ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 80

مهرداد همش مراقب عکس العمل من بود و می خواست ببینه که چیکار می کنم . -طناز مگه اون جا اتفاقی افتاده که این قدر هیجان زده شدی ؟/؟ -چه اتفاقی ؟! -کسی خواسته بهت جسارتی کنه ؟/؟..دیگه ادامه نداد . انگاری روش نمی شد که بقیه حرفاشو بزنه . می دونم می خواست بگه مگه تو تحریک شدی که دیگه ادامه نداد . از من حساب می برد . -ببینم حاج آقا جسارت کردن که این قدر هیجان نداره . اومدم رو سر و صورت مهرداد نشستم و اون قدر کسمو به دهن و بینی اون مالیدم که  ناحیه تماس خودم و اونو هر دو تا رو سرخ کردم . -بیادیگه بیا روم . من دیگه حسی واسم نمونده . اونو کشوندم طرف خودم . تا می تونستم خدمتش رسیدم . یعنی اون خدمت من رسید و حال داد .  -عالیه . عالیه مهرداد جون . اگه پسر خوبی باشی همیشه از این تشویقی ها بهت میدم . آفرین پسر خوب و دوست داشتنی . می دونستم اون از این که پس از یک شب سخت داره سکس می کنه همچین سر حال سر حال هم نیست . چقدر دلم می خواست یه هیجان تازه ای اینجا بود خوشم اومده بود . به کسی باج نداده بودم . سیطره خودمو ثابت کرده بودم .  حتی تشنه ها رو به لب چشمه هم  نبرده بودم تا اونا رو تشنه بر گردونم . چشامو بستم ودرمجلس خودمو در حال و هوای فضایی قرار دادم که بردیا با حسرت به من نگاه می کرد . من چه جوری می تونم بازم اونو ببینم . کاش بیشتر با هم حرف می زدیم . کاش یه خورده بیشتر با هم تماس بر قرار می کردیم و صمیمی تر می شدیم . اون که خودشو خیلی صمیمی نشون می داد . بیشتر این من بوذم که سعی داشتم خودمو کنار بکشم . ایرادی نداشت می تونستم یه جورایی با این شرایط سر کنم . مهرداد خیلی از خودش مایه گذاشت و آخر سر هم یه مایعی از خودش هم گذاشت و این کار رو پس از این که منو به ار گاسم رسوند انجام داد . مهرداد رفت و منم با این که خیلی خمار بودم دوست داشتم از طریق اینترنت و چت بازم سر به سرش بذارم و با هاش حال کنم . خیلی خسته و خمار بودم ولی می چسبید اگه مخشو کار می گرفتم تا به خیال خودش فکر نکنه هر غلطی که دوست داشت می تونه انجام بده . .. پس از سلام علیک با مهرداد ..اون که فکر می کرد داره با فر زاد حرف می زنه شروع کرد به آه و ناله کردن .. واسم انشا نوشته بود . -آقا فرزاد . امشب  به طناز خیلی خوش گذشت . خونه که اومد افتاد به جونم .. -اون جا چه خبر بود . کسی به  گیرش نیومد -چرا با یکی خیلی گپ می زد . منو امید وارم کرده بود . ولی فکر نکنم به اونجا هم باید دلخوش باشم -همه چی درست میشه .اونو باید آزاد بذاری . -همین کار رو هم انجام میدم . دیگه صبرم سر اومده . -نکنه به وقتی کار دست خودت بدی... حرف ضربدری رو پیش نکشی ها -نه ضربدری نه . می خوام طناز رو فقط زیر یک کیر دیگه ببینم ... -اون دفعه هم بهت گفتم خواستن توانستن است . -اگه بدونی چقدر خوشگل کرده بود .. تنگ و چسبون .. اووووووففففففف چه جوری بهش حمله نکردند ؟/؟. -مگه اونو بردی بودی به باغ وحش بدون لونه و خونه و حفاظ ؟/؟ این همه بی حجاب بودن تو باید درست روزنت انگشت بذاری ؟/؟-پسر اگه بدونی یکی چه جوری نگاش می کرد -بگو چه جوری .. -با نگاش داشت می گفت می خوام تو رو بکنم . تمام سرمایه مو می ریزم به پات که تو رو بکنم . نگاه بردیا این طور بود . -شاید زنت هم بتونه خودشو قانع کنه که بره زیر کیر یکی دیگه . باید شکیبا باشی -تا کی -اونو به حال خودش بذار . هیجان حرفاش ادامه داشت و من داشتم به بردیا فکر می کردم . پیامهای مهرداد زیاد شده بود . خسته بودم . ولی دوست داشتم به همه اونا جواب بدم . با این حال خوابم میومد . صبح که اون رفت بیرون یه  سری به سایتی زدم که عکسای برهنه منو میذاشت .. از این که کیر های شق شده رو می دیدم که پشت هر کس داوطلب گاییدن منن لذت می بردم . همین به من انرژی می داد . کاش مهرداد سر زده واسه رفتن اقدام نمی کرد . با این حال حسرت خوردن به زمانهایی که دیگه بر نمی گرده فایده ای نداره .. رفتم جلوی آینه تمام قد . خودم شیفته تن و بدن خودم شده بودم . حال و حوصله جواب دادن به موبایلو نداشتم . این کی بود که این وقت صبح دست از سرم ور نمی داشت . شماره واسم آشنا نبود . حوصله شو نداشتم . بالاخره گوشی رو گرفتم . -ببینم اگه زنگ در خونه ات رو هم بزنم همین جور ی معطلم می کنی .؟/؟. ووووووویییییییی جوووووووووون بردیا بود . اون از کجا شماره مو گیر آورده بود .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی