ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 5

-خیس عرق شده بودم . از این که اوم مرد فکر کنه ما دیگه جه جورشیم . از فروشگاه تا هتل زیاد راه نبود . پیاده بر گشتیم . تو راه یه چند دقیقه ای رو سه تایی مون ساکت بودیم . مثل این که اونا هم حس کرده بودند که سکوت بهترین کاریه که می تونن انجام بدن . -دخترا اینا چی بود که خریدین . اصلا شما خجالت نمی کشین ؟/؟ به خاطر چی با آبروی آدم بازی می کنین ؟/؟ اصلا برای چی گفتین که من در این سفر با شما بیام . زشته . خوبیت نداره . جلوی یک مرد غریبه .. دست به کیر مصنوعی زدن اصلا چه معنا داره . من بمیرم .. تو پریناز چه جوری روت شد دستتو دور کیر مصنوعی لول کنی و از بیضه تا نوکشو بمالی و قطرشو با دور دستت اندازه بگیری . پریزاد تو خجالت نکشیدی متر رو می گرفتی و طول کیر رو اندازه می گرفتی ؟/؟ بمیرم .من چه جوری به شوهراتون بگم که شما به دنبال کیر مصنوعی بودین . پریناز : مگه تو اومدی جاسوسی ما رو بکنی . ما اینا رو واسه یکی دیگه خریدیم . سوغاتی می خوایم ببریم ایران -آره جون خودتون . اگه موقعیتش باشه خودتون هم ازش استفاده می کنین . پریزاد : خواهر یه تست شاید بگیریم کارایی اون تا چه حده .. اینا در ایران شاید بیست برابر قیمتش به فروش می رسه . -مگه شما نیاز پولی دارین ؟/؟  اینجا رو میگیم هیچی . اگه در فرود گاه ایران گیر بدن چی ؟/؟ -با پول همه چی حله .. -چی رو حله . مگه چند بار سفر خارجه داشتی که بخوای با اینا آشنا باشی .. -ببین برادر شوهرم کار مند بانکه .. توی فرود گاه آشنا داره . می تونیم بگیم همون روزی که می رسیم تهرون یه جوری بیاد و ما رو یعنی جنسامونو رد کنه . اگرم طوری بشه حقیقتو میگیم که واسه یکی دیگه می خواستیم ؟/؟ -شما .. شما دلشو ندارین که این آشغالا رو به یکی دیگه بدین . -دستت درد نکنه پریسای خوش لفظ ما حالا ما آشغال استفاده کن شدیم ؟. تازه این قدر هم از این نگو که آبرومون پیش اون فروشنده رفت . اون فروشنده اگه می خواست واسه این چیزا مسئله آبرو رو پیش بکشه نمیومد و از این جنسا نمی فروخت . از طرفی ما الان اونو دیدیم فوقش هم اگه یکی دو بار دیگه واسه خرید بریم اونو ببینیم . و ممکنه تا آخر عمرمون دیگه سفر تایلند نداشته باشیم . واسه چی این قدر گیر میدی .. بازم ساکتم کردند . راستش نمی دونم چرا دموکرات بودن خودمو برده بودم زیر سوال . همش از آزادی افکار و عقاید می گفتم و از این که آدما در چهار چوب قوانین و این که آسیبی به دیگران نزده به حریم اونا تجاوز نکنن آزادن ولی در مورد خواهرام نه تنها مادر بازی در آورده بلکه طوری رفتار می کردم که از صد تا مادر شوهر هم واسشون بیشتر جلوه بده .. با همه اینا بازم حس می کردم که نیازه که مراقبشون باشم که اونا به انحراف کشیده نشن . چیزی بهشون نگفتم .. از در سوئیت که داشتیم وارد استراحتگاه خودمون می شدیم اون سه تا جوون پررو رو دیدیم که دارن میان طرف ما . همونایی که همسفر ما بودن و یکیشون بد جوری رفته بود تو نخ من و بهش اخم کرده بودم . -پریناز اینا این جا چیکار می کنن -ببینم مگه اومدن توی خونه تو ؟/؟ یه خورده اون ور تر اتاق اوناست . اونا هم با تور مان دیگه ؟/؟ ببینم دوست نداشتی در طبقه ما باشن ؟/؟ پسرای خوبی هستند . - بهشون رو ندین . لبخند هم نزنین . ظاهرا اونا مجردند .. پریزاد : میگن مجردا قدر زنا رو بیشتر می دونن . -بازم که پررو شدی . هر شوخی که تا حالا کردی و هر جلف بازی که در آوردی رو تحمل کردم ولی این که بخوای به شوخی هم اشاره به پسرای دیگه و خصلت اونا بکنی در شان ما نیست . ما با عزت و شرف و نجابت خودمون اومدیم اینجا که یه تغییر روحیه ای بدیم دلمون باز شه و از فضای یک نواخت و جو حاکم بر کشور مون چند روزی رو خلاص باشیم .. انرژی بگیریم .. پسرا با پررویی دست تکون داده و بهمون سلام کردند . دو تا خواهرا هم واسشون دست تکون دادند . -ناراحت نشو پریسا تو که می دونی این از ادب به دوره که ما جواب سلامو ندیم . این گناه شرعیه . -خیلی پوست کلفتین شما دو. نفر . فقط اگه بتونیم خودمو نو حفظ کنیم و بر گردیم شاهکار کردیم . من غلط بکنم که دیگه با شما جایی بیام . پریناز : از این دو تا خواهر شاد تر و خود مونی تر و باحال تر کجا می خوای پیدا کنی . کیف نمی کنی ؟/؟ .. دو تایی شون بغلم کرده و با پاچه خواری خودشون حسابی داشتند خرم می کردند . نمی دونستم تکنیک و تاکتیک بعدیشون چیه ولی یه چیزایی حدس می زدم . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی