ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 89

نسترن : اووووووووووففففففف ... آخخخخخخخخخ کسسسسسسم کسسسسسسم  داغه .. خیلی آب می خواد .. هر چی آب کیرت رو می خوره سیراب نمیشه . بازم می خواد . جوووووووون بدش به من ..  وقتی  شیره  جونمو توی کسش خالی می کردم حس می کردم که آروم و قرار گرفتم . این نهایت لذت بود . عشق می کردم . یه اعتماد به نفس خاصی بهم دست می داد . یه احساس غرور . احساس این که یه حالت دون ژوانی دارم و دخترا و زنا از این که با من باشن لذت می برن . با این که تمام تنم خسته بود و احساس کوفتگی می کردم ولی دوست داشتم با کردن کونش یه دلی از عزا در بیارم . چه حالت قشنگ و هوس انگیزی داشت کونش !.. اونم وقتی که با یه قوس بلند و حالت توپ می رسید به رون پاش . دلم می خواست کونشو گاز می گرفتم .. و همه قسمتهاشو می بوسیدم و همه جاشو می خوردم .. شکممو گذاشتم بالای کونش . خوشم میومد که اون بر جستگی رو روی تنم حس کنم .  سرموروکپل چپش قرار داده و کونشو از وسط باز کردم . به آرومی انگشتمو فرو کردم داخلش .. نرم نرم و به کندی انگشتمو می کردم توی کون . چقدر خوشم میومد از این منظره .. یه بار که انگشت فرو کرده توی کونشو کشیدم بیرون از پشت انگشتمو گرفت و فرو برد توی دهنش .. چقدر از این کارش خوشم اومد .. ولی در حرکت بعدی اون انگشت خودشو کرد تا ته کونش و اونو به سمت دهنم نزدیک کرد . راستش  من یه لحظه تردید داشتم که انگشتشو  بلیسم یا نه ولی اون با صمیمیت و عشق و هوس خاصی انگشتمو مکیده بود . منم اون انگشتشو گذاشتم توی دهنم . نمی دونستم چیکار کنم ..در هر حال انگشت نسترنو  میکش زدم . آخ که چه طعم و بوی خوبی داشت !  من نمی دونم  با داخل سوراخ کونش چیکار کرده بود که تا این حد  خوش عطر بود .. این بار خودم انگشت کردم توی کونش و قبل از این که اونو ازم بقاپه خودم فرو بردمش توی دهنم و با لذت میکش زدم ..
نسترن : بد جنس حالا بهم نمیدی میکش بزنم ؟ حالا که این طور شد منم انگشت خودمو بهت نمیدم بخوریش  ..
 ولی این بار کف دستشو گرفتم توی دست خودم و دونه به دونه انگشتاشو میک می زدم . خیلی آروم و با حال  این کارو انجام می دادم . ..
 -آخخخخخخخخخ .. شهروز .. شهروز ... نگاه کن .. کونمو خوب ببین ..  حس می کنم کونم از هوس داره ورم می کنه ..
-این که ورم داشته از اول ..
-حالا سرخ سرخ شده . تبشو احساس می کنم . جووووووووون . جووووووووون . بدش به من .  .. نههههههه .. دیدی از بس معطلش کردی صدای این دختره هم در اومد .  نلی داره گریه می کنه . اون هر وقت بیدار میشه باید بیارمش پیش خودم .
-پس کار من و تو چی میشه ..
-نمی دونم . ولی بچه اگه ببینه خوب نیست .
-اما در سن نلی توی ذهنش  نمی مونه . من کاری می کنم که اون نبینه که مامانش زیر کیر یکی دیگه خوابیده . الان کدوم بچه رو دیدی که دو سالگی خودشو به یاد داشته باشه . ..
 نلی کوچولو اومد پیش مامانش و توی بغل مامان جونش جا گرفت . اون فقط صورتمو می دید . استیل مادرش طوری بود که قسمت جلوی بدن منو پوشش بده . جلوی بدنمو به پشت بدنش چسبوندم . نسترن دختر کوچولوشو نوازش  می کرد و منم اونو نازش می کردم . اون قدر به کسش چنگ انداختم تا یه بار دیگه خیسش کردم و از اون جا آب کسشو به طرف بالا فرستادم .. کیرم عین چماق شده بود . سفت و سنگی . این جوری گاییدن هم یه حالی واسه خودش داشت . دزدکی و خیلی ماهرانه . جووووووووووون .. خیلی بهم مزه می داد . دختره ساکت شده بود . نمی دونست که مامانش چه شیطونیه .. کیرمو گذاشتم سر کونش . اگرم دردش می گرفت نمی تونست زیاد خودشو یه طرف جلو حرکت بده . ولی من تا می تونستم صبوری پیشه کردم و خیلی آروم گذاشتم که کیرم به طرف جلو حرکت کنه . نسترن چشاشو بسته بود .ظاهرا زود تر از دخترش خوابش گرفته بود . که البته این خماری اون مربوط می شد به  مالش و ماساژدادنهای من و کیری  که گذاشته بودم سر سوراخ کونش .. سر کیرم رفت توی کون .. اون کون ناز و تپلی خودشو به طرف کیرم حرکت داد که خیلی خوشم اومد .
-نترس عیبی نداره بذار دردم بگیره . همون اولش این جوریه . خوشم میاد . خیلی کلفته . لذت می برم . این حرکت رو به عقب اون که یه فشاری هم به کون و مرکز کسش آورده بود سبب شد که دو سه سانت دیگه از کیر من بره توی کونش . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی