون و اونوبا یه انحنای خاصی می فرستی توی کون من  حس می کنم رسیدم به آخر عشق و حال و اوج قله لذت ..
 -با همین کیر سیزده چهارده سانتی ؟
 -همین به اندازه یه بمب اتم داره منو می ترکونه ... عزیزم . تو ما رو دست کم گرفتی . قدرت دست ماست . قدرت در این مملکت به دست کونی هاست . کونی ها همه کاره ان . تا کون ندی به جایی نمی رسی . از همون ریشه باید کون داد . با کون کردن آدم بد بخت و بیچاره میشه . نگاه کن من هم دارم کونمو میدم هم حالمو می کنم هم دارم به مقامات بالا می رسم . الان رئیس زندانم . بعد میشم نماینده مجلس .. هرچی بیشتر خایه بمالم بیشتر ترقی می کنم ..حتی ممکنه رئیس جمهور هم بشم . ولی واسه امام شدن باید ولیعهد امام قبلی شم .
 -جبار جون تو باید خایه اونایی رو بمالی که به دردت بخورن تو رو برسونن به اون بالا بالا ها
-آره عزیزم ولی باید انرژی هم داشته باشم . تو به من انرژی میدی .. قوت میدی ..
-کون جلال و جمال چطوره ..
-کون داداش یه خورده آب افتاده از اون کونای ناب انقلابیه . ولی خوبه بد نیست تو می خوای بکنی توی سوراخش .. ولی پسرم جمال خیلی کون با حالی داره .. چند بار خواست بهم کون بده ..گفتم پسر مگه چاقو دسته خودشو می بره ..بهم گفت پس چرا امام برید ..می خواست بگه چرا امام بچه های انقلابو اعدام کرد .  اون وقت من دیگه وارد بحث سیاسی نشدم . کون دادنو عشق است .سیاست پشم کون من هم نیست .
 رو کردم به سمیه و گفتم می تونم یه خواهشی از شما بکنم .. اگه میشه یه زنگی به این جمال و جلال بزن و بگو که حسابی به خودشون تیغ بندازن و خودشونو براق کنن که من این جوری بیشتر می پسندم . دیگه پاک اونا رو کلافه کرده تا می تونستم به اونا دستور می دادم . اگه تا صبح جبارو می گاییدم عین خیالش نبود .. بالاخره سمیه به حرف اومد و گفت مرد تو خسته نشدی ؟ یه وقتی نگی کونم درد می کنه وواست پماد بزنم . اونم باید بمالم روی دستم و انگشتمو فرو کنم توی کونت .
 -چه ایرادی داره . انگشت تو هم دست کمی از کیر نداره
 -این که آره ولی تو که از درد ناله می کنی اون وقت می خوای چیکار کنی .
 کمرم درد گرفته بود ولی از کردن جبار لذت می  بردم . یه نگاهی به کونش انداخته و یه دیدی به اون سوراخش زدم . خیلی جا دار بود . حالا کون زنا رو هر چقدر می کنی این قدر این جوری نمیشه ولی دور حلقه کون جبار یه نرمی خاصی داشت . اصلا کون زنا خیلی خوشگل تره ولی من یکی که وقتی مردا رو می گاییدم یه اعتماد به نفس خاصی پیدا می کردم احساس قدرت و شادی و آرامش . وقتی جبار ازم خواست که از روبرو کونشو بکنم هم خوشحال شدم و هم این که یه استرس خاصی بهم دست داد از این که نکنه نتونم کیرمو به خوبی شق کرده اونو بفرستم توی کونش . این جوری خیلی هم حال می داد . کیر تیز شده جبار روبروم قرار داشت ولی وقتی کیرمو از روبرو فرستادم توی کونش کیرش به شکمم چسبیده بود و گاهی هم ازروبرو  به شکمم فشار می آورد که اونو می خوابوندم تا کمتر اذیتم کنه ولی خوشم میومد . حالا این مرد هم از کون دادن لذت می برد و هم از این که کیرشو در تماس با شکم من قرار داده .
-بکن .. بکن .. بغلم کرد و لباشو به لبام چسبوند . چقدر چندشم میومد از این که اونو ببوسم . اصلا خوشم نمیومد و دوست نداشتم که این کارو انجام بدم . ولی با این حال یه دو سه دقیقه ای رو تحمل کردم تا از شر دهن گندش خلاص شدم . ولی وقتی که دو تا دستشو گذاشت رو سینه هام و با اونا ور رفت دیگه حس کردم که   دلم می خواد یکی باشه و بکنه توی کونم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی