ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 6

پریناز : خیلی خسته ات کردیم پریسا جون .. الان که شام خوردیم تو می تونی بخوابی و من و پریز بریم یه دوری بزنیم . آخه از شبهای تایلند خیلی تعریف می کنن .. راستش من با این بر نامه ای که از این دو تا خواهر دیده بودم خیلی ترس برم داشته بود که نکنه نصفه شبی بخوان اونا رو از راه به در کنن . تحملشو نداشتم که سرشون بلا بیاد . مو بر تنم راست می شد اگه متوجه می شدم اونا جنسشون خرده شیشه داره و می خوان یه کارایی صورت بدن . دو تا داماد داشتم یکی از یکی بهتر .. نه .. اینا فقط در حد فانتزی و اینه که یه جوری با خودشون حال کنن و فکر نکنم راضی باشن که خودشونو در اختیار یکی دیگه بذارن . -منم با شما میام فعلا که خوابم نگرفته امروز هم به اندازه کافی خوابیدیم و فکر نمی کنم دیگه مشکلی ایجاد شه واسم . دو تایی شون  ظاهرا تو ذوقشون خورده بود . من شده بودم سر خر .. باهاشون راه افتادم چقدر همه جا زیبا بود . همه جا عین روز روشن بود . روشن روشن . دو تایی شون می خواستن برن دیسکو . عاشق رقص بودن . با این که من ازشون وارد تر بودم . -چی بچه ها ؟/؟ برین اونجا چیکار کنین . می دونم چه جونورایی اونجا هستن ؟/؟ -خواهر پس ما هم داریم میریم اونجا میشیم جزو جونورا ؟/؟ -کی گفته همچین فکری داشته باشی. اونا دو تا بودن و من یکی بالاخره مجبور شدم که با هاشون راه بیفتم . پول بی زبون تایلندی رو که بهش می گفتن بت یا بات شروع کردیم به خرج کردن .. خانوما هوس یه دیسکو با حال رو داشتن .. -میگم چطوره بریم هالیوود خیلی تعریف می کنن .. -نه پریزاد دیسکو ایرونی ها بهتره .. خلاصه ما رو گردوندن و سه چهار تا دیسکو رو بر رسی کردن آخرش دیگه کلی خسته هم شده بودیم ولی یکی از این جا ها نگه داشتن . یه چند تا تیپی رو که دیدم شبیه آدما بودن ولی قیافه های مسخره هم داخل اون جمع زیاد داشتیم . انواع و اقسام هندی و تایلندی و عرب و حتی چند تا اروپایی هم در این جمعیت بر می خوردند . بعضی هاشون هم چه لباسای زننده ای داشتند که بیشتر بد حجابی ها مال زنان بود .. وووووویییییی صورتم از خجالت سرخ شده بود . یکی از زنا یه  شورت توری به رنگ مشکی روشن پاش کرده بود که تمام زوایای کونش مشخص بود . تیپ زنه نشون می داد که باید اروپایی باشه ویه مرد چشم بادومی هم با کف دست مرتب می زد به کونش. هر کی دست هر کی رو می گرفت و مشغول بود . یه عده عده ای رو دعوت به مشروب می کردند . راستش من یه چیزایی در مورد دیسکو شنیده بودم ولی فکر می کردم خیلی راحت تر بشه باهاش کنار اومد . -پریزاد ! پریناز ! اینجا کجاست اومدیم . بعضی حرکاتشون غیر قابل تحمله .. پریناز : منظورت اینه که بعضی تیپ ها شبیه به جنده هاست ؟/؟-دیوونه به خودمون چرا تو هین می کنی .. یه گردن کلفت نره خر که سفید پوست خارجی هم بود دست پریناز خوشگله رو که از همه مون جمع و جور تر هم بود گرفت و برد یه گوشه ای و خواهرم هماهنگ با اون می رقصید -پریناز ..مبادا مشروب بخوری .. یه چند نفری با تعجب به روسریم نگاه می کردن . انگار آدم ندیده بودند . پریزاد بهم گفت خواهر حالا اگه می تونی روسری رو از سرت بر داری بد نیست . این جا یه جوری آدمو نگاه می کنن . فکر می کنن از بیابونای عربستان اومدیم . -فکر کردی اینایی که اینجان فرهنگشون بالاتر از بیابون نشیناست -ما هم این طور -آره .. من  با  بلوز و یه جین چسبون اومده بودم به دیسکو .. اینو واسه خودم تخفیف اومده بودم ولی هنوز عادت نداشتم روسری از سرم بر دارم . در عالم خودم بودم که حس کردم یه پنجه ای رو وسط کونم نشسته . یکی به کونم چنگ انداخته بود . می خواستم  برگردم و بذارم زیر گوش طرف که دستای مردونه شو حس کرده بودم ولی یه حرکتی به خودم دادم و روبه جلو رفتم سرمو که بر گردوندم یه مردی رو دیدم قد بلند با یه تیپ غربی که یه لبخند زد و شستشو برد بالا .. انگاری که منم خیلی لذت برده باشم . پریزاد نفهمید چی شده .. در همین لحظه یکی اومد نزدیکی ما .. -شما ایرانی هستین ؟/؟ پریز طوری خوشحال شده بود که انگاری در کویر یه لیوان آب پیدا کرده باشه .. فوری باهاش رفت .. دو تا خواهرامو می دیدم که دست تو کمر طرفشون دارن می رقصن . یه سری واسه خودشون مشغول بودن .. راستی راستی اینجا شده بود شبیه به جنده خونه .. گرمم شده بود .. بد جوری احساس خفگی می کردم . لـــله دو تا خواهر بودن این درد سرا رو هم داره . خودمو کشیدم به گوشه ای خلوت تر.. ووووووییییی .. یه صحنه دیگه ای جلب توجه می کرد . البته در زشتی .. یه سیاهپوست گردن کلفت افتاده بود رو یه زن تایلندی .. زنه نیمه لخت شده بود و اون مرد لباشو گذاشته بود یه طرف سینه زنه ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم خسته نباشی داستانها همه عالی بودن دمت گرم

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین جان عزیز و مهربان .. روز و شبت خوش ...ایرانی