ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 101

اگه به این بهرام کارد می زدی خونش در نمیومد . صورتش عین کون بوزینه قرمز شده بود .. شونه هاشو با آخرین توانم داشتم و کونشو می کردم . گاییدن کون یک مرد خیلی لذت بخش بود . به من اعتماد به نفس می داد احساس قدرت می کردم . و بهرام بهش بر خورده بود .جووووووووون .. حلقه کونش یه سفتی خاصی داشت که کیرمو طوری به خودش قفل کرده چسبونده بود که انگاری لذتشو می تونست خیلی راحت از کیر به تمام نقاط بدنم برسونه .
-واااااییییییی  بهرام .. بهرام جون .. ناراحت نباش .. ما همینایی که این جا هستیم  می دونیم که تو به من کون دادی . از خر شیطون بیا پایین و زیر کیر من باش . خیلی حال میده .  نگو کیف نمی کنی .
  خیلی رندانه دوست داشتم عصبیش کنم . اگه در مورد یک مسئله بخوای شل بگیری فایده ای نداره . سواری خوردن بهتر از سواری دادنه . آدما رو نمیشه خوب شناخت . پس بهتره خودت رو به خوبی بشناسی تا بدونی که از زندگی چی می خوای تا بتونی راحت باهاش کنار بیای .  یه دستمو رسونده بودم یبه کیر بهرام  و بااون بازی می کردم .
 -نگاه کن بهرام جون ؟ اینم بهم حال میده . این قدر شما آقایون حساس نباشین  .. این قدر به کیرتون  ننازین . یه خورده هم با کونتون  ببازین ..  
یه حس خوبی داشتم . حس این که دارم یه مرد سر سخت رو میگام .
 بیژن : شیدا جون تمام انرژی خودت رو برای بهرام نذار .. منم هستما ..
آخ که چقدر این بیژن با حال بود . ولی می ترسیدم که پیش اون کم بیارم . دلم نمی خواست که این جوری بشه . اون خیلی هوامو داشته بود . در برابر بقیه ازم دفاع کرده بود . حال بهرامو گرفته بود . اگه کیرم کم می آورد من نمی تونستم سرمو بالا می گرفتم . باید یه کاری می کردم که این کیر داخل کون  بیژن هم ایستادگی لازمو داشته باشه . تا حالاشم که اومده بودم به خاطر دوپینگ قرصی بود که خورده بودم . هیچوقت تا به این حد احساس سفتی و شقی رو در کیرم حس نمی کردم ..
 بهرام : شیدا تمومش نمی کنی ؟
 -می خوام تا اون جایی که کونت به من حال میده باهاش حال کنم و بعد توش خیس کنم  بهرام : نه تو این کارو نمی کنی . سوراخ کون من آمادگی نداره ..
-سوراخ کون خانوما که شما مردا داخلشو با منی های نجس خودتون پر می کنین آمادگی داره ؟ البته از شما دو تا آقایی که این جا تشریف دارین معذرت می خوام . جسارت نشه . مجبور شدم این حرف رو بزنم . گاه آدمو وادار می کنن که یه چیزایی بگیم .
 لاله : من که خودم می دونم تو هر چی بگی درسته ..
-من نمی دونم شما ها چرا بیکار نشستین و محو کارای من و بهرام جون شدین . بهرام داداش .. اگه جای من و تو عوض شه تو این جوری دوست داری که من خیلی سرد و بی حال باشم ؟  کیرت چقدر شل شده بهرام جون .. یکی اینو تیزش کنه . این که درست نیست آدم همش کون بده .. مخصوصا یه مرد .. من نمی دونم این کون چی داره که شما  بیشتر آقایون از این که اونو اسیر یک کیر ببینین ناراحتین . شاید فکر می کنین که کون دادن یعنی ضعیف بودن و اونو  فقط مختص ما خانوما می دونین ..
بهرام : یکی این شی میلو خفه کنه همش داره ور می زنه ..
 -چیه تو هم ور بزن . زبونتو کوتاه کردم ؟
تا حدودی هم بهش حق می دادم به انداره کافی روی اعصابش راه رفته بودم .  با دو تا دستام پاهای بهرامو می مالوندم . حس کردم یواش یواش داره خوشش میاد . وقتی اون کیف می کرد منم لذت می بردم و با آرامش بیشتری به کارم ادامه می دادم . تمام آدما از این که یک کیری توی کونشون باشه و به نرمی به اونا حال بده کیف می کنن . شاید خودشون هم ندونن ولی بالاخره اینو حس می کنن . اینو خیلی از مردای کونی که از کون دادن فراری بودن می گفتن .. می گفتن که کون دادن یه احساس لطیفه .. که وقتی فکرت رو بسازی که یک مرد کونی فرقی با بقیه مردا نداره می تونی خیلی راحت کون بدی .. حس کردم که بهرامو زیادی گاییدمش ... کمرم سنگین شده بود .. پرش کیرم شروع شده بود . اینو بهرام به خوبی حس می کرد . یه لحظه خودشو به طرف جلو حرکت داد و همین رو اعصابم اثر گذاشت دستامو محکم دور کمرش حلقه زدم .
 -کجا می خوای در ری . یادت رفت چه ضرب شستی بهت زدم ؟
خون جلو چشامو گرفته بود . ساکورا رو دعا می کردم که تونسته بود با همون چند جلسه تمرین دادنم از من یک زن قوی بسازه . آب کیرم به سمت کون بهرام حرکت کرده بود ولی با این حرکت اون حس کردم حرکت نیمی از اون آب متوقف شده ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

