ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اون دیگه مادرم نیست 4 (قسمت آخر )

اون روز بهاره حس کرد که چند کیلو لاغر شده . منان وقتی کارش تموم شد مادرشو به حال خودش رها کرد . می دونست اون از اضطراب داره دیوونه میشه . فیلمو از دست پسرا گرفت ..
-بچه ها دیگه حق ندارین با این زن باشین و حرفشونو بزنین . منم هواتونو دارم  . اینو هم ولش کنین بره .. با عزت و احترام ...
  منان دوست داشت که ببینه عکس العمل مادرش  چیه . زن وقتی که به خونه بر گشت مادرش یعنی مادر بزرگ منان  رفته بود خونه  بهنام داداشش که می شد دایی منان  تا یه چند روزی رو اون جا بمونه .... اعصابش خراب بود . لذتشو برده بود  و حالا داشت به این فکر می کرد که زیر کیر پسرش خوابیده . اون اگه می فهمید چی می شد . ولی حالا که نمیشه حقیقتو عوض کرد این اتفاقیه که افتاده ... ساعتها اشک می ریخت و گریه می کرد . به چهره اش در آینه نگاه می کرد . از خودش متنفر شده بود . باورش نمی شد که از سکس با منان لذت برده باشه ...  اون تازه داشت به سکس با غریبه ها عادت می کرد . به ایرج و بهزاد . اصلا چرا منان باید با زنانی میانسال رابطه داشته باشه .. حالا اون نه  به عنوان مادر بلکه به عنوان زنی که حسادت می کرد اعصابش خراب بود .. نمی خواست منان با زن دیگه ای رابطه داشته باشه .  لذت کیر منان همچنان رو کسش نشسته بود و عذاب وجدان هم رهاش نمی کرد . این لذت رو در تمام بدنش احساس می کرد . ولی اون دیگه نمی تونست با منان باشه . اگه پسرش می فهمید .. چی می شد . منان هم لذت کس و کون مادرشو در مغز کیر و تمام وجودش احساس می کرد . نمی دونست که با چه بهانه ای می تونه بازم با اون باشه . بهاره خودشو خیلی خوشگل و وسوسه انگیز می کرد .  ساپورتی به رنگ بدن پاش کرده بود که همرنگ کونش بود . می خواست منان رو تحریک کنه . ولی منان که نمیومد سمت مادرش .. در عوض پسر هم که این طور دید خودشو کاملا بر هنه کرد و با یه شورت تو منزل می گشت ..
 -مامان می بخشی که این جوری راحتم .
-تو هم باید ببخشی که منم با این ساپورت دارم می گردم ..
دو تایی شون سخت به بدن هم خیره شده بودند .
-پسرم از دوست دخترات چه خبر ..
 -مامان من ترجیح میدم با زنای میانسال دوست  باشم ..
-اگه اونا شوهر داشته باشن چی ..
 -جه اشکالی داره ! وقتی اون زن خودش می خواد من نا امیدش نمی کنم ..
-یعنی تو با همچین زنایی بودی . منان .. اگه بابات بفهمه ؟
-تو می خوای بهش بگی ؟ تو که با هاش قهری .. حتی یکی هست که اندامش کاملا شبیه به اندام توست ..
-دستت درد نکنه .. آفرین حالا منو با زنای بد مقایسه می کنی .. ببینم اگه مامان تو هم بخواد بره دوست پسر بگیره همین عقیده رو در موردش داری که ایرادی نداره ...
 منان فریادی سر مادرش کشید که بهاره جا رفت .. .
-مادر من اجازه نمیدم همچین فکری بکنی ..
بهاره : تو از دنیای یک زن چی می دونی . حاضری بری زن مردمو بگیری ولی مادرت رو یکی دیگه نگیره ..
 -مامان من اگه خودم با همچین مادری باشم اونو به غریبه ها نمیدم ..
