ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 80

امیر شلوارشو پایین کشید . فیروزه دستش  رسید به کیر درشت امیر و از همون پشت دستشو دور کیر پسر لول کرد و با هاش بازی می کرد . امیر با این که تا به حال کس و کون زیادی رو کرده بود ولی در این حالتی که فیروزه با کیرش بازی می کرد و اونم به اندام گوشتی و تپل و بر جسته اون نگاه می کرد به شدت هیجان زده شده و کنترلشو از دست داده بود . می دونست که اگه بخواد آب کیرشو خالی کنه به اندازه ای میشه که دیگه نشه پاکش کرد وفوران می کنه ولی فیروزه ول کنش نبود . زن هوس کرده بود که منی پسر رو ببینه .. لذت ببره . کیف کنه از این که این پسر برای اون به هیجان اومده و داره حال می کنه . خوشش میومد که تونسته دل این پسر جوونو ببره ... لحظه به لحظه تیزی و کلفتی کیر پسر رو بیشتر حسش می کرد . بیشتر می تونست بفهمه که  امیر چقدر طالب اونه .. پسر دستشو گذاشته بود جلوی دهنش تا جلوی آه کشیدنهای خودشو بگیره .. فیروزه همه اینا رو از توی آینه می دید سرشو نمی تونست به اندازه کافی بر گردونه و فقط دستشو از سمت عقب رو کیر امیر قرار داده بود و اونو در یه حالت جق زدن حرکتش می داد .. امیر دیگه نتونست جلوی خودشو بگیر .. پرش پشت سر پرش و فیروزه اینو حسش می کرد .. لمسش می کرد .  یه لحظه که کف دست لول شده فیروزه کمی عقب تر رفت و به وسطای کیر رسید منی امیر در هر جهش به این ور و اون ور می ریخت و چند قطره ای از اون ریخت روی زمین و آینه .. و پسر به این فکر می کرد که چطور می تونه اون نقطه ها رو تمیزش کنه .. راهی نداشت جز این که با آستین پیراهنش روی آینه بکشه  . ولی این جوری آینه لک می کرد . پاهاشو هم گذاشت رو قطرات منی ریخته شده روی زمین تا اونا رو پخش کنه . اما فیروزه حشری ول کنش نبود . کونشو از پشت می زد به کیرکمی شل شده امیر .. ولی با همه تخلیه شدنش کیر هنوز تپل بودن  خودشو حفظ کرده بود .. پسر با این که به اندازه کافی انزال شده بود ولی خیلی زود حس کرد که تمایل به فرو کردن کیرش در کس فیروزه رو داره . دستشو گذاشت روی شورت فانتزی فیروزه اونو به کناری زد و راه کسشو کاملا باز کرد .  کس فیروزه رو سرشار از هوس و غرق آب دید .. یه فشاری به اون آورد و با یه حرکت کیرشو به انتهای کس فرستاد ...  در اون جای تنگ فیروزه مراقب بود که بدنش به آینه و کناره ها نخوره .. خیلی سخت بود تلنبه زدن در  اون کابین .. ولی امیر کیرش یک بار دیگه سفت و شق شده بود و فیروزه اینو به خوبی حس می کرد .. دوست داشت حالا توی رختخواب خودش می بود و امیر تا می تونست به اون حال می داد .
امیر : اوووووووووههههههه جووووووووون ... خوشگله .. چقدر تپلی .. چقدر با حالی . اسمت چیه ؟
-فیروزه
-شوهر داری ؟
-نه .. بیوه هستم .. یه پسر دارم ..  یه خورده تند تر ..
-باید خودموبکشم عقب تر .. این جوری تنم می خوره به در ممکنه صدا کنه .
 فیروزه : باشه آروم تر صدامون نره بیرون ..
امیر در حال سکس با فیروزه و فرو کردن کیر توی کس اون با آستینش همچنان روی آینه می کشید تا اثرات منی پخش شده رو پاک کنه . فیروزه حس کرد که که آبی داره رو پاهاش می ریزه ... آروم آروم داشت ارضا می شد .. چشاشو بسته بود  یه دستشو به گیره لباس رسونده و خیلی آروم فشارش می داد .. امیر از حالت و حرکت فیروزه فهمید که اون ار گاسم شده و در حالی که زن سرشو به سمت عقب بر گردونده زبونشو در آورده بود و امیر اون زبونو میون لباش گرفت و بعد با یه بوسه لب به لب در کیرش به صورت قفل شده در سوراخ کس فیروزه نگه داشته بود چند قطره ای رو توی کسش خالی کرد ... تمام این عملیات پنج دقیقه هم طول نکشیده بود .. درست در حال مرتب کردن خودشون بودن که سپیده شروع کرد به در زدن .. فیروزه و امیر اومدن بیرون .امیر یه حالت وا رفته ها رو پیدا کرده بود ولی فیروزه سر حال و با نشاط نشون می داد .
 سحر : فیروزه جون مثل این که حالت خیلی جا اومده .
فیروزه : اگه بدونی چه حالی داشت ! دوست داشتم تا چند ساعت همین جور حال می کردم . یا با هم می رفتیم یه جایی و خوش می گذروندیم ..
 سحر : نمی دونم چقدر بیکاری زیاد شده که اون با این تیپ و کلاس اومده و داره این جا کار می کنه . از صحبتای امیر و منیژه متوجه شدم که این پسره تازه اولین روز کاریشه . دختره چه حرصی می خوره وقتی ما امیر رو اون داخل قفلش می کنیم . بدجوری شیره امیر رو کشیدی . فکر کنم کیرشو همچین چلوندی که انگار واسه بقیه آب نداره ..
فیروزه : تازه من خودمم خوب سیر نشدم . بازم اشتها داشتم و دارم ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

4 نظرات:

دلفین گفت...

عالیه بود داداش دمت گرم خیلی باحال بود مرسی

ناشناس گفت...

میشه لطفا داستان خانواده خوش خیال رو در قالب PDF برای دانلود بذارید؟
ممنون
نیلوفر

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین جان .. دستت درد نکنه ..خسته نباشی ....

ایرانی گفت...

با درود به نیلوفر عزیز و تبریک سال نو ..راستش من زیاد در مورد مسائل دانلودی به این صورت اطلاع دقیقی ندارم اما سعی می کنم سر فرصت یه جوری برات ردیفش کنم و در همین داستان بذارم .... دستت درد نکنه ..همراه داستانهامی و اسمت هم که زیبا ترین اسمیه که می تونه واسه یه دختر وجود داشته باشه ..با احترام .... ایرانی