5 نظرات:

ناشناس گفت...

با سلام اين داستان چندتا مادرشوهر و چندتا عروس كه لز كنندو مادرشوهرهاي خود را به سكس پارتي ببرند چي شد///؟

ایرانی گفت...

با درود ... سلام علیکم ... سال نو مبارک .. ساحت خواب ... خیلی ارادتمندیم ... این داستان لزاستادو دانشجو و عروس و مادر شوهر در واقع همون داستانیه که به درخواست شما شروع کردم .. دیگه از سکس پارتی نگفته بودی .. فرموده بودی لز چند تا عروس و مادر شوهر یا چند عروس و مادر شوهر ..وقتی از دو عنصر زن در داستان استفاده میشه یعنی داستان باید لز باشه .... و من پس از پایان داستان لز قبلی خودم داستان لز رو برای همین شروع کردم .. حالا حالا ها هم تموم نمیشه و تموم که شد یه مدل لز دیگه می نویسم چون دوباره بخوام مادر شوهر عروسی بنویسم یک نواخت میشه حالا اگه با درخواستت هماهنگ نیست من مقصر نیستم و اون جا هم اشاره کردم هر وقت داستان لز من تموم شد این لز رو شروع می کنم .. فرموده بودی چند عروس و چند مادر شوهر .دیگه از سکس پارتی چیزی نفرمودی . داستان رو هم که همین جور بدون مقدمه شروع نمی کنند ..منم دیگه برای این که یک تنوعی به داستان بدم از عنصر دانشجو و استاد هم استفاده کردم .. فعلا که به همین صورته و دیگه به همینشم نمی رسم .. و این داستان 2 بار در هفته منتشر میشه ...و در داستانهای لز هم من از عنصر مرد و سکس با مرد استفاده نمی کنم . چون این داستانو در منو و حالت لز خالص منتشر کردم و اینو همون موقع هم بهت گفتم و اتفاقا دو یا سه بار هم گفته بودی و من یادم بود .. در هر حال من تقصیری ندارم و فرصتی هم ندارم چون کلی داستانهای روز دارم و تقاضایی که فرصت نکرده ام به اون برسم .. و خب نیت من این بوده و رو حرفی که زدم بودم . با درود از همراهی و نهایت تشکر ... ایرانی

ایرانی گفت...

با درود مجدد به دوست عزیزم . اتفاقا من همین الان رفتم در ذیل داستان لبخند سیاه 130 دیدم که تقاضای داستان لز چند تا مادر شوهر و عروس رو داده بودید ..حالا من داستانو به شکل استاندارد ترش در آورده و اونو با یه حالت فانتزی ترکیبش کرده بعدا هم جا داره که نرم نرم و به تدریج یه تغییراتی هم داده شه اما یواش یواش .. دست نویسنده بازه ..و دیگه راستش دیگه بیشتر فرصت ندارم ... با سپاس .. ایرانی

ناشناس گفت...

ممنون همين داستان لز استاد و دانشجو هم خوبه اگر در اينده خواستيد داستان جديدي بنويسيد اين پيشنهاد را مد نظر داشته باشيد

ایرانی گفت...

با درود به دوست نازنین .. من این داستان را به حساب عروس و مادر شوهر هم می گذارم و اتفاقا عنوانی را که به عنوان عروس و مادر شوهر انتخاب کردم به خاطر همین بود که شما رویت بفر مایید .. البته می توان در ادامه داستان مطالبی را وارد کرد که در جهت تقاضای شما هم باشد .. یعنی مسیر داستان را پیچ و تابش داد .موضوع جدید وارد کرد ... با این حال بازم در آینده اگه فرصت بشه ..بعد ار رسیدگی به سوژه های متنوع دیگه .. به این موضوع هم توجه خواهم کرد . با تشکر و سپاس و نهایت احترام ..ایرانی