 -آفرین پسرم . من اگه بهت بگم  می خوام یه دوست پسر بگیرم تو چیکار می کنی . ببینم جراتشو داری به من دست درازی کنی ..
مادر کیر شق پسرشو دیده بود .. امیر هم می دونست که بهاره این کارو کرده تا تحریکش کنه .. رفت طرف مادرش .. اون دست و پا می زد . امیر حریص تر می شد . ساپورت هوس انگیز امیرو حشری و وحشی کرده بود . بهاره که تجربه سکس با امیرو داشت هیجان زده شده بود و می تونست لذت با اون بودنو حس کنه . اون  فکر می کرد که امیر فکر می کنه که در خونه دانشجویی اش سمیرا رو کرده . می دونست که اون حالا خیلی هیجان داره . امیر ساپورت مادرشو پایین کشید  . سرشو انداخت رو کون مادرش . نذاشت از جاش تکون بخوره ..
 -مامان اگه یک بار دیگه از دوست پسر گرفتن گفتی دیگه نه من نه تو ..
 -و تو هم نباید از زنای دیگه بگی ..
 منان دیگه به مادرش مهلت نداد  . شروع کرد به انجام کارایی که اون دفعه نکرده بود . لیس زدن و مکیدن کس مادرش ... بهاره هم شروع کرد به ساک زدن کیر منان ...
 -بهاره جون .. فدای اون دهن داغت بشم من ... می خوای که من جبران کنم . می خوای به جای شیر از من آب کیر ؟ پس بگیر ..
 کیرشو محکم در دهن مادرش حرکت می داد تا این که هر چی رو که تو دهن بهاره خالی کرد مادره همه رو خورد . دو تایی شون کاملا لخت شدن رفتن رو تخت ..مامان خودم سر حالت می کنم .
 بهاره سرشو بر گردوند و چشمش به کیر کلفت و دراز پسرش افتاد ...
 -آخخخخخخخخ این دوای منه .. همین برام بسه ..
خودشو روی تخت طاقباز کرد تا پسر از روبرو بکنه توی کسش ...
 -مامان دوستت دارم ..
 -منم همین طور پسرم . بغلم کن .. بغلم کن ...
و منان یه لحظه فکرش رفت به صد ها شایدم هزاران  سال پیش .به گذشته های دور . . زمانی که حتی مادرا و پسرا می تونستن با هم از دواج کنن . ..
منان رو بهاره دراز کشید .. بغلش زد .. لباشو بوسید ... و کیرشو به آرومی فرو کرد توی کس بهاره ... و بهاره حالا می تونست خودشو در اوج لذت و هوس ببینه ..بیشتر از یک ربع کیر منان توی کس مادرش حرکت می کرد .. منان یه لحظه دستای بهاره رو , رو سینه اش احساس می کرد که از اون می خواست که خودشو عقب بکشه .. منان رفت عقب و آب کس مادرش با فشار و در یه  جهش فواره ای ریخت بیرون و چند بار دیگه پشت هم خارج شد .. امیر دهنشو گذاشت رو کس مادرش و اون خیسی رو لیس می زد . سر تا پای بهاره رو غرق بوسه کرد .. 
-فقط مال منی مامان .. مال من .
 و این بار وقتی کیرشو کرد توی کس مادرش  بهاره دستشو دور کمرش حلقه زد و محکم اونو به خودش چسبوند ... دو تایی شون با چشاشون به هم لبخند می زدند و همراه با این لبخند .. حرکت و جهش منی از کیر پسر به طرف کس مادر شروع شد و همراه با این حرکت دو تایی چشاشونو آروم آروم بستند ...
 منان  : مامان زن من میشی ؟
 بهاره : حالا هم زنتم . ولی واسم حلقه نگرفتی ها ..
منان : به من که خبانت نمی کنی ..
بهاره : فدات شم هر گز .. فقط به یک نفر خیانت می کنم .. چون با توام ..
 منان : به کی مامان ؟
بهاره : به بابات .... پایان ... نویسنده .... ایرانی