ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 106

تمام حواسمو متمرکز کردم که بتونم به خوبی  با این شرایط کنار بیام و حال بهرامو بگیرم . عوضی فکر کرده کی باشه . فکر کرد چون مرد شده هر غلطی که دلش می خواد می تونه بکنه . تایم گیری شروع شده بود . خوب حواسمو جفت کردم . مدام می خواست با حرف زدن حواسمو پرت کنه که رو انزال من اثر بذاره ..
 -آقایون خانوما ی هیئت ژوری ! این آقا داره حواسمو پرت می کنه این جوری قبول نیست . عملیات باید در نهایت سکوت انجام شه . این جا که میدان جنگ نیست که این آقا عین رگبار داره حرف می زنه . .
 یه خورده داغ کرده بودم . طوری تمرکز کرده بودم که حواسم به کیرم بود ولی مثلا قیافه عصبی ها رو به خودم گرفته بودم . با ید با این عوضی همین رفتار رو می کردم . بهرام آشغال ...
 بیژن : من که دارم کیف می کنم . هر قدر بیشتر کیر شیدا رو توی کونم حس کنم بیشتر حال می کنم . شما هر چی دوست دارین با هم دعوا بیفتین .
 لاله : راست میگه این شیدا جون .  شما ساکت باشین . فقط تنها کسی که می تونه ناله کنه و اونم ناله هوس.. بیژن عزیزه که  به خاطر کیف کردن از کون دادن می تونه نشون بده که چقدر داره حال می کنه . .اونم با ناله های ملایم .
بیژن : اصلا اگه دوست دارین منم ساکت میشم تا شیدا جون به خوبی حال کنه و آبشو توی کون من خالی کنه . ولی من کیف می کنم . دوست دارم که آب کیر شیدا رو توی کونم حس کنم . میگن ویتامین داره قوت داره . اون وقت بهرام می خواد بیاد سهم منو بخوره ؟ کوفتش بشه . ..
 بهرام حرصش می گرفت از این که می دید بیژن برای منی من ارزش قائل شده و از خوش شانسی اون می دونه که اگه  بخواد آب کیر منو بخوره .
بنفشه : یک .. دو .. سه .. از همین الان شروع می کنیم . تا یک دقیقه و پونزده ثانیه دیگه اگه آب کیر شیدا از سوراخ کون بیژن زد بیرون شیدا برنده هست در غیر این صورت شکست خورده ...
 بهرام:
 من اعتراض دارم . قرار بود که فقط یک دقیقه مهلت داشته باشه ..
لاله : من می دونم جریان چیه . باید عدالت رو رعایت کرد . می دونی چرا ؟ وقتی شیداپس از انزال کیرشو از توی کون بیژن بیرون بکشه چند ثانیه وقت می بره تا اون آب برگشت کنه بیاد سمت عقب و ما مطمئن شیم که عمل انزال به خوبی انجام گرفته . در حالی که شیدای عزیز سر اون لحظه تونسته آبشو خالی کنه ...
 من دیگه داشت حوصله ام سر میومد . چون چند بار جلو گیری کرده بودم و اون قدر هیجان زده و حشری بودم که می دونستم کار به سی ثانیه هم نمی کشه ولی اگه قرار بود این جور لفتش بدن و حاشیه کاری اونو زیاد کنن ممکن بود آبم گیر کنه ..  حرکات گایشی توی کون بیژن رو به سرعت شروع کردم ..
 -آخخخخخخخخ  بیژن! بیژن کیرم .. کیرم .. هنوز پونزده ثانیه نشده بود که آب کیر من از سوراخ مگسی خودش خارج شد ..
 بیژن : اوووووووفففففففف چقدر داغه .. چقدر کیف میده .. لعنت بر تو بهرام که این جا هم می خوای حق کشی کنی .. به جاش باید یه شیشه شربت مولتی ویتامین خارجی واسم بخری .
چشامو بسته بود تا از خالی کردن آب کیرم توی کون آقا بیژن لذت ببرم ..
بیژن : اووووووووفففففف چه حس خوبیه .. کیر چه روون داره توی کونم حرکت می کنه .. آب شیدا روون ترش کرده ...
 -دارم بیرون می کشم . بهرام خان دهنتو بذار زیر کیر بیژن وقت نوش جان کردن منی من رسیده .
صورت بیژن عین میت سفید شده بود و هی رنگ می داد و رنگ می گرفت . همه از گوشه و کنار می گفتن خوش به حالت بهرام چه تو فیقی ! بهرام دهنشو گذاشت زیر  کون بیژن ..
لاله : بیژن جان کونتو بهش یه شیب رو به پایین بده که منی برگرده بریزه توی دهن بهرام .
بهرام دیگه مونده بود چیکار کنه آب کیر من از طریق کون  بیژن توی دهن بهرام خالی شد . اونو مجبورش کردیم که کون بیژن رو بلیسه آبای برگشتی رو بخوره  و حالا  نوبت ضربه ای دیگه بود که باید برش وارد می کردم .
-بهرام جون نوش جونت . حالا باید کیر منو لیسش بزنی . میکش بزنی . حواست باشه گازش نگیری ها . به خاطر تو هنوز نرفتم دستشویی و لوله ها و رگهاشو تمیز نکردم که تو بیای و با میک زدن تمیزش کنی . رگهای کیرمو بازش کنی ...
با خشم نگام می کرد .
بهرام : باشه می دونم چیکارت کنم . به موقعش خد متت می رسم . یه بار تونستی منو در مبارزه تن به تن شکست بدی ولی این بار دیگه نمی تونی .. خونسردی خودمو حفظ کردم . یه حسی بهم می گفت که این بار اونو خیلی زود تر از دفعه قبل شکستش می دم  -آخخخخخخخخ جووووووون چه خوب میکش می زنی .. بخور .. بخور .. رگ ها و لوله های کیر منو پاک پاکش کن . خوب می دونی چه جوری ردیفم کنی ......ